151 بازدید
نشست سگ دعوا

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت پنجم

میزگرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر تشکیلات رجوی ـ قسمت پنجم

آذربایجانغربی، ارومیه

منبع : سایت نیم نگاه

آرش رضایی:

 در واقع فشارها بر افراد جدیدالورود مضاعف می شد چرا که در یک مقطع کوتاهی افرادی چون خانم مرضیه قرصی باید همه فشارهای سیستماتیک بر ذهن و روانشان را تحت عنوان مباحث “انقلاب ایدئولوژیک” و یا غیرو تحمل می کردند.

قادر رحمانی:

بله افرادی مثل خانم مرضیه مجبور بودند زیر فشار روانی طاقت فرسائی باشند. البته من دقیقا نمی دانم که خانم مرضیه چقدر طول کشید تا به اصطلاح انقلاب کند ولی نزدیک به دو سالی طول می کشید که وقتی افراد جدید الورود وارد قرارگاه اشرف می شدند انقلاب می کردند ، دوران پذیرش را رد می کردند ، بعد می رفتند تو یک یگانی و بعد از آن یگان باید تمام مراحلی که اسمش را گذاشته بودند انقلاب باید از این مراحل عبور می کردند آن هم در عرض دو سال. یعنی آن چیزی را که ما در عرض هفده سال از آن مراحل عبور کرده بودیم ، باید این افراد تازه وارد طی دو سال طاقت فرسا از آن مراحل رد می شدند بعد وارد مناسبات می شدند و پس از آن به افراد تازه وارد می گفتند باید با سایر افراد قرارگاه به نشست غسل هفتگی بری ، عملیات جاری کنی و از خودت انتقاد کنی با فردیتت مبارزه کنی و اگر به قول سعید که اشاره کرد خواب هم ببینی باید خوابت را نیز به مسئولت گزارش کنی!! و فلان کنی… خلاصه فرد را کاملا در چارچوب خاصی قرارمی دادند تا همه چیز وی را بگیرند. مثلا مسئولین و فرماندهان در اشرف می گفتند باید در نشست ها شرکت کنید بخصوص به نشست هایی چون “سگ دعوا” خیلی حساسیت داشتند و اینکه حتما افراد مباحث نشست را گوش فرا دهند ولی من در یکی از روزها حین بحث ها این سوال به ذهنم زد که چرا باید در بحث سگ دعوا شرکت کنیم؟

اصلا این بحث های مسخره و واقعا مضحک برای چیست؟ البته خودم جواب این سوالات را داشتم. سر بحث سگ دعوا خانم مرضیه گفتند نفرات در مقر خواهرها این بحث را به مسخره گرفته بودند و در نشست به جای اینکه در بحث شرکت کنند به همدیگر متلک می گفتند اما چرا افراد در نشست حاضر می شدند و یا گاهی وارد بحث سگ دعوا می شدند این خیلی مهم است اگر امکانش وجود داشته باشد به این پرسش پاسخ بدهیم و اینکه چرا ما در تشکیلات تن می دادیم به بحث سگ دعوا با این که می دانستیم در ذهن هیچ آدم عاقل و منطقی نمی گنجد که از این نوع الفاظ رکیک برای سایرین استفاده کند و کسی که به اصطلاح خودش را رهبر یک سازمان تلقی می کند چنین کلمه بی ادبانه ای در مورد نیروهای خودش و یک انسان مخالف خودش بکار ببرد!! ولی پرسش این است چرا من و امثال من این تحقیر زننده را تحمل می کردیم و تن به این خواری می دادیم؟ این موضوع به نظرم خیلی مهم است. یعنی از جنبه های مختلفی باید به موضوع نگاه کرد.

جداشدگان مجاهدین

آرش رضایی:

 استنباط من از حرف های قادر این است که سازمان اصطلاح سگ دعوا را به عمد برای نشست و بحث مورد نظرش انتخاب کرده بود در واقع می خواست به نوعی خیلی عریان و آشکار بچه ها را تحقیر کرده و اینطور به افراد قرارگاه اشرف القاء می کرد که شما مثل سگ افتادید به جان هم و بدینگونه صدای اعتراضات و انتقادات را مخدوش کند.

سعید باقری دربندی:

دقیقا ، استنباط شما درست است.

آرش رضایی:

در یک نگاه عمیق تر و تحلیلی تر، سران سازمان اصطلاح “سگ دعوا” را برای افرادی که دچار تناقض می شدند یا در ذهنشان پرسش هائی نسبت به اهداف ، ماهیت و استراتژی سازمان پدیدار می شد یا تزلزل ذهنی پیدا می کردند ، بکار می بردند در واقع سازمان این افراد را تشبیه می کرد به سگ تا بدینوسیله اشخاص معترض و منتقد را کاملا تحقیر کند در حالیکه این نوع رفتار تحقیر آمیز با هیچ پرنسیب اخلاقی سازگار نیست یعنی با معیار و ملاک های اخلاقی توجیه پذیر نیست و نیز با اصول دموکراتیک هم سازگاری ندارد و با مبانی دینی و تربیتی ما هم سازگار نیست که کسی به هر دلیلی مخالف ما باشد و یا با ما به لحاظ فکری و سیاسی مشکل داشته باشد یا نیروی خود ما باشد رفتار تحقیرآمیز داشته باشیم این که بدتر هم هست ، نیروی خود ما باشد و در مسائلی و زمینه هایی دچار مشکل باشد و ما کلمه سگ را در باره منتقد بکار ببریم این به نظر من خیلی زشت است ولی مسئولین سازمان مجاهدین متاسفانه برخورد تحقیرآمیز و غیرانسانی با منتقدین حاضر در اشرف و تشکیلات داشتند و این یک واقعیت است.

افراد در قرارگاه اشرف به اجبار چنین رفتارهای تحقیرآمیز را تحمل می کردند و تحملش شاید برای بعضی ها خیلی سخت بود. شاید به روی خودشان نمی آوردند ، بالاخره فرماندهان قرارگاه اشرف شخصیت بچه ها را تحقیرمی کردند ببینید امام موسی کاظم (ع) می فرمایند: “خدا رحمت کند کسی را که عیب های مرا به من بگوید.” این فرمایش امام برای ما یک الگوی اخلاقی و رفتاری ست یعنی آن کسی که ما را مورد انتقاد قرار بدهد و حتی فکر ما را به چالش بکشد یا خصلت های منفی ما را خطاب قرار بدهد ما باید استقبال کنیم و فضای تعامل و دیالوگ آزادانه را باز کنیم و در انتقادی که از ما می شود تامل کنیم و این شرط و الزام مسلمانی ست اما سازمانی که ادعا دارد معتقد به جهان بینی توحیدی ست و بر اساس تفکر دینی مناسباتش را پی ریزی می کند نباید به افراد معترض و منتقد درون تشکیلاتی و سایر انسانهائی که به نوعی سازمان را به نقد کشیده اند دشنام دهد و آنها را تحقیر کند و این نوع برخورد کاملا در تضاد با اصول اخلاقی و دینی است و برای نیروهای خودش که دچار تناقض شده اند کلمه سگ را بکار ببرد و این خیلی غیر منطقی ست و اصلا با مبانی دینی ما سازگاری ندارد ، با جوهره دینی ما ، با اخلاق دینی ما. در حالیکه وقتی از امام موسی کاظم (ع) آن حدیث را نقل می کنند مد نظر امام سازندگی و اصلاح انسانهاست در واقع در اندیشه پاکشان سازندگی هست که افراد در مسیر درستی تربیت بشوند انسانها در یک محیط آزاد ساخته بشوند کسی که معنای این حدیث را درک کند خود به خود به خودش جرات می دهد جسورانه انتقاد کند و انتقادپذیر باشد ، به خودش جرات می دهد سوال بپرسد و مورد پرسش قرار بگیرد و این معنا عامل تکاملش خواهد بود چون بازخوردش مثبت است ، بازخوردش تکامل بخش است پس به تبعیت از امام کاظم (ع) هر کسی از ما انتقاد کرد خدا به او رحمت کند یعنی نباید فرد انتقاد کننده را تحقیر کنیم به او مارک بزنیم حالا مورد انتقاد شونده چه فرد باشد یا یک تشکیلات یا حکومت و سیستم سیاسی باشد فرق نمی کند ، متوجه اید.

اگر ممکن است آقای ناصر سید بابایی شما توضیح بدهید عصاره بحث سگ دعوا چی بود پیشزمینه و درونمایه اش؟ چرا این بحث را سران سازمان درآن مقطع خاص مطرح کردند؟ خیلی از شهروندان ممکن است با این اصطلاحات درون سازمانی با این واژه ها با این بحث ها آشنا نباشند مایلم یک مقدار باز بشود این قضیه ی سگ دعوا و دوستان نقطه نظراتشان را مطرح کنند.

ناصر سید بابایی:

 در آن مقطع که بحث سگ دعوا را مسئولین اشرف مطرح کردند بر روی نفرات در قرارگاه تاثیر منفی زیادی گذاشت.

آرش رضایی:

 آیا تاثیر منفی این بحث در ارتباط با تشدید اختلافات و درگیری بین نفرات و فرماندهان و مسئولین اشرف بود، و یا اینکه تناقضات بچه ها را نه تنها کاهش نداد که بر دامنه پرسش ها نسبت به خط مشی غیر دموکراتیک سازمان افزود؟

ناصر سید بابایی:

 از زاویه های گوناگونی می توان به بحث سگ دعوا نگاه کرد. سازمان در درون تشکیلات و مناسبات جاری قرارگاه اشرف نمی توانست کارها را پیش ببرد مسئولین سازمان واقعا با افرادی که در داخل تشکیلات بودند و به علت رویدادها و اتفاقاتی که در منطقه و عراق می گذشت مشکل پیدا کرده بودند زیرا شتاب تحولات سیاسی و مسیر آن بر خلاف تحلیل های رهبری سازمان و مسعود رجوی بود در واقع سازمان را در یک مخمصه عجیبی گیر انداخته بود به خاطرهمین موضوع تناقضات زیادی در ذهن نفرات به وجود آمد و افراد در اشرف چون دچار یاس و ناامیدی شده بودند بیشتر با مسئولینی که پاسخی برای سوالات گوناگون آنان نداشتند درگیر می شدند و با مسئولان خودشان یعنی با FA ها و F دسته های خودشان غالبا درگیری داشتند از اطاعت آنها به بهانه های واهی سر پیچی می کردند به خاطر همین درگیری ها و تمردها کار در اشرف پیش نمی رفت. مسئولین سازمان تصمیم گرفته بودند به نوعی و با یک ترفندی از بار تضادهایی که در مناسبات اشرف و سازمان جریان داشت کاسته شود پس بحث سگ دعوا را پیش کشیدند و این علت اصلی نشست های سگ دعوا بود.

مجاهدین

از یک زاویه دیگر هم می توان گفت سازمان در آن موقعیت خاص با این نوع نشست ها و شیوه های غیردموکراتیک می خواست برهه ای از زمان را برای خودش بخرد یعنی با طرح یکسری موضوعات در نشست های گوناگون سعی داشت بچه ها را سرگرم کند تا از مخمصه ای که در آن افتاده بود رهایی یابد و فرصت اعتراض ، انتقاد و مسئله دار شدن افراد مستقر در اشرف را از آنان سلب کند. یک زمانی بحث “فردیت” را که براه انداختند دو سال طول کشید اما بحث “سگ دعوا” نتوانست دو سال طول بکشد و نه تنها به علت مخالفت افراد استمرار پیدا نکرد بلکه به ضد خودش هم تبدیل شد.

ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت چهارم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ دوران موسوم به چک امنیتی، شکنجه و قتل ـ قسمت بیست و سه

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ انقلاب ایدئولوژیک و انحرافات اخلاقی ـ قسمت پنجم

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

تیرانا، آلبانی Sunday, November 12, 2017 مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *