93 بازدید
نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت چهاردهم

میزگرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر تشکیلات رجوی ـ قسمت چهاردهم

آذربایجانغربی، ارومیه

منبع: سایت نیم نگاه

قادر رحمانی:

سازمان از چه اهرمی برای فشار به نیروها استفاده می کرد؟ در اشرف به نیروهای معترض می گفتند تنها جایی که هستی اینجاست، بیرون از اینجا مرگ است و نابودی!! و اگر به ایران بروید کارتان ساخته است. چون بهشت موعود همین جاست و دنیای بیرون از اینجا شما را به نابودی می کشاند. ما تصورمان در رابطه با ایران اینگونه شکل گرفته بود. و سوالات فراوانی برای کسانی که خواهان خروج بوده و با سازمان مشکل پیدا کرده بودند اما تحت شستشوی مغزی سازمان قرار داشتند ایجاد می شد از جمله اینکه وقتی ما به ایران برسیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه بلائی بر سرمان می آورند؟ و از این جور ابهامات که ذهن ما را اذیت می کرد. خب آرش، خانم مرضیه از سوالی که شما کردید فعلا طفره رفته ایشان توضیح بدهند تا بعد… (خنده حضار)

آرش رضایی:

 مرضیه، در صورت امکان در رابطه با خانم هایی که در تشکیلات هستند و اما تمایلی به ماندن در تشکیلات را ندارند، در باره ی وضعیت شان و اینکه بالاخره چه جوری شرایط آنجا را تحمل می کنند با توجه به تحقیر هائی که در مقر خانم ها نسبت به افراد خواهان خروج یا معترض اعمال می شود، چه توضیحی دارید؟

مرضیه قرصی:

من معتقدم اغلب خانم ها مایل نیستند در تشکیلات بمانند آن موقع هم که در قرارگاه اشرف بودم نارضایتی اغلب خانم ها را از طرز رفتار و گفتارشان می شد، فهمید. همه را به نوعی با زور و اجبار در تشکیلات نگه داشته اند. شستشوی مداوم مغزی خانم ها در قرارگاه اشرف و تشکیلات روز و شب ادامه داشت. با همین شستشوی مغزی و با بحث هایی که مطرح می کنند سعی دارند خانم ها را هر طوری شده در داخل مناسبات نگه دارند. با ترس و وحشتی که در ذهن نفرات ایجاد می کنند معلوم است که بچه ها بترسند و اراده خارج شدن از تشکیلات را نداشته باشند. واقعا بچه ها با این وضعیتی که در مناسبات حکمفرماست چه کار کنند؟ آنها بشدت می ترسند من همیشه در حالتی از ترس شدید قرار داشتم و می ترسیدم. ببین آرش خودت که در مناسبات سازمان سالها پیش از ما بودی شاید به خوبی درک کنی که من چه می گویم. شرایطی را سازمان برای نیروهایش به لحاظ روانی پدید آورده است که واقعا وحشتناک است نفرات دچار ترس ناخودآگاه و غیر ارادی هستند. من در قرارگاه اشرف مدت ده سالی که بودم همیشه این ترس را با خودم حمل کردم. یعنی سازمان برای اینکه بر نیرو و فرد در داخل مناسبات کاملا مسلط باشد عمدا و به طور غیرمستقیم ، چهره کریه و بیرحم خودش را به نوعی به نفرات در طی زندگی در مناسبات سازمان، نشان می دهد. ضمنا همزمان به نیرو القاء می کند زندگی در بیرون از سازمان یعنی زندگی حیوانی، بیهوده و پوچ. خب وقتی در این شرایط ذهنی و روحی قرار می گیری و همچنین با تبلیغات شدید به تو تلقین می کنند در بیرون از مناسبات همه منتظرند تا تو را تکه تکه کنند چه حالتی به نفرات دست می دهد. با توجه به این مسئله که نفرات مطلقا از بیرون مناسبات سازمان، اطلاعی و خبری ندارند و واقعیتها را نمی دانند. به این خاطر بود که من و سایر خانم ها در سازمان این دغدغه را داشتیم اگر به خارج از قرارگاه و هر جای دیگری برای مثال به کمپ آمریکا برویم یا به ایران بیایم چه اتفاق شومی خواهد افتاد؟ در قبل از سرنگونی رژیم صدام در نشست های عمومی که خودتان به خوبی می دانید مسئولین سازمان به افرادی که از مناسبات سازمان می خواستند بیرون بیایند و دنبال زندگی خودشان بروند تاکید داشتند حالا به هر دلیلی کاری ندارم، به آنها سازمان می گفت خب اشکالی ندارد، شما آزادید از عراق بروید اما چون ما مهمان سیدالرئیس یعنی صدام حسین هستیم و اینجا خاک عراق است برای اینکه شما اطلاعاتتان بسوزد ابتدا باید دو سالی بروید به خروجی که همان زندان سازمان بود و بعد از دو سال تحمل زندان، ما شما را طبق قوانین عراق تحویل استخبارات (دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم صدام) می دهیم تا تعیین تکلیف بشوید و تعیین تکلیف شدن از نظر آنان این بود که به ما صراحتا می گفتند: ” شما پس از بازجویی و دادگاه به اتهام نفوذی یا جاسوسی برای ایران به مدت هشت سال به زندان ابوغریب منتقل می شوید و بعد رژیم عراق شما را آزاد می کند آن وقت هر کجا خواستید بروید.”!!

مجاهدین

خب در این شرایط که سازمان به راحتی به ما می گفت در صورت جدا شدن و بریدن از سازمان در برزخ وحشتناکی گیر می کنید آن وقت عکس العمل ما چه بود؟ طبیعی بود فکر خروج از سازمان در ذهنمان از بین برود. چون دچار ترس شدیدی می شدیم بخصوص ما که زن بودیم به خودمان می گفتیم حالا اگر این ریل را طی کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟

تا اینکه رژیم صدام سرنگون شد و بعد از خلع سلاح باز سازمان با ترفندها و کلک هایی به ما القاء می کرد چون شما زن هستید کمپ آمریکا برایتان خطرناک است و آنجا ممکن است در معرض انواع و اقسام آسیب ها باشید. می گفتند: کمپ آمریکا یا همان تیف برای شما زنها خیلی جای خطرناکی است. و از این جور مزخرفات که فراوان می گفتند. ضمنا به نیروها شبانه روز تبلیغ می کردند و می گفتند هر کسی کمپ برود بریده و خائن است از هر عبارت و کلمه ای استفاده می کردند تا نیروهای خواهان جدایی را پشیمان کنند. من واقعا ترسیده بودم از این همه القائاتی که به من می کردند به خودم می گفتم اگر از اشرف به کمپ آمریکا بروم چه پیش خواهد آمد؟ چه سرنوشتی خواهم داشت؟ یا اینکه به ما می گفتند اگر ایران بروید وزارت اطلاعات چه بلاهایی که سرتان نمی آورد شما را زندانی می کنند شکنجه می کنند از انواع و اقسام تبلیغات عجیب و غریب، نادرست و پوچ استفاده می کردند یا می گفتند: “اگر به کمپ آمریکا بروید آمریکائیها آنجا زندان انفرادی دارند و شما را مثل یک حیوان و در گروه چند نفری شما را داخل زندان های انفرادیشان می کنند که مثل قفس حیوانات است به مانند حیوان با شما رفتار خواهند کرد مثل یک حیوان به شما غذا خواهند داد و بی احترامی خواهند کرد.”

اما وقتی از قرارگاه اشرف خارج شده، به کمپ آمریکا آمدم در کمپ به مدت تقریبا یکماه زندگی کردم و سپس به ایران بازگشتم آن موقع متوجه دروغگویی های آشکار و شاخدار مسئولین سازمان مجاهدین شدم.

مرضیه قرصی عضو جدا شده از فرقه رجوی

 در کمپ آمریکا ما از همه نوع امکانات زندگی برخوردار بودیم خیلی بیشتر از قرارگاه اشرف. برای مثال در آنجا ما از ماهواره و وسایل ارتباط جمعی چون تلفن برخوردار بودیم هر وقت اراده می کردیم به اعضای خانواده در ایران زنگ می زدیم یا اینکه خانواده هایمان با ما تماس می گرفتند و با هم صحبت می کردیم. در کمپ خیلی متمدنانه و محترمانه با ما رفتار کردند موقعیکه به ایران آمدم واقعا از آن همه دروغگویی رهبران سازمان متعجب شدم. در کمپ آمریکا بود که تصمیم گرفتم برای دیدن فرزندم که مدت ده سال بود او را ندیده بودم و مسئولین سازمان او را در سن دو سالگی در مقر بغداد به زور از من گرفتند و به ایران بازگرداندند هر جور شده و تحت هر شرایطی این ریسک را قبول کنم به ایران باز گردم حاضر بودم هزینه اش را بپردازم. چون دلم برای تنها فرزندم یک ذره شده بود بیش از این طاقت دوری او را نداشتم اما همینکه در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پایین آمدم با وجود آنکه ترس داشتم و خیال می کردم افراد وزارت اطلاعات بر سرم می ریزند و مرا مستقیم به زندان می برند و ممکن است شکنجه کنند اما در فرودگاه مهرآباد با اولین برخوردها و رفتارهای انسانی و محبت آمیز مسئولین دولت ایران، با تمام وجودم متوجه شدم سازمان ماهیتش با دروغ و فریب آمیخته شده است.

آرش رضایی:

مرضیه به نکات جالبی اشاره کردید ممنونم از شما. واقعا تامل در سخنان مرضیه و بیان مشاهداتش، اوج حماقت رهبران سازمان و ماهیت تشکیلات دارودسته رجوی را به خوبی عیان می کند. سیستمی از دروغ و ریا و فریبکاری، فلسفه وجودی گروهی تروریست است که برای رسیدن به اهداف شوم، پلید و ضد میهنی، در هر شرایطی در تباهی انسانها و آزار دادن آنها کوتاهی نمی کنند.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت سیزدهم

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت دوازدهم

میزگرد بررسی موارد نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه مجاهدین ، ارومیه ـ قسمت هفتاد و یک

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ توقف زمان در تشکیلات رجوی ـ قسمت هفتم

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ مکانیزم های کنترل ذهن در قرارگاه اشرف ـ قسمت دهم

 

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه با نصیر حیدری (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ نشست های شرم و حیا و نقطه مثبت در قرارگاه اشرف

مصاحبه با نصیر حیدری (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ نشست های شرم و حیا و نقطه مثبت در قرارگاه اشرف ـ قسمت چهارم

لینک به قسمت سوم مصاحبه با نصیر حیدری ـ نشست طعمه آرش رضایی: در نشست …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *