73 بازدید
ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت سیزدهم

میزگرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر تشکیلات رجوی ـ قسمت سیزدهم

آذربایجانغربی، ارومیه

منبع: سایت نیم نگاه

قادر رحمانی:

وقتی وارد ایران شدم پوچی تبلیغات سازمان و رهبران آن در رابطه با شرایط جامعه ایران را با تمام وجودم حس کردم زیرا با واقعیات جامعه امروز ایران اصلا همخوانی نداشت. صحنه هایی که من در ایران مشاهده کردم در تضاد با تبلیغاتی بود که سازمان راه انداخته است و ترس شدیدی را در ذهن و دل افراد با تبلیغات مداوم و مستمر جا انداخته بودند که اگر به ایران بروید با رفتارهای خشن و زننده مواجه خواهید شد و ما می ترسیدیم و در این فکر بودیم که اگر به ایران برویم چه اتفاقی برایمان خواهد افتاد؟

آرش رضایی:

در واقع رهبران سازمان فریبکارانه سعی داشتند اینگونه به افراد مستقر در قرارگاه اشرف و تشکیلات القاء کنند که ایران جایی برای شکنجه و کشته شدن است.

قادر رحمانی:

دقیقا، آنقدر به ما تلقین می کردند که ما ناخودآگاهانه از شنیدن نام ایران می ترسیدیم خیلی ببخشید می گویند: ملا نصرالدین خری داشت لاغر و مردنی وقتی به بازار برای فروش برد چنان تعریفی از خرش کرد که به خودش تلقین شد و باورش شد خرش لاغر و مردنی که نیست بلکه چاق و چالاک هم هست و سر انجام پشیمان شد و گفت: نمی فروشم مال خودم. حال تبلیغات رهبران سازمان و آنچه که به دروغ آنها مطالبی را مدام بر افراد تشکیلات تلقین می کنند عین همان داستانی است که تعریف کردم به این ترتیب تبلیغات دروغ و غیر واقعی مسئولین سازمان در درازمدت بر ذهن افراد تاثیر منفی دارد، بر من نوعی که مدت هیجده سال در تشکیلات مجاهدین بودم تاثیر منفی گذاشت به همین علت نمی توانم اقرار کنم که در هنگام استقرار در مقر سازمان در عراق یک برآورد صحیح و درستی از جامعه ایران داشتم و یا دیگرانی که در تشکیلات هستند، دارند.

نقطه نظرات انتقادی

آرش رضایی:

با توجه به گفته های شما و فاکت هایی که ارائه دادید می توان اذعان کرد سردمداران فرقه مجاهدین پروسه سیستماتیک “شستشوی مغزی” را با اتکا به اعمال محدودیت های تشکیلاتی ، ذهنی ، روانی و ایجاد مونولوگ ، تک صدایی و نه دیالوگ در مناسبات و روابط درون تشکیلاتی محقق می کنند.

قادر رحمانی:

 بله ، مسئولین مجاهدین آگاهانه سعی داشتند ما را از ایران و مناسبات حاکم بر ایران بترسانند و تا حد زیادی هم موفق بودند چون افراد را واقعا در فضای بی خبری محض نگه داشته اند و کسی از تحولات پر شتاب بیرون از تشکیلات و مقرهای سازمان اطلاعی نداشت. برای مثال هنگامی که از قرارگاه اشرف خارج شدم و به کمپ آمریکا (تیف) رفتم با وجود اینکه در کمپ فضای نسبتا آزادی داشتیم و تلویزیون و کانال های ارتباطی در اختیارمان بود اما می ترسیدم به خانواده ام در ایران زنگ بزنم و با مادر ، برادران و خواهرانم صحبت کنم. زیرا به دلیل تبلیغات چندین ساله و فریبکارانه سازمان خیال می کردم بلافاصله بعد از تماس من با منزل وزارت اطلاعات اعضای خانواده مرا دستگیر و آنها را کلی آزار و اذیت خواهد کرد. اما پس از مدتی که در کمپ شاهد بودم چگونه افراد مستقر در کمپ با خیال راحت با ایران تماس می گیرند و با خانواده هایشان صحبت می کنند و خانواده ها نیز هر روز و در تمام ساعات روز و حتی اواخر شب از ایران تماس گرفته و با بچه های جداشده از سازمان که در کمپ حضور دارند خوش و بش می کنند به این ترتیب پوچی گفته ها و تبلیغات چندین ساله سازمان در ذهن من و امثال من در همان اوایل اقامتمان در کمپ آمریکا برملا شد. جالب است که وقتی از طریق صلیب سرخ به ایران آمدیم و برخوردهای محبت آمیز و پر عطوفت مقامات ایران و فعالان انجمن نجات را مشاهده کردم مایل نبودم به خانه بروم و دوست داشتم همچنان با دوستان انجمن نجات در مورد ایران بیشتر اطلاعات کسب کنم و از تحولاتی که در این مدت طولانی دوری ما از کشور عزیزمان ایران بوقوع پیوسته بود آشنا شوم. هنگام ورودمان به ایران وقتی که از خانه به من زنگ زدند و از من پرسیدند: چه ساعتی به خانه خواهی آمد؟ گفتم فعلا اینجا خیلی تحویلم می گیرند و به من خوش میگذره، فعلا نمی آیم. زیرا که تحت تاثیر برخورد انسانی مسئولین دولتی و فعالان انجمن نجات قرار گرفته بودم. خلاصه مایلم اشاره کنم در تشکیلات رجوی واقعا ما را از تحولات ایران و جهان بی خبر نگه داشته بودند و ما در فضای بیست سال پیش سیر می کردیم.

لازم می دانم به نکته ای هم اشاره کنم ، مسئولین سازمان در قرارگاه اشرف در رابطه با افراد جداشده نیز به اصطلاح خیلی غلیظ دروغ به هم می بافتند برای مثال در مورد آرش رضایی می گفتند که فلان حرف را زد ، فلان موضع گیری را دارد ، یا فلان نامه سرگشاده را به مریم نوشت و به ما می گفتند که وزارت اطلاعات آرش رضایی را مجبور کرده تا این مطالب را بنویسد و قلم را به دستش داده اند و آرش رضایی را وادار کرده اند تا نامه سرگشاده به مریم بنویسد. و از این دروغهای شاخدار که فراوان استفاده می کردند. آنها حداقل شعور این را نداشتند که متوجه بشوند بالاخره حقایق برای افراد آشکار خواهد شد و روسیاهی برای ذغال می ماند.

شستشوی مغزی

دوست دارم به نکته دیگری نیز اشاره کنم ، واقعیت این است وقتی از فضای قرارگاه اشرف بیرون میایی و با حقایق روبرو می شوی ناخودآگاه می فهمی مسئولین سازمان بی اندازه و گستاخانه دروغ گفته اند و می گویند. مثلا همین اخباری که در رابطه با سخنان من زدند در سایت متعلق به خودشان نوشتند: قادر رحمانی خانم مهتاج تبریزی را در اشرف ندیده و نیز خانواده اش را در ایران ملاقات نکرده ، واقعا که جای تعجب دارد زیرا براحتی دروغ سر هم می بافند و شعور و درک این موضوع را ندارند که چون خانواده خانم تبریزی با من چندین ساعت ملاقات کرده و در مورد خانم مهتاج تبریزی با هم صحبت کرده ایم آنها وقتی دروغ شاخدار رهبران سازمان را در سایت سازمان ببینند ، ماهیت واقعی رهبران سازمان بر آنها آشکار خواهد شد. یا برای مثال می بینیم اولین کاری که رهبران سازمان در واکنش نسبت به افشاگری های افراد جداشده می کنند اینکه به جداشده ها فحش می دهند ، افراد جداشده را تهدید می کنند ، مارک های عجیب و غریب می زنند و از کلمات رکیک استفاده می کنند. حالا ما که در داخل مناسبات سازمانی قرار داشتیم برای مثال در “نشست سگ دعوا” بودیم شنیدن این همه فحش و الفاظ رکیک برای ما خیلی عجیب نیست اما برای هم میهنانم و کسانی که تجربه زندگی در فضای تشکیلات رجوی را ندارند قطعا شنیدن این همه فحش های رنگارنگ از سوی رهبران سازمان مایه حیرت است که چرا از لغت حیوان برای انسان ها به این راحتی استفاده می کنند.

تشکیلات رجوی

آرش رضایی:

استفاده از لفظ حیوان برای انسانها و بخصوص منتقدین سازمان و جداشده ها در ادبیات سازمان که امری عادی و معمول است.

قادر رحمانی:

بله، فحش هایی مدت اقامتم در تشکیلات رجوی و قرارگاه اشرف در طی سالیان طولانی شنیدم و از وقتی به ایران آمدم و در جامعه عادی هم هستم ، می توانم به جرئت بگویم دو نفر عادی که با همدیگر دعوا هم می کنند از الفاظ رکیکی که رهبران سازمان بکار می بردند ، استفاده نمی کنند. دعوای ناموسی می کنند ولی از این فحش هایی که در تشکیلات مجاهدین رایج است به همدیگر نمی دهند و از قبیل دشنام هائی که در “نشست های طعمه” به ما می گفتند.

آرش رضایی:

خیلی جالب بود مقایسه ای که آقای قادر رحمانی در زمینه بکارگیری و استفاده از ادبیات فحاشی انجام دادند.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت دوازدهم

میزگرد بررسی موارد نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه مجاهدین ، ارومیه ـ قسمت هفتاد و دو

آیا فریاد رسی هست؟ طلب استمداد از خانواده ها و جداشدگان در هر کجای دنیا که هستند

نشست‌های “سرویس تشکیلاتی” فضایی برای دروغ و دشنام به نیروها …

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

تیرانا، آلبانی Sunday, November 12, 2017 مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *