هنر و سینما
130 بازدید
شکنجه در قرارگاه اشرف

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ تئوری تضاد جنسیت و بیماری سادومازوخیسم رهبران مجاهدین خلق ـ قسمت ششم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ

ارسال به سایت نیم نگاه

 پس از استقرار افراد در سالن اجتماعات فهیمه اروانی شروع به صحبت کرد و در مورد استنباط افراد از نشست های انقلاب ایدئولوژیک سئوالاتی کرد که برخی از افراد در این مورد توضیحاتی دادند. فهیمه در رابطه با بند “الف” طلاق مسائلی را مطرح کرد و به ما گوشزد کرد گزارشی از ذهنیت مان را بنویسیم و اینکه در رویاهایمان نیز باید زن را طلاق بدهیم و سپس نتیجه گیری کرد با رسیدن نفرات به این نقطه مهم، قادر خواهند شد تضاد دوران را که “تضاد جنسیت” است حل کنند. فهمیه ادامه داد تضاد جنسیت تضاد دوران است و در طول تاریخ بشری احدی نتوانسته آن را حل کند و این مجاهدین هستند که بالاخره از بدو پیدایش انسان در کره خاکی به بعد توانستند این تضاد را حل کنند و بقیه اندرخم یک کوچه اند!! وی تاکید داشت در گزارش باید اعتراف کنیم تضادهایمان بخصوص تضاد جنسیت را حل کرده ایم و آن را امضاء کنیم.

سادومازوخیسم

 آن روز نشست مذکور تا ساعت یک و نیم نصف شب طول کشید. بعداز ظهر فردای آن روز دوباره مارا به سالن اجتماعات بردند فهیمه که مسئول نشست بود با گستاخی تمام خطاب به افراد حاضر در جلسه گفت: هم اکنون بایستی جرم هایتان را بنویسید و ادامه داد: به این فاکت ها یعنی ذهنیت های جنسی در سازمان جرم می  گوییم. ما نیز ناگزیر و طبق دستور فهیمه گزارش خواسته شده را نوشته و به فرمانده هانمان تحویل دادیم. در سومین روز نشست ، فهیمه از افراد خواست گزارش هایشان را در جمع و با صدای بلند بخوانند. سه نفر از افراد پس از خواندن گزارش خود و در واقع اعترافات راست و دروغ مورد تشویق فهیمه قرار گرفتند. پس از آن فهیمه گفت: حالا مشاهده کردید گزارش نویسی (اعتراف در جمع) کاری شاقی نیست و خیلی راحت است پس بقیه افراد نیز باید سعی کنند اعترافات خود را بدون شرم و ناراحتی در جمع بخوانند. او همچنین در رابطه با “فردیت” و انکار آن در تشکیلات رجوی دیدگاه خود و فرقه مجاهدین را تشریح کرد و از ما خواست تا ضمن نوشتن تناقضات فردی خود آن را در جمع بخوانیم. در ادامه نشست های مذکور فهیمه در مورد “پروژه صداقت” توضیحاتی داد. و از افراد خواست تا در این رابطه گزارش نوشته و در جمع بخوانند. فهمیه در مورد این پروژه مثالی زد و گفت: آن کارهایی که مخفیانه (اعمال و رفتار غیراخلاقی) در زندگی شخصی خود چه در قبل از پیوستن به سازمان و چه بعد از اینکه جذب سازمان شده اید را صادقانه در گزارش خودتان شرح دهید و برای افراد در نشست بخوانید!! و نیز آن کارهایی را که باید می کردید و نکردید. برای مثال حافظ منافع سازمان می شدم ولی نشدم را بنویسید و در جمع افراد بخوانید. سپس بحث “زن ستیزی” شروع شد و دراین زمینه نیز ما اعترافات خود را مبنی بر اینکه به زنان ظلم کرده ایم باید می نوشتیم و از فردیت و مردانگی مان انتقادات عریان و آشکاری می کردیم!! در واقع نوعی پروسه سیستماتیک تحقیر مردان بود که از ابداعات فرقه رجوی به شمار می رفت و سران فرقه سعی داشتند بدین شیوه آگاهانه و با هدف مشخص هژمونی زنان را بر مردان در قرارگاه اشرف تحمیل کنند و به نوعی مردان را زیر دست زنان قراردهند تا هرگونه زمینه اعتراض و انتقاد به مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف را در دراز مدت خفه کنند تا اینکه در یکی از روزها در آخرین نشست ، درگیری شدیدی بین افراد حاضر در نشست شروع شد.

فردیت

ماجرا بدینگونه بود که شخصی به نام احمد از اهالی زنجان در حین سخنان فهیمه از جای خود بلند شد و خطاب به او که طبق معمول مسئولیت نشست را برعهده داشت، گفت: این زنها را برای چه در قرارگاه اشرف نگه داشته اید؟ زن یعنی چه؟ و برای چه زنان به قرارگاه اشرف آمده اند آنان بجای اینکه کمک ما باشند در واقع مانع مبارزه ما می شوند و در مبارزه ما خلل ایجاد می کنند.

 فهیمه که بشدت عصبانی شده بود با فریاد بلندی حرف او را قطع کرد و به احمد گفت: خفه شو، بی شرف، بی حیا، ما تو را از جامعه خمینی کشیدیم و آوردیم اینجا که آدم بشوی و حالا دم درآوردی، تو مزدوری، تو نفوذی هستی، تو دقیقا حرفهای وزارت اطلاعات را می زنی!! احمد نیز با شهامت پاسخ فهیمه را داد و گفت: من حقیقت را می گویم، واقعیات را بیان می کنم. در این حین ناگهان عده زیادی از بچه ها شدیدا به فهیمه اعتراض کردند و تعداد کمی نیز از فهیمه دفاع کردند ادامه درگیری های لفظی بین افراد حاضر در نشست منجر به زد  و خورد شدیدی بین آنان شد. شیشه ها و صندلی های سالن در اثر این درگیری شکست و عده زیادی زخمی شدند در این میان تعدادی از فرماندهان زن حاضر در نشست نیز مورد هجوم افراد قرارگرفتند “فرشته شجاعی” بشدت از ناحیه سر و صورت زخمی شد. در گیرودار درگیری بین نفرات، کادرهای قدیمی سازمان که در حدود چهل نفر می شدند و همیشه در نشست های افراد جدیدالورود نقش بادی گارد را داشتند و با آمادگی کامل در حاشیه سالن حضور داشتند برای سرکوب افراد معترض وارد عمل شده و آنان را مورد ضرب و شتم شدید قراردادند.

انقلاب ایدئولوژیک

در این میان فردی به نام آراز که بعدها از سازمان جدا شده و به ایران بازگشت بسوی فهیمه که به وسیله عده زیادی از کادرهای قدیمی محافظت می شد حمله ور شد ولی محافظان فهیمه مانع او شده و وی را به شدت کتک زدند و سپس کشان کشان از سالن خارج کردند. این موضوع باعث شد آراز برای همیشه در تشکیلات رجوی مارک نفوذی بخورد و از این اتهام خلاصی نیابد. او به بهانه های واهی در قرارگاه اشرف از سوی مسئولین فرقه رجوی مورد اذیت و آزار قرار می گرفت.

 بعد از این ماجرا فرماندهان پذیرش ما را تهدید کردند در صورت تکرار وقایعی که در نشست قبلی پیش آمد سازمان به شدت با معترضین و کسانی که دیسیبلین تشکیلات را رعایت نکنند، برخورد خواهد کرد و اجازه ی کوچک ترین اعتراض و بی نظمی را به کسی نخواهند داد.

 آراز را که در نشست جمعی به فهیمه اروانی حمله کرده بود، از پذیرش به جای نامعلومی انتقال دادند. پس از اینکه  آراز (هم آسایشگاه ما) را به نقطه ی نامعلومی بردند ما دوستان آراز از غیبت او در پذیرش نگران شده و با عبدالرضا شفیعی فرمانده خود هرروز درگیر بودیم به او فشار می آوردیم و در مورد آراز از او سئوال می کردیم که آراز را کجا بردند؟  چرا به پذیرش نیاوردند؟ و از این بابت خیلی ابراز نگرانی می کردیم و معترض بودیم. عبدالرضا نیز می گفت: شما دخالت نکنید.

بعدها  آراز به ما گفت وقتی از پذیرش به اتاق بازجویی در قرارگاه اشرف منتقل شد بشدت بوسیله نادر رفیعی نژاد و رضا مرادی شکنجه شده است. رضا مرادی مسئول برخورد با اشخاصی بود که مسئله دار می شدند او در ضد اطلاعات قرارگاه اشرف، افراد منتقد ، معترض و مسئله دار را شکنجه می کرد. چند روز بعدها فهیمه در طی یک نشست که برای ما افراد جدیدالورود ترتیب داده شده بود ضمن تهدید ما و با اشاره به ماجرای درگیری در نشست قبلی گفت: یک عده معتاد و کارتن خواب های جامعه خمینی بوسیله ما در قرارگاه اشرف سروسامان گرفتند و صاحب هویت شدند اما بجای اطاعت پذیری و تمکین از دستورات تشکیلاتی آشوب بپا کرده و از نجابت سازمان سوء استفاده می کنند. اما شما باید بدانید سازمان مجاهدین نجابت بسیار زیادی دارد و اگر شما از نجابت مسئولین سازمان سوء استفاده کنید آن روی ما مجاهدین را خواهید دید که به هیچ کس  رحم نمی کنیم و همه را از دم تیغ می گذرانیم!!

ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ نشست عملیات جاری و روند شستشوی مغزی ـ قسمت پنجم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ سلب آزادیهای فردی در تشکیلات رجوی ـ قسمت بیست و پنج

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ سرکوب درون تشکیلاتی در نشست های دیگ و طعمه ـ قسمت بیست و پنج

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

شستشوی مغزی

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ نشست عملیات جاری و روند شستشوی مغزی ـ قسمت پنجم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ ارسال به سایت نیم نگاه هر روز صبح ساعت شش بیدارباش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *