120 بازدید
مریم رجوی

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ مکانیزم های کنترل ذهن در قرارگاه اشرف ـ قسمت دهم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ

ارسال به سایت نیم نگاه

بعد از خلع سلاح نفرات به قرارگاه اشرف بازگشتیم نیروها سرخورده و کاملا مایوس شده بودند. همه تحلیل های مسعود رجوی مبنی بر قدرت گرفتن مجاهدین پوچ و یاوه سرایی بیش نبود. نفرات در شرایط بسیار بد روحی قرار داشتند در چنین اوضاع و احوالی مدام ذهن من فلاش بک می زد به زمان از دست رفته و اینکه چه بر سر من در مناسبات مجاهدین گذشت. حرفهای مسعود رجوی رهبرعقیدتی و بت مجاهدین در نشست های متعدد بی اختیار در ذهنم رژه می رفتند و عمق نادرستی تحلیل ها و حرفهای او را می شد درک کرد. بیاد دارم وقتی برای اولین بار پا به اشرف گذاشتم بعد از مدتی در اولین نشست جمعی که مسعود و مریم رجوی را دیدم این ذهنیت در من پیدا شد که مسعود فردی روانی و در عین حال بسیار زیرک و فریبکار است که توانسته با زیرکی این همه آدم را این جا در اشرف و خاک عراق مستقر کند. مسعود رجوی در ظاهر آدم خوش اخلاقی بود ولی در باطن خدا می داند چقدر بیرحم بود. در نشست های جمعی همیشه به نفرات می گفت تمام گناهان شما گردن من. من از خدا می خواهم که تمام گناهان شما را ببخشد!! او برای رسیدن به هدف خودش که بدست گرفتن قدرت در ایران بود راضی بود تمام مردم ایران را فدا کند بطور مثال در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) آن همه جوان فریب خورده را به کشتن داد در حالیکه خودش دور از جنگ در بغداد نشسته بود و صحنه جنگ را کنترل می کرد و همسر سومش مریم رجوی هم تشنه قدرت بود او در نشست های جمعی اغلب مسعود رجوی را خدا معرفی می کرد و سعی داشت به نفرات سازمان تلقین کند مسعود نماینده خدا در روی زمین است و تاکید می کرد شما باید از او پیروی کنید!! به نظر من مریم رجوی از لحاظ عدم تعادل روانی همچون مسعود رجوی است. او براستای یک بیمار روانی ست.

کنترل ذهن

رابطه مریم و مسعود رجوی خیلی پیچیده بود هرگز برای من مشخص نشد این دو چه نوع رابطه ای با هم دارند؟ مریم رجوی قبلاً همسر مهدی ابریشمچی بود که در سال ۶۴ از مهدی طلاق می گیرد و زن مسعود رجوی می شود این قضیه در مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک موسوم شد و داستان عجیبی دارد که فهم آن برای اغلب نیروهای سیاسی ایرانی سخت و مشکل است. بعدها مسعود و مریم بحث طلاق های اجباری را در تشکیلات پیش کشیدند یعنی همه مردها باید زنهای خودشان را طلاق می دادند و همه زنان و مردان تشکیلاتی باید مجرد باشند که یکی از شرایط پیوستن به مجاهدین مجرد بودن است. مسائلی که در تشکیلات مجاهدین پیش آمده است در هیچ سازمان و گروه سیاسی در طول تاریخ مشاهده نشده است. به نظر من مریم رجوی در تبدیل کردن سازمان مجاهدین به یک فرقه تمام عیار نقش مهمی دارد. او بیشتر تشنه قدرت است تا هدفش این باشد که به مردم ایران خدمت کند. من هیچ وقت در تشکیلات مجاهدین در عراق ندیدم که مریم رجوی انتقاد پذیر باشد شاید در ظاهر برخی انتقادها را قبول می کرد ولی هیچکس جرأت نمی کرد علنا و در نشست های جمعی به مریم رجوی انتقاد کند.

شستشوی مغزی در فرقه مجاهدین خلق

فلاش بک

نشست در پذیرش قرارگاه اشرف ـ قبل از خلع سلاح و اشغال عراق

در یکی از روزها نشست داشتیم که تا نیمه شب ادامه یافت بعد از نشست مسئولین پذیرش گفتند هر کس درک و فهم خودش را از مباحث نشست در یک ورق کاغذ بنویسد و تحویل مسئولین سازمان بدهد من هم که چیزی از حرف های مسعود رجوی نفهمیده بودم گزارش رو ننوشتم ولی مسئولین اصرار داشتند که باید چیزی بنویسم. هر چقدر به آنها می گفتم که چیزی از مباحث نشست نفهمیدم قبول نمی کردند. و به این دلیل هر روز با مسئولین پذیرش جنگ و دعوا داشتیم. در پذیرش باید چند تا پروژه می نوشتیم که عبارت بودند از پروژه زن یعنی طلاق – پروژه فردیت – پروژه انتخاب مبارزه – پروژه چرا مبارزه را باید انتخاب کنم یعنی انگیزه اصلی چه بوده است و پروژه بیوگرافی یعنی گذشته خودم را کامل بنویسم. در پذیرش قرارگاه اشرف مسئولین مجاهدین کاری می کردند که از ما آدمی بسازند تا تمام عیار دشمن نظام سیاسی حاکم بر ایران باشیم. یعنی آن چنان ذهنیت ما را عوض می کردند که گاهی وقتها من احساس می کردم تمام حرف ها و بحث ها و تحلیل هایی که در داخل سازمان به ما می زنند کاملا درست است و نباید به آنها شک کرد. مسئولین مجاهدین در تمام بحث هایی که برای ما می کردند نظام را ارتجاعی و متعلق به زمان گذشته مطرح می کردند. این روند شستشوی مغزی نفرات پذیرش با مهارت انجام می گرفت و مغز و ذهن آدم را چنان تغییر می دادند که خود آدم هم باورش نمی شد.

 در تمام پروژه خوانی ها زنها هم شرکت می کردند. در پروژه خوانی چنان آن فرد را خرد و تحقیر می کردند که تاثیر ذهنی و روانی آن تا چند روز در فرد باقی می ماند.

ادامه دارد …

تنظیم از آرش رضایی

لینک های مرتبط :

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ حمله امریکا به عراق و خلع سلاح نیروهای مجاهدین ـ قسمت نهم

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ فرار رهبر عقیدتی مجاهدین و همسرش مریم رجوی در شرایط بحرانی عراق ـ قسمت بیست و هشت

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ شیوه های ماکیاولیستی جذب نیرو در داخل کشور ـ قسمت بیست و شش

مصاحبه با نصیر حیدری عضو سابق فرقه مجاهدین ـ تمامیت خواهی رهبر عقیدتی مجاهدین ـ قسمت اول

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مهدی ابریشم چی

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ سرکوب اراده آزاد آدمی و نیازهای جنسی افراد در تشکیلات رجوی ـ قسمت هفتم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ ارسال به سایت نیم نگاه بعد از یک هفته به نشست …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *