13,120 بازدید
روابط پنهان و نامشروع جنسی در قرارگاه اشرف

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ روابط پنهانی و نامشروع جنسی ـ قسمت چهارم

منصور تنهایی ـ عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق

تهران

Saturday, April 13, 2013

ارسال به سایت نیم نگاه

چند روز بعد از اینکه ما را به قرارگاه اشرف انتقال دادند مسئولین سازمان نشست هایی در باره مرز سرخ برایمان گذاشتند و بحث های مرز سرخ در قرارگاه اشرف و سازمان از همان ابتدای ورودمان شروع شد. یکی از موضوعات در رابطه با زن های مستقر در اشرف بود و چگونگی تنظیم رابطه با زنان. در ابتدا شنیدن این بحث ها برایم خیلی سخت بود من که هیچ شناختی از مجاهدین نداشته و در باره سرکوب نیازهای بدیهی و طبیعی افراد در اشرف نشنیده بودم با شنیدن بحث مرزهای سرخ غافلگیر شدم. ولی ناچار بودم که مرزهای سرخ مجاهدین را قبول کنم که مثلا اینها خواهرهای ما هستند نگاه بد به انها نباید بکنیم و نگذاریم کس دیگری به زنان نگاه نامربوط کند و … یا اینکه می گفتند زنها رنج کشیده هستند در زمان شاه زندان بودند شکنجه شده اند پس شما وقتی به آنها نگاه نامربوط بکنید آنها اذیت می شوند. ما هم که تازه به اشرف آمده بودیم اغلب ساده بودیم حرفهای آنها را باور می کردیم به خودمان می گفتیم که اینها درست می گویند آنها خواهرهای ما هستند باید مرز سرخ را رعایت کنیم غافل از اینکه اکثر این زنها که در اشرف بودند تازه وارد بودند و به جز یکی دو نفر زمان شاه را ندیده بودند و یا اصلا به زندان نرفته بودند.

زنان جدا شده از مجاهدین خلق

خانم بتول سلطانی (نفر دوم از سمت چپ) افشاگر سوء استفاده جنسی مسعود رجوی از زنان در تشکیلات مجاهدین

روزها و ماهها گذشت ما در اشرف به زنها نگاه خاصی نمی کردیم اما در عین حال روز به روز شناخت ما نسبت به زنها در اشرف بیشتر می شد. تا اینکه بحث های طلاق های اجباری شروع شد. بعد از نشست طلاق های اجباری فهمیدم که مسئولین مجاهدین در واقع از صبح تا شب دروغ می گویند و به نوعی به همه ما خیانت می کنند. موضوعی که مرا خیلی آزار می داد اینکه به افرادی که از اردوگاه اسرای عراقی به اشرف منتقل شده بودند اهمیت نمی دادند و یا رفتاری تبعیض آمیز با آنها داشتند. این موضوع تلخ را همه می دانستند و در نشست ها مطرح می کردند ولی چه فایده که مسئولین مجاهدین به انتقادهای ما هیچ اهمیتی نمی دادند.

مواردی را در اشرف شاهد بودم که شب ها زنها و مردهای مجاهد در رده های گوناگون تشکیلاتی در اشرف با همدیگر رابطه می زدند و روابط نامشروع داشتند که نتیجه طلاق های اجباری و بحث انقلاب ایدئولوژیک بود. برای مثال افرادی مثل محمد‌ ، منوچهر ـ لعیا ، مرتضی ـ اکرم ( ص) و مریم ( مریم بعدها از مجاهدین جدا شد ).

وقتی چنین اوضاعی را می دیدم فشار روی من هم زیادتر می شد. به همین خاطر به خودم گفتم من هم مثل همه آدم و انسان هستم نیازهایی دارم باید در فکر چاره باشم. پس یک روز به فرمانده ام محمود فخری در باره تامین نیازهای طبیعی و مشروع ام گفتم و صادقانه از نیازم به ازدواج  با او حرف زدم اما فرمانده ام عصبانی شد و در پاسخ گفت : “منصور دیگه از این حرف ها نزن برو دنبال کار و مسئولیتی که بر عهده ات گذاشتند اگر یکبار دیگر چنین حرفهایی را تکرار کنی به اردوگاه اسرای عراق برمی گردی”

 من که از واکنش تند و خشن فرمانده ام ترسیدم دیگر چنین حرفهایی را تکرار نکردم ولی در روزها و ماههای بعد به دنبال فرصتی می گشتم تا نیازهای طبیعی ام را بر طرف کنم.

تا اینکه در یکی از روزها موقع رفتن به صبحانه به یکی از زن های مجاهد که مسئولیت تشکیلاتی مهمی در اشرف داشت خیره شدم متوجه شدم او نیز به من خیره شده است بعد از چند هفته از حرکات و نگاه هایش فهمیدم او هم مایل است تا با من رابطه بزند. پس جرئت کردم و مخفیانه یک نامه برایش نوشتم و سر فرصت به او دادم بی آنکه کسی متوجه شود. او نامه را گرفت و پس از مدتی جواب نامه را داد. در نامه اش چند شرط گذاشته بود، اینکه از رابطه مان به کسی چیزی نگوئیم تا موقعی که زنده هستیم. در جمع افراد به همدیگر نگاه نکنیم ، هر اتفاقی بیافتد و مسئولین سازمان شک کنند همدیگر را نمی شناسیم و شرط بعدی این بود که دیگر برای او نامه نگاری نکنم و نامه وی را بعد از اینکه خواندم سریع بسوزانم و اگر کاری با وی داشتم در زمین فوتبال همدیگر را ببینیم.

 سرکوب امیال جنسی و عاطفی زنان در فرقه رجوی

فرقه هایی چون مجاهدین خلق آزادی انتخاب انسانها را نفی و انکار می کنند

 چند روز گذشت اولین ملاقات را در یک جای خلوت با هم داشتیم با همدیگر بیشتر آشنا شدیم. من صادقانه از خودم گفتم از اسم واقعی ام ، از خاطرات کودکی و نوجوانی ام برایش توضیح دادم ولی او از همان شروع رابطه مان دروغ گفت هر چیزی که به من در باره خودش گفته بود دروغ بود. به من گفته بود اسم واقعی اش م. ا … است از زندان در ایران فرار کرده ، مجرد است و … اما بعدها فهمیدم شوهرش را در یکی از عملیات ها از دست داده است در ضمن شوهرش او را به اشرف کشانده ، او اهل سیاست نبوده ، در ایران هم به زندان نرفته بود و اسم واقعیش نیز (ع) است. (عف.س) البته این اطلاعات را وقتی با دوستان محفل می زدیم گیر آوردم. وقتی بعدا متوجه شدم او هم مثل رهبرعقیدتی مجاهدین مسعود رجوی براحتی آب خوردن دروغ می گوید و خیانت کردن جزئی از سرشت او شده است کینه از وی به دل گرفتم البته به او نگفتم که زنی دروغگوست و در رابطه با من صداقت ندارد فقط پیش او می رفتم تا مشکلاتم حل شود.

تا اینکه امریکا به عراق حمله کرد ما از همدیگر جدا شدیم و دیگر او را ندیدم. اگر او آن موقع با احساسات من بازی نمی کرد و به من دروغ نمی گفت پس از سرنگونی صدام و خلع سلاح شدن مجاهدین وقتی امکان خروج از اشرف برایم فراهم شد قطعا و حتما سعی می کردم وی را نیز از جهنم مجاهدین در اشرف نجات بدهم تا با هم در ایران زندگی خوبی را شروع کنیم ولی چون او عاشقانه و صادقانه به من دل نبست و فقط می خواست در رابطه زدن با من مشکل روزانه اش را حل کند دیگر احساس مسئولیت در باره او نکردم.

من که مدت هجده سال در میان مجاهدین بودم به جرئت می گویم و شک ندارم برخی از زنها و مردهایی که در اشرف بودند نه تنها به انقلاب ایدئولوژیک و چرندیات مسعود رجوی اعتقاد نداشتند که روابط جنسی با هم داشتند و خودشان را تخلیه می کردند و مسئولین سازمان مجاهدین در عین حال که این واقعیت را می دانستند اما سعی داشتند لاپوشانی کنند و در باره چنین روابطی به هیچوجه حرف نزنند زیرا تعدادی از مسئولین مجاهدین خود نیز به نوعی مشکل داشتند یکسری از مسئولین زن که توسط رهبرشان مسعود رجوی مورد سوء استفاده قرار می گرفتند تعدادی از مسئولین رده بالای مرد نیز اغلب روابطی با زنهای رده بالای تشکیلات رجوی داشتند نمونه و مثالهای فراوانی را می توان زد. زنی به نام م.ر که فرمانده یگان بود با فرشاد هر روز در اتاق کارش پنهانی روابط داشت. همه ی بچه های یگان هم این موضوع را می دانستند ولی به دلایلی چیزی نمی گفتند فقط موقعی که بچه ها محفل میزدند به این رابطه اشاره می کردند و از مشاهدات اتفاقی خود می گفتند …  فاکت ها خیلی زیاد است که در فرصت مناسب بدان خواهم پرداخت.

ادامه دارد …

قرارگاه اشرف

زنان قربانیان خشونت سیستماتیک در فرقه رجوی

 لینک  های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3942

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ فرار و ریزش نیروها ـ  قسمت سوم

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3596

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ قسمت دوم

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2733

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ قسمت اول

لینک به مقالات آقای منصور تنهایی

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2161

تاملاتی بر تبهکاری مجاهدین خلق ، عملیات کردکشی ـ بخش اول

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=1358

زندگی در مناسبات جهنمی مجاهدین و جامعه ایران

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2332

تاملاتی بر تبهکاری مجاهدین خلق ، شکنجه و قتل نسرین احمدی از اعضای مجاهدین ـ بخش دوم

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جابجایی فرقه رجوی به محلی دور افتاده در آلبانی!

فاجعه انسانی در راه است! هشدار در خصوص جابجایی فرقه رجوی به محلی دور افتاده در آلبانی!

زینال شهیدی جدا شده از فرقه رجوی – ساکن تیرانا تیرانا، آلبانی، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۷ …