7,143 بازدید
معرفی و نقد فیلم ـ ویل هانتینگ نابغه ـ Good.Will.Hunting

معرفی و نقد فیلم ـ ویل هانتینگ نابغه ـ Good.Will.Hunting

ویل هانتینگ نابغه. به کارگردانی گاس ون سنت.

محصول سال ۱۹۹۷ که فیلمنامه آن به وسیله ی مت دیمون و بن افلک نوشته شد.

هنگامی که در پنجم دسامبر سال ۱۹۹۷ برای اولین مرتبه فیلم ویل هانتینگ نابغه بر پرده سینماها ظاهر شد کمتر کسی پیش بینی موفقیتی را می کرد که پیش روی فیلم قرار داشت. ویل هانتینگ نابغه که با یک بودجه ده هزار دلاری ساخته شده بود در اکران ایالات متحده حدود ۱۴۰ میلیون دلار، و در سطح جهانی ۲۲۵ میلیون دلار فروش کرد. همچنین فیلم موفق به کسب جوایز قابل توجهی شد: اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی برای مت دیمون و بن افلک، اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای رابین ویلیامز، و جایزه «گلدن گلاب» برای بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم.

همچنین ویل هانتینگ نابغه نامزد جوایز مهمی هم بود: اسکار بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول، بهترین بازیگر زن نقش مکمل، بهترین کارگردانی، بهترین آواز، بهترین موسیقی، و بهترین تدوین. و جایزه ی «گلدن گلاب» در رشته های بهترین فیلم درام، بهترین بازیگر مرد نقش اول درام، و بهترین بازیگر نقش مکمل درام. به علاوه اتحادیه کارگردانان و اتحادیه فیلمنامه نویسان ایالات متحده آمریکا فیلم را در رشته های بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه نامزد کردند.

Vill Matn 2

نیم نگاه بر داستان فیلم ـ نگاه یک کاربر دنیای مجازی

در دانشکده ی ریاضیات دانشگاهی در بوستون، پروفسور جرالد لامبو استاد ریاضیات دانشکده، یک مسئله ی بسیار غامض ریاضی را روی تخته برای دانشجویان طرح کرده. برخلاف انتظارِ پروفسور، مسئله به شکلی غافلگیرکننده توسط یکی از دانشجویان حل شده. دانشجویی ناشناس که خودش را معرفی نمی کند. پروفسور برای نشان دادن ضرب شستی به آن دانشجوی ناشناس مسئله ای بسیار پیچیده تر روی تخته طرح می کند و دانشجوی ناشناس را به هماوردی می طلبد. یکی دو روز بعد لامبو هنگام عبور از راهروی دانشکده پسر جوانی که کارگر خدماتی دانشکده است را می بیند که روی تابلو چیزی می نویسد. لامبو عصبانی می شود و سر پسر جوان فریاد می زند. پسر فرار می کند. وقتی لامبو پای تابلو می رسد متوجه می شود پسر در حال حلّ مسئله ی او بوده و آن را درست حل می کرده. پروفسور لامبو به جستجوی پسر جوان می پردازد و پی می برد او ویل هانتینگ نام دارد.

 ویل هانتینگ به جرم بزهکاری در حال محاکمه در دادگاه است. اما پروفسور لامبو قاضی را متقاعد می کند که این جوان بزهکار نابغه ای استثنایی است و موفق می شود رای قاضی را برای آزادی مشروط او اخذ کند. لامبو متوجه می شود ویل هانتینگ جوانی به شدت ناسازگار است. علیرغم مقاومت ویل هانتینگ، لامبو او را به یکی از دوستان قدیمی خود که روانشناس ماهری است معرفی می کند. ویل در ابتدا رفتار مناسبی با روانشناس ندارد. اما به تدریج رابطه ای پراعتماد میان او و روانشناس شکل می گیرد و ویل هانتینگ نابغه موفق می شود راهی جدید را در زندگی آغاز کند…

Vill Matn 1

 

نقد فیلم از یک زاویه دید متفاوت

شر همواره سعی داشته است به مقایسه میان علم ونبوغ با سایر مسایل بپردازد. مثلا مقایسه علم با ثروت یا مقایسه علم با قدرت و… اما به نظرمن این مقایسه در این فیلم میان علم و هنر است وشاید هم تلاش برای برقراری ارتباط میان این دو. اما بهتر است ببینیم که علم وهنر در این فیلم به چه صورت نمود پیدا کرده است. بعضی بر این عقیده اند که هر دو مورد یعنی علم(نبوغ) وهنر در شخصیت ویل میتوان یافت وبرای اثبات ادعای خود دیدگاه ویل را درباره موسیقی در صحنه ای که با نامزد خود در ارتباط با علم شیمی و….. گفتگو می کند به عنوان نمونه بیان می کنند. اما من براین عقیده ام ویل در ابتدای فیلم به مسایل زندگی تنها از دید علمی نگاه می کند وبه خیا ل خود بر این باور است که می تواند از راه علم ونبوغ خود به قضاوت در باره روحیات دیگران بپردازد این مورد را در اولین ملاقات ویل با آن مرد روان شناس می توان دید. اما صحبت های مرد روان شناس باوی باعث می شود دید ویل به زندگی تغییر یابد وسر انجام ویل را متقاعد کند که بر ندای عشق به نامزدش دل ببندد وبه جای پذیرش پیشنهاد سازمان اطلاعاتی آمریکا به نزد نامزد خود برود.این بدان معناست که ویل ابتدا شخصیتی مادیگرا داشته یعنی اعتقاد دارد که تمام مسایل را می تواند با نبوغ خود حل کند اما بعد از گفتگوهایی که با مرد روانشناس دارد به این نتیجه میرسد که در زندگی مسایلی است که برای حل کردن آن فقط باید عاشق بود. به نظرمن هنر مند کسی است که عاشق است وعالم کسی است که از پیرامون خود می آموزد وبه حل مسایل زندگی از طریق آموخته های خود می پردازد.ویل ابتدای فیلم عالم است ودر انتهای فیلم در تقابل علم وهنر سرانجام این هنر(عشق) است که پیروز می شود.

 فیلم اینگونه به بیننده القا می کند که آنچه انسان را به زندگی امیدوار می کند واو را وادار به تلاش برای رسیدن به هدف خود می کند عشق است ونه آن چیزی که از پیرامون خود کسب می کند وکلام آخر اینکه عشق ذاتی است ونه اکتسابی ومربوط به فطرت انسان است. 

Vill Shakhes 1

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

24 فریم در جشنواره کن

گزارشی از نمایش «۲۴ فریم» آخرین فیلم عباس کیارستمی در جشنواره کن

خواب در لحظه‌ی مرگِ نبوغ! دیوید ارلیش / ترجمه‌ی رضا حسینی عباس کیارستمی فیلم‌ساز ایرانی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *