151 بازدید
مصاحبه سایت نیم نگاه با عادل اعظمی

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ نفی و انکار فردیت و اراده آدمی ـ قسمت هشتم

ادامه گفتگو با آقای عادل اعظمی

Sunday, October 29, 2017

آرش رضایی:

شما به نکته مهمی اشاره کردید و گفتید: در سازمان زمان گوئی متوقف شده است و افراد بزرگ نشده اند و نمی شوند. در یک جامعه زنده افراد با تمام اندوخته ها ، اطلاعات و تجربیاتشان و با تمام شادی ها و اندوه و فراز و نشیب ها زندگی می کنند و زندگی را پشت سر می گذارند و زمان را با تمام این پارامترها حس می کنند و از خود عبور می دهند، ولی در سازمان اینطور نیست یک ریل یکنواخت در جریان است، یک زندگی روتین و به غایت مصنوعی و بی روح در جریان است که هیچ تجربه و کسب دانش و فراز و نشیبی در آن نیست، چون اصلا زندگی نیست به معنی واقعی آن. پس زمان هم متوقف می شود.”

به نظر شما این فضا ، این حس و اینکه زمان در تشکیلات مجاهدین خلق متوقف شده است را کادرهای تشکیلاتی رده بالای مجاهدین که اغلب با آرمان انسانی و ایده آل های متعالی ذهنی به تشکیلات پیوستند دچار سرگیجه و به اصطلاح شوک نمی کرد یا به تعبیر سازمان “متناقض” نمی کرد؟ بالاخره اینها انسان بودند و تجربه ی مطالعاتی همچون شما در زمینه های گوناگون داشتند و میبایست مثل شما عمق فاجعه زیست و تنفس در چنین فضا و مناسبات فرقه گرایانه و محو کننده “فردیت” ، “اراده آزاد” و “قدرت و حق انتخاب” آدمی را حس و لمس می کردند ، دقیقا زوم می کنم به این نکته مهم که چرا چنین اتفاقی یا پیش نمی آمد و یا موردی بود؟ مثل ماجرای پرویز یعقوبی از کادرهای  با سابقه و مرکزیت مجاهدین که در رابطه با انقلاب ایدئولوژیک سال ۶۴ و ازدواج مریم و مسعود شوکه شد و دافعه نشان داد و بیانیه صادر کرد و سرانجام از مجاهدین جدا شد.

مجاهدین

آقای عادل اعظمی:

درست می گوئی در نگاه اول به نظر می رسد که این افراد با دانش و تحصیلات بالا چرا این شیوه دردناک زیستن را پذیرفته اند؟ اول اینکه مثل خود زندگی که در چهارچوب تشکیلات مجاهدین هیچ همخوانی با زندگی واقعی در دنیای آزاد ندارد معیارهای سنجش هم کاملا متفاوت است. قدم به قدم روح و روان تو را به کنترل خود در می آورند با شیوه های فرقه ای ، نشست ها و بحث ها و در مسیری که خودشان خواسته اند هدایت می کنند، یعنی تمام عکس العملهای تو را در برابر هر پدیده ای دیکته می کنند طی سالهای طولانی. پس منطقا بسیار مشکل هست که حرکتی خلاف آنچه گفته شده فرد انجام دهد. موضوع دیگر اینکه این مباحث پایه مناسبات سازمان تعریف شده در یک چهارچوب عقیدتی و اعتقادی است. عقیده و باور همیشه یک پدیده ای بوده که نه قابل اثبات هست از نظر علمی و نه می توانی رد کنی و الزاما نیاز هم نیست با منطق و عقل سازگار باشد. مثل باور به جن اگر با عقل و علم همخوانی ندارد مهم نیست، طرف باور دارد. موضوع مناسبات هم همینطور است بر پایه یک عقیده است و به همین خاطر هم واژه ی رهبر عقیدتی استفاده می کنند و در درون روان یک فرد معتقد و کادر بالا نیاز هم نیست که تمام تصمیمات منطبق با عقل و منطق باشد و تمام آنها و حتی ضد انسانی ترین آنها پذیرفتنی می شود.

وقتی یک رهبر فاسد را به عنوان “رهبر عقیدتی” پذیرفتی دیگر مقاومت کردن و مسئله داشتن در برابر شاخه های ریز و درشت زیر آن ، برای فرد بیشتر نوعی تقابل به نظر می رسد و ضد ارزش است. در این دستگاه قبل از هر چیز رهبری را تا حد و مقام خدا و معصومین بالا برده اند. تمام تشکیلات ، مناسبات و نشست ها ابتدا تمرکز پیدا می کند روی این موضوع و در نشست ها ـ مریم رجوی بارها تکرار می کرد که مسعود عاری از عنصر استثماری است که معنی آن این است به زبان ساده که “معصوم” است. پس هیچگونه خطا و اشتباه در تمام تصمیم گیری ها وجود نداشته و ندارد.

این موضوع برای فرد معتقد پایه تمام کنش و واکنش های بعدی او می شود. به طوری که با دیدن هرگونه خطا و اشکال و حتی تولید سئوال نسبت به تمام مسائل و از جمله خط و خطوط، اول به درون خودش می رود که چرا این سوال به ذهنش زده و چرا فاصله گرفته است؟

فردیت

یادم هست در نشست ها “محسن یکی از رفقایم در اشرف” سر پذیرایی از آمریکائی ها سئوال و مسئله داشت آخر نشست قرار شد که برود و “نقطه انحراف” خودش را در بیاورد که از کجا فاصله و انحراف شروع شده. صراط مستقیم همیشه خط و خطوط و تصمیمات رهبری بوده و هرگونه شک و سوال و حتی ابهام ـ انحراف تعریف می شود. در این دستگاه فرد دو راه بیشتر ندارد البته بیشتر بحث و سوال شما در مورد کادرهای بالای سازمان هست و گرنه کادرهای پائین ـ معقول تر و انسانی تر فکر می کنند. پس فرد معتقد دو راه دارد یا از صراط مستقیم خارج شود و تمام سوالات و ابهام ها و شک ها را در درون خودش سرکوب کند و در نطفه خفه کند که اسمش را “عملیات جاری در لحظه” گذاشته اند و یا اینکه به یک فرد “متناقض و مسئله دار و منحرف” تبدیل شود، یعنی راه سومی نیست.

شما می گوئید به هر حال اینها انسان بودند من بدون اینکه قصد توهین داشته باشم و کما اینکه بسیاری از آنها دوستان من بوده اند و هنوز برایشان احترام قائل هستم همچنان که در توضیحات قبلی گفتم، اگر انسان تعریف شده در حس آزادی ، اختیار ، انتخاب و توان تفکر و تعقل و تحلیل شرایط، نه ، نیستند.

اینها سالهاست که هیچ تجربه ای از انتخاب و اختیار و تحلیل شرایط ندارند. سالها هست تفکر و تعقل را منحل کرده اند و سالهاست به موضوعی به نام آینده ، عمر و گذر زمان فکر نکرده اند ، سالها است سئوال کردن و منتظر پاسخ ماندن را فراموش کرده اند و هرچه بوده فرمان بوده و اجر و اگر سوالی هم بوده با برچسب “تقابل” در نطفه خفه کرده اند یعنی یک “خود سانسوری” وحشتناک در تک تک آنها شکل گرفته است که اجازه حرکت آزاد به آنها نمی دهد و در یک چهارچوب مشخص به فکر خودشان اجازه فعالیت می دهند، در این چهارچوب مسئولیتی که به آنها داده شده است. دقیقا مثل برنامه ای که روی یک کامپیوتر و ربات نصب می شود و این حقیقتا دردناک است و به قول شما زیستن در چنین شرایطی فاجعه است. وقتی شما می گوئید محو کننده “فردیت و اراده آزاد” ، بستگی دارد که در مغز و مرکز کنترل این ربات به نام کادر قدیمی مجاهد خلق چطور برنامه ریزی شده و نصب شده است. فردیت در برنامه ای که روی حافظه ی هر کادر نصب شده به عنوان یک سنگ قبر که فرد را در درون خودش زندانی کرده و راه نفسش را گرفته، تعریف شده است و نه به مفهوم واقعی آن که هویت و کاراکتر و شخصیت هر فردی است.

پس طبیعی هست در این ایدئولوژی (فرقه رجوی) فرد برای نابودی خودش تلاش کند که همان “فردیت ش” هست. اراده آزاد و حق انتخاب هم همینطور ،

 همواره در نشست ها می گفتند هر فرد یکبار هنگام ورود به سازمان انتخاب کرده ، یک بار رهبرعقیدتی را انتخاب می کند و دیگر بعد از آن باید خود را بسپارد و نسرین (مهوش سپهری) به حالت طنز می گفت: “هر روز که انتخابات نیست یک بار انتخاب کردی برای تمام عمرت” ـ یعنی انتخاب کردن به عنوان یک ضد ارزش تعریف شده اراده آزاد هم ضد ارزش هست و یک اراده هست و آن هم اراده رهبریست و بعد از آن هر چه هست خودسپاری و اجرای فرامین هست. پس همین طور که می بینیم تمام ارزش ها ، ضد ارزش تعریف شده اندر مناسبات ـ و به همین خاطر به دید من در درون افراد کادر بالا شرایط بسیار پیچیده تر و دردناکتر هست و ترحم برانگیزتر.

عادل اعظمی

ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ توقف زمان در تشکیلات رجوی ـ قسمت هفتم

مصاحبه با نصیر حیدری (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ بازجویی و شکنجه در دوران چک امنیتی ـ قسمت دوم

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت یازدهم

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت دوم

انعکاس نامه بنیاد خانواده سحر به وزارت کشور آلبانی در رسانه ی آلبانیایی

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه اختصاصی تلویزیون اورا نیوز Oran News TV با خانم آن سینگلتون

مصاحبه اختصاصی تلویزیون اورا نیوز Oran News TV با خانم آن سینگلتون

آن سینگلتون : مجاهدین خلق جوانان آلبانیایی را عضوگیری می کنند تیرانا، آلبانی، چهاردهم نوامبر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *