76 بازدید
Fundamentalism

سیاست ورزی یا دریوزگی

نویسنده : علی شیرزاد عضو سابق مجاهدین خلق ـ ساکن اروپا

اول نوامبر ۲۰۱۷

توضیح سایت نیم نگاه : مقاله با جرح و تعدیل در معرض دید مخاطبان گرامی سایت قرار می گیرد

در این سری مقالات که بطور خلاصه به سیاست مجاهدین درباره سوریه وعراق و یمن و امریکا میپردازم. ریل هم براساس زمان چیده شده است که ببینیم آیا سیاست است یا دریوزگی

سیاست مجاهدین یک پایه دارد و آنهم این است که هرجا رژیم ایران هست ما آنجائیم و رژیم ازهرکس دفاع کرد ما ازمخالف آن حمایت میکنیم (مهم این است از کسی که دفاع میکنیم کیست؟ چکارمیکنه؟ مجاهدین کاری با آن ندارند) در این مقالات میخواهیم به همین موضوع بپردازیم تا ببینیم درسته یا غلط و اسم هم  بر همین اساس روی مقالات گذاشته شده است.

مجاهدین

سوریه

وقتی تظاهرات در سوریه شروع شد از آنجایی که از قدیم الایام رژیم جمهوری اسلامی ایران و نظام سوریه باهم متحد بودند سازمان مجاهدین شروع به حمایت از تظاهرکنندگان کرد. درهمان حد محدود و خط دار ـ که در تشکیلات مجاهدین خبرها میآمد.

 حامیان تظاهرات، این کشورها بودند عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس کشورهای اروپایی ، امریکا و ترکیه. وقتی بنده به بررسی آن پرداختم هر چی بررسی و و تحلیل کردم و تابلوهای مختلف را کنار هم چیدم ، در تمامی تابلوها یک چیز مشخص و روشن بود . این تظاهرات با تحریک بیگانگان شروع شده و هدف هم سرنگونی اسد است برای اینکه با منافع غرب وعبورخط لوله نفت قطر از سوریه به اروپا مخالفت کرده است یعنی جنگ اقتصادی ست نه جنگ آزادیخواهی و رهایی از استبداد اسدی ،

در این زمان که بنده بررسی می کردم مجاهدین اعلام کردند که جنگ بین انقلاب و ضد انقلاب است بین استبداد و آزادیخواهی ست. جنگ بین مردم و اسد است هر چقدر فکرکردم با دلایلی که داشتم و اشاره کردم نظر سازمان برایم قابل قبول نبود این بود که گزارشی برای مسئولم در سازمان نوشتم که چند محور داشت:

۱ـ این جنگ ، جنگ بین مردم سوریه و اسد نیست این تظاهرات با تحریک بیگانگان شروع شده و در نهایت به جنگ داخلی کشیده خواهد شد.

۲ـ اگر جنگ داخلی شروع شود جنگ نیابتی ست و در نهایت به تروریسم و بنیادگرایی منجر می شود، چونکه کلیه کشورهای مدافع مردم و دولت اسد همگی بنیادگرا هستند و امریکا و اروپا هم که همیشه مدافع تروریسم و بوجود آورنده آن بودند که افغانستان جلوی چشمان ماست.

۳ـ چون رژیم ایران در (سوریه حضور دارد) این دلیل نمی شود که ما بخواهیم وارد سوریه شده و از مخالفین حمایت کنیم و خود را با کشورهایی که سابقه ننگینی دارند همسو و آلوده این ننگ کنیم بهتراست که ازهیچ طرفی حمایت نکرده و بی طرف بمانیم.

۴ـ دراین جنگ ملت سوریه نابود می شوند ما نباید دستان خود را آلوده خون ملت سوریه کنیم که درنهایت به ضرر سازمان تمام میشود و با پرنسیب و اخلاق و ایدئولوژی ما همخوانی ندارد که دنباله رو آنها باشیم.

ISIS

گزارش را فرستادم و دیدم که چماقداران رجوی شروع به تبلیغات و دفاع دیوانه وار از مخالفین اسد می کنند و پیش من آمده و می گویند هر کس از اسد حمایت می کند خائن به ملت ایران است و ضد خط و خطوط سازمان و رهبری!! و برایم کاملا مشخص بود که حرف با بنده و خط و نشان کشیدن برای بنده است (چونکه خیلی روشن و واضح بگویم نه کسی جرات داشت از این گزارشها بنویسد و نه کسی بود که بتواند از نظر سیاسی عمق مسایل را کشف و از اصول دفاع کند) که درنهایت جنگ داخلی سوریه شروع و گروهی بنام ارتش آزاد اعلام موجودیت کردند و حملات به ارتش سوریه با سلاحهایی که کشورهای یادشده در بالا به آنها دادند ادامه پیدا کرد و چند شهر و شهرک را تسخیرکردند که آقای رجوی نشست گذاشت و رسما اعلام کرد اگر لازم باشد ما مجاهدین هم به سوریه رفته و در کنار ارتش آزاد سوریه با دیکتاتور و به دفاع از ملت سوریه می جنگیم تا رژیم ایران را ازسوریه بیرون کنیم. بعد از پایان نشستها عربده کشهای رجوی درسالن غذا خوری سراغ من آمده و گفتند: حالا چی میگی؟ فکر می کردند که من می ترسم. من هم به آنها گفتم : (آنها که در سوریه می جنگند تروریست های مورد حمایت) عربستان و ترکیه و قطر و امریکا هستند نه ارتش آزاد ، و آنها رفتند چون می دانستند چیزی برای پاسخ به من ندارند. من هم گزارشی نوشتم که هرکس میخواهد به سوریه برود راه باز و جاده دراز ، ولی بنده نه سوریه میروم و نه از تروریسم حمایت میکنم جنگ من طبق گفته سالیان رهبری درداخل کشور خودم با رژیم ایران است نه کشورهای دیگر ، اگرکسی هم حرفی دارد بهتراست خودش مرا صدا زده و حرفهایش را بزند و قداره بند وعربده کشها را سراغ بنده نفرستد چونکه تجربه گذشته ثابت کرده بنده ازاین چیزها نه ترسی دارم ونه بهایی میدهم و اگر لازم ببینم این دفعه سراغ من بیایند جمعشان می کنم.

رجوی

بله این پروسه کوتاهی بود از مسیر طی شده که چند سال را در چند خط نوشتم حالا به سوریه کنونی می پردازیم که چی بود و چی شد؟ دیکتاتوری کلاسیک با چند نفر زندانی وچند ده نفر کشته درزندانهایش الان کشور را بکجا کشاندند چند میلیون آواره چند صد هزارکشته ، زنان  ، مردان و کودکان با انواع سلاحها شیمیایی ، خوشه ای. کشوری ویران که به دوران عصر مفرغ برگشته و دیدیم که کشورهای یاد شده از مرز ترکیه و با همکاری شخص اردوغان و حزبش هرچه آدم کش و تروریسم در کشورهای دیگر دنیا بود را جمع و روانه سوریه کرد و بجان ملت انداختند و سازمان مجاهدین هم از هیچ حمایت و دروغ و نیرنگی برای مشروع نشان دادن این جنگ بین ملت ایران و بیرون از ایران دریغ نکرد و اینطوری دستش را در خون ملت سوریه فرو برد و زیر قبای آل شیخ های کثیف عربی و اردوغان خزید و با طیف های جنگ طلب امریکایی در کشتار ملت سوریه همنوا شد و زمینه سیاسی داعش و مشروعیت او را بعنوان نیروی انقلابی فراهم کرد و حالا هم که دولت سوریه در حال پیروزی بر تروریسم است سکوت و خفقان گرفته است!! بله سیاستی که مبتنی بر این باشد هر کس دشمن دشمن من است دوست من است یا هرجا رژیم هست ما از مخالف آن حمایت می کنیم بدون اینکه در نظر بگیریم او کیست عاقبتش همین است این سیاست نیست دریوزگی و گدایی ست که از هر جنایتی حمایت کنی تا که پولی و منفعتی به تو برسد. خیلی سیاست کثیفی است و بهتر است بگویم مردم فروشی ست. حالا سازمان مجاهدین باید جواب بدهد که چرا وارد این بازیها شد؟ از کدامین منافع دفاع کرد غیر از اینکه رژیم در آنجا دست بالا را پیدا کرد آیا اسم این مبارزه با رژیم است یا کمک به تثبیت و قدرت گرفتن آن و یا دفاع از ملت ایران است یا ضد آنها کارکردن. مگر شما آقای رجوی همیشه نمی گفتی اگر رژیم در خارج از مرزهای ایران قدرت بگیرد در داخل تثبیت و به ضرر ملت ایران است. قضیه سوریه کدامین مسئله را اثبات کرد در حقیقت باید گفت تو با رژیم نمی جنگی بلکه زمینه قدرت و تثبیت او را فراهم میکنی.

تروریسم

یادآوری میکنم که سران مجاهدین بعد از اشغال عراق دنبال ایجاد یک جبهه سنی در عراق که مخالف ایران هستند، بودند و در این راستا از حزب اسلامی و بازمانده های حزب بعث به رهبری عزت ابراهیم و بقیه شخصیت های عراقی و عشایرعراق حمایت و آنها را نیروی مقاومت برعلیه اشغالگری خطاب می کردند و رابطه آنها را با نیروهای امریکایی در جلسات متعدد سه جانبه برقرار می کردند. یعنی پایه های جنگ های داخلی عراق را پایه ریزی کردند و حرفشان هم این بود که نفوذ رژیم ایران گرفته شود و در این راستا برعلیه مالکی هر اقدامی که می توانستند انجام دادند تا جایی که مخالفین دست به سلاح بردند. زمینه سیاسی و هماهنگی ها انجام شده بود وقتی حملات شروع شد مجاهدین آنها را انقلابیون عشایر نامیدند و تماما از عملکرد آنها حمایت کردند و گفتند وقتی اینها قدرت را بدست بگیرند قرار است که ما سلاحهای خود را بدست بیاوریم. البته ایاد علاوی چنین قولی داده بود درصورت پیروزی به مجاهدین سلاح بدهند. در آن موقع بنده گزارشی برای فرمانده خودم نوشتم و گفتم:

وقتی یک حزب و گروهی را بعنوان نیروی انقلابی نام می بریم شرایطی دارد و نمی شود هر کسی را انقلابی قلمداد کرد. نیروی انقلابی ، ایدئولوژی تدوین شده و مشخص دارد و سیاست هایش را براساس آن اصل که نیروی مردمی و آزادیخواه و خواهان برابری باشد و … پیش میبرد. آیا عشائر عراق (این خصوصیات را دارند؟) نیروی انقلابی قبل ازهر چیزی با زمان حرکت میکند اینها هنوز درتعصبات گیر کرده اند چطورمیشود عشیره ای بود و هم انقلابی ، با هم همخوانی ندارد. سیاست و برنامه اینها چیست که بشود بر اساس آن از آنها حمایت کرد. چون برنامه مشخص ندارند و هرکدام از طرف کشوری حمایت میشوند. در نتیجه سیاستهای همان کشورها را اجرا و مملکت عراق را به نابودی می کشانند. همان طورکه قبلا نوشتم و درنشستهای متعدد گفتم بنده مخالف ورود به اوضاع عراق بوده و آنرا دخالت در مسائل داخلی عراق می دانم که دود آن قبل از هر کسی بچشم ما مجاهدین میرود. بخصوص اینکه این مسئله یک جنگ داخلی ست. اینها هم هرگز پیروز نخواهند شد یعنی رژیم ایران نمی گذارد و اگر فکر می کنید شیعیان عراق سکوت کرده و می گذارند دوباره اهل تسنن مثل سابق با آنها رفتار کنند اشتباه می کنید هر چقدر هم با رژیم ایران اختلاف داشته باشند ولی از خانه  و زن و فرزندان خود دفاع و راه انقلابیون عشائر بقول شما را سد می کنند. و این جنگ در بهترین شرایط که بنفع ما باشد و سلاح بدست بیاوریم تقسیم عراق است که میشود خواسته امریکا و ریل نظم نوین جهانی که دراین صورت ما در قسمت سنی نشین که هیچ مرزی با ایران ندارد ماندگار و در این صورت سلاح هیچ کارایی ندارد. این د رشرایطی ست که امریکا به آنها اجازه بدهد که به ما سلاح بدهند که هرگز اجازه نخواهد داد همانطورکه قبلا نوشتم و گفتم دادن سلاح به مجاهدین توسط امریکا نقض اصول اعلام شده استراتژی امریکاست و شاید اگر تماما نوکر امریکا بشوی شاید سلاح به ما بدهند.

گروههای تروریستی افراطی

متاسفانه مسئولین مجاهدین در قرارگاه اشرف بجای گوش دادن دوباره به توضیحات و دلایلم ، انواع مارکها و جوسازیها را برعلیه من شروع کردند که من ضد سیاست های رهبری قدم بر میدارم و با حرفهایم زهرپراکنی در مناسبات می کنم و خودم را رهبر و سیاست پیشه می دانم و گفتند که اپوزیسون رهبری هستم و درهمه سرفصلها ساز مخالف میزنم ووووو ـ البته بگذریم که چماقدارها و قداره بندان رهبرعقیدتی (رجوی) درهرنشست و پیش هرکس در پنهان و آشکارا چه خصوصی و چه بادستور تشکیلاتی ما را سکه یک پول و بقول خودشان شب و روزم را لجن مال می کردند و خط و نشان می کشیدند که بگذار از این شرایط سخت که دست رهبری زیر تیغ است عبور کنیم و حساب تو و امثال تو را که بطور مستمر در پهلوی رهبری خنجر فرو می کنید را خواهیم رسید. اینها که جواب منطقی نداشتند خط و نشان می کشیدند و تهدیدم می کردند و  جنگ هر روز شعله ورتر می شد و دامنه اش به بغداد رسید و قسمت اعظم بغداد را تسخیر کردند و ما که در لیبرتی بودیم آنها درعامریه و اعظمیه یعنی پشت دیوارهای لیبرتی بودند و مسولین سازمان هم نوید بدست آوردن سلاح می دادند و خود را آماده می کردند یا بهتر استبگویم درهماهنگی و تماس ، نقشه بر این بود که آنها به پشت دیوارهای لیبرتی که رسیدند نیروهای سازمان از داخل دیوارها را با ماشین خراب و راه ورود آنها را به فرودگاه بغداد باز و آنها به مجاهدین سلاح رسانده و همدوش با آنها با دولت عراق وارد جنگ شده و آن راسرنگون کنیم. البته این مسئله را عمومی نمی گفتند و به بنده هم خبرهایش از نشست مسئولین بدستم میرسید. ولی همین فضا و جو را در بین نیروها بوجود آورده بودند.

علی شیرزاد عضو جدا شده از مجاهدین خلق

 یک روزکه شورشیان تقریبا به پشت دیوار لیبرتی رسیده بودند فرمانده ام خصوصی صحبتی با من کرد که نظرت چیست؟ الان چه می گویی؟ جواب دادم همان حرفهای قبلی را ، اینها هرگز موفق به تسخیر بغداد نخواهند شد اگر هم وارد فرودگاه شوند وما با آنها همراهی کنیم ، بدانید که درهمین فرودگاه گور خود را کنده ایم یعنی پیام را رساندم که ازخط وخطوطی که در پیش گرفته شده خبر دارم و کیسه گشاد و مفت برای نیروها ندوزید نهایت این کار راه به تروریسم و ریختن خون ملت عراق و آواره شدن آنها می برد. بعد از سوریه نوبت عراق شده است تا ویرانش کنند. من در این دامها نمیافتم و کار سازمان مجاهدین را هم غلط و نادرست میدانم. راه درست حمایت ازهمین مالکی و بشاراسد است یا هرکس جای آنها باشد نه بخاطر خود آنها که دیکتاتور بودن آنها محرز و معلوم است بلکه برای نجات منطقه و جلوگیری از کشتار و آوارگی ملتها و تجزیه کشورها. شک نکنید اگر شورشیان پیروز شوند نوبت بعدی ایران است و تکه تکه کردن کشورمان که نهایتش کشتار و ویرانی ست. باید مسولانه برخورد کرد و وارد این بازیها نشد و بی طرفی و سکوت در این شرایط بهترین موضع برای ماست و فرمانده ام گفت: چون دوستانه با تو صحبت کردم سعی کن نظرات خودت هر چقدر هم درست باشد را بگذاری کنار و برای پیشبرد خط خودت با سازمان تنظیم کنی و در شرایط مناسب حرفهایت را دنبال کنی که جواب دادم هرگز به نتیجه نمی رسیم.

حرفها را زدیم مارکها را خوردیم تهدید های شبانه روزی شدیم ولی متاسفانه مثل همیشه مرغ آقای رجوی یک پا داشت. در سوریه تروریسم و داعش را ارتش آزاد قلمداد کرد و در عراق هم انقلابیون عشائر و با دخالت و تحریک و زمینه سازی و هماهنگی با همین شورشیان افراطی دستش را در خون ملت عراق فروبرد و در ویرانی و آوار گی و بدبختی مردم نقش بازی کرد. نتیجه سیاست ورزی و تحلیل های غلط سران مجاهدین بهتر از این نخواهد شد. بخصوص وقتی که مثل آقای رجوی فقط خود را میبینی و حاضر نیستی ذره ای به حرفهای دیگران گوش بدهی که حداقل ببینی چه می گویند. نتیجه اینگونه سیاستها در تشکیلات رجوی منعکس شده است که می بینید و بحثهای جداگانه ای ست و نمی شود که هم ادعای انقلابی داشته باشی و هم از این “گروههای تروریستی افراطی” حمایت کنی نتیجه اینگونه سیاست نهایتش غلطیدن در دامن بیگانه و فروپاشی را بدنبال دارد که در آینده بیشتر به این دو مورد پرداخت…

ادامه دارد…

فریاد آزادی

سیاست مجاهدین

لینک های مرتبط :

اولین انتصاب مسئول اول و اعتراض به آقای مسعود رجوی

برنامه مجاهدین نظیر طرح داعش در سوریه است

در باره کتاب «مدیریت توحش: مانیفست داعش» ترجمه ی خانم آزاده گریوانی

کدام نماینده آمریکایی از عملیات داعش در تهران حمایت کرد؟

جوزف توماس سردبیر نشریه ژئوپولیتیک نیو اتلس : اگر مجاهدین خلع سلاح نمی شدند اکنون در کنار داعش برای آمریکا می جنگیدند

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جابجایی فرقه رجوی به محلی دور افتاده در آلبانی!

فاجعه انسانی در راه است! هشدار در خصوص جابجایی فرقه رجوی به محلی دور افتاده در آلبانی!

زینال شهیدی جدا شده از فرقه رجوی – ساکن تیرانا تیرانا، آلبانی، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۷ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *