هنر و سینما
124 بازدید
دام های نخبگان و نظریه پردازان شورای روابط خارجی امریکا برای مردم ایران

دام های نخبگان و نظریه پردازان شورای روابط خارجی امریکا برای مردم ایران

آرش رضایی ـ مدیر سایت نیم نگاه

Tuesday, January 02, 2018

“شورای روابط خارجی ایالات متحده نزدیک به نیم‌ قرن،‌ سهمی اساسی در شکل‌گیری مفاهیم بنیادی سیاست خارجی آمریکا داشته است. ما بر این اعتقادیم که این فرآیند نه تنها به خودی خود غیر دموکراتیک است،‌ بلکه نتایج حاصل از آن علیه منافع اکثریت مردم آمریکا و نیز سایر مردم جهان می‌باشد.”

لورنس اچ. شوپ، ویلیام مینتر(shoap and Minter)1

شورای روابط خارجی امریکا

شورای روابط خارجی امریکا نهادی تصمیم گیرنده و تاثیر گذار و همچون قدرتی در سایه در حوزه سیاست خارجی سیستم سرمایه داری بیرحم جهانی به سرکردگی آمریکاست.

نگاهی به لیست اعضای اولیه تشکیل دهنده شورا تا حدود بسیار زیادی مجسمه “الیگارش مالی” نیویورک را نشان می‌دهد. البته این امر با توجه به اهداف شورا امر بعید و عجیبی نیست و ایده‌آل شورا، سلطه طبقه سرمایه‌دار در حیطه امور خارجی و در راستای منافع آنان بوده است. اساساً “افکار عمومی” در نظر شورا چیزی جز نخبگان مالی و علمی جامعه نیست و مراد از “منافع ملی” جز منفعت گردانندگان آن نمی‌باشد. دقیقاً به همین خاطر است که سرمایه‌داران شرکت‌های چند ملیتی و مؤسسات خیریه، چون: “راکفلر، کارنگی، فورد و …” درصدد حامیان شورا قرار دارند و شورا با در دست داشتن مطبوعات و رسانه‌هایی چون: “نیویورک تایمز، واشنگتن پست، نیوزویک، شبکه سی.بی.اس، ان.بی.اس و …”، مدام جریان فکری خود را القا می‌کند.**

US Foreign Relations Council

دکتر محمد جواد ظریف

پروفسور هانتر به عنوان یک عضو رسمی “شورای روابطِ خارجی ایالات متّحده”. چند روزِ پیش اخطار کرده اسراییل – اعراب و دو حزب آمریکا، این بار فراتر از تغییر رژیم، اصرار دارند “ایران” فروپاشد. قرار نیست ایرانیِ روی نقشه جهان، باقی بماند! هانتر بوضوح می گوید پس از تضعیف سوریه، عراق و مصر، حالا نوبت ایران (و نه فقط جمهوری اسلامی) است که اخته شود. پرفسور هانتر به عنوان یک عضو رسمی “شورای روابطِ خارجی ایالات متّحده” می داند چه می گوید.

به تعبیری اخطارِ هانتر یعنی اینکه: بلیطی که دارد کف خیابانهای ما صادر می شود قرار نیست به زوریخ ، کوالالامپور یا حتی استانبول برساندمان. این یک بلیطِ یکسره به قندهار، موصل یا دیرالزور است.

و آشوب گسترده، کلیدی است که درهای جهنم را بر روی ملّت ایران باز می کند.

مجسمه “الیگارش مالی” نیویورک

در این میان دارودسته تبهکار و آدمکش رجوی سعی دارند برای جلب حمایت عناصر و طیف های میلیتاریست و تندروی “اولترا امپریالیسم” به سرکردگی آمریکا و نیز اربابان منطقه ای و واپسگرایانه ترین رژیم های منطقه یعنی عربستان سعودی بر موج اعتراض ها و نارضایتی های عمومی سوار شده و در مسیر و سمت و سوی خشونت افسارگسیخته هدایت کنند.

تلاش گسترده فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق بی شک راه به جایی نخواهد برد زیرا در حافظه جمعی و تاریخی ملت ایران دارودسته رجوی آشکارا با رژیم مستبد صدام متحد شده و به مثابه ارتش خصوصی رژیم بعثی در کشتار و ترور شهروندان ، سربازان و مدافعان میهن عزیزمان ایران نقش مستقیم داشتند. آنان مرزهای خیانت را در نوردیدند با سرویس های جاسوسی کشورهای متعدد در منطقه و سایر نقاط جهان همکاری مستمر و مداوم داشته و دارند به منافع ملی ایران پشت کرده اند و سران فرقه رجوی در پادوئی و مزدوری برای رژیم های مرتجع و قرون وسطایی و شاهزاده های شکم گنده و مفت خور عربی سر از پا نمی شناسند. آنان منفور ملت قهرمان ایران هستند. و از پایگاه اجتماعی برخوردار نیستند. مشکلات و معضلات جامعه ایران مربوط به ملت ایران است و اقشار مختلف جامعه ایرانی خود می داند چگونه از پس مشکلات و بحران های پدید آمده عبور کند. پس خائنان به منافع ایرانیان جایگاهی و نقشی در این میان نخواهند داشت. و از هر گونه امکان مداخله و تاثیر گذاری بی نصیب خواهند ماند.

همچنین میبایست سران فرقه ستیزه جو و فاشیست رجوی بدانند که در ایران امروز ایدئولوژی دگم مذهبی و تلقی فاشیستی آنان از دین و سیاست و بهره گیری از روش ها و شیوه های خشونت آمیز خریداری ندارد. سران فرقه همچون مرده ریگ های کهن بشمار می آیند و در تاریخ تکامل اجتماعی سالهاست  به حاشیه رانده شده اند.

فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق

برای نسل امروز جامعه ایرانی پاسداشت مفاهیم انسانی و مدرنی همچون “فردیت” ، “عشق” ، “آزادی و دموکراسی” ، “استقلال فکری” ، تحمل عقاید مخالف ، “پلورالیسم و تکثرگرایی ، مدارا و باورمندی به دیالوگ ضرورتی انکار ناپذیر و تک صدایی و اطاعت کورکورانه از “رهبری عقیدتی” ـ معنا و مفهومی که در تشکیلات رجوی یک اصل و ضرورت انقلابی و البته در نگاه ذهنیت مدرن ایرانی یک انگاره متعلق به ماقبل مدرنیته و امری غیراخلاقی و غیر انسانی بشمار می آید ، جایی ندارد. این یک امر مشهود است که فرقه مذهبی و ستیزه جوی مجاهدین خلق به زباله دان تاریخ پیوسته است و تلاش های  فرصت طلبانه آنان برای سوار شدن بر موج تحولات جامعه ایرانی ، باد رنگ کردن و آب به ریسمان بستن است.

آرش رضایی مدیر سایت نیم نگاه

عناصر و طیف های میلیتاریست و تندروی "اولترا امپریالیسم" به سرکردگی آمریکا

پی نوشت:

* آنچه در این قسمت بیان می‌شود، عمدتاً برگرفته از دو کتاب زیر است:

  • shoap and Minter “Imperial Brain Trust”: The council on foreing relation and us foreing policy (New York, Monthly Review press, 1977)

** تراست‌های مغزهای امپراتوری ـ لورنس اچ. شوب و ویلیام مینتر

لینک های مرتبط :

ناکامی منطق جنگ مسلحانه ، فاجعه ای برای آزادی ـ بخش اول

تاملی بر نسبت مطلق انگاری و ستیزه جویی در فرقه مجاهدین خلق

تاملی دوباره به گزارش تکاندهنده سازمان دیده بان حقوق بشر در باره فرقه فاشیستی مجاهدین خلق و بازتاب جهانی آن

مجاهدین خلق ، کابوس یک استراتژی ـ قسمت اول

گزارش وندی شرمن وزیر وقت در امورقانونگذاری امریکا در باره ماهیت تروریستی و فرقه گرایانه مجاهدین خلق ـ بخش دهم و پایانی

هافینگتون پست : توصیه به عدم همسویی دولت جدید امریکا با گروه تروریستی مجاهدین خلق که مورد تنفر مردم ایران هستند

مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ قسمت هفتم

راه متفاوت و عاقلانه مردم تبریز برای ایجاد اشتغال و توسعه … در نقد و بررسی مواضع ستیزه جویانه مرید کهنه کار رجوی

 

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

سمبل ها، نمادها و نشانه ها؛ مفید ترین وسایل مخدوش کنندگان ذهن

سمبل ها، نمادها و نشانه ها؛ مفید ترین وسایل مخدوش کنندگان ذهن

برداشت از کتاب: فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین نوشته: دکتر مسعود …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *