282 بازدید
سایت نیم نگاه

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ ورود به اسارتگاه اشرف در عراق ـ قسمت دوم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ

ارسال به سایت نیم نگاه

در فرودگاه بغداد پس از ده دقیقه انتظار چهار نفر از افراد سازمان مجاهدین ما را تحویل گرفته و با یک ماشین کلت آبی رنگ روانه مقر سازمان در بغداد شدیم. مقر مجاهدین در بغداد ساختمانی دو طبقه بود که در یک منطقه نظامی قرار داشت و به وسیله نظامیان ارتش صدام به شدت محافظت می شد. ساختمان مذکور شامل پانزده اتاق بود که در هر اتاق دو عدد تخت با سرویس بهداشتی جداگانه قرار داشت در ابتدای ورود به ساختمان مذکور عوامل سازمان ما را کاملا بازرسی کردند و تمامی وسایل شخصی مان را گرفتند حتی ساعت هایمان را نیز تحویل آنان دادیم. مسئولین سازمان به ما گفتند باید از نظر امنیتی وسائل شما را کنترل کنیم همچنین با فلزیاب لباسهایمان را چک کردند. به ما گفته شد حق نداریم با کسی حرف بزنیم و یا به اتاق های دیگر ساختمان برویم. آنان برنامه ای را به مدت چهار روز برای ما ترتیب دادند که عبارت بود از نگاه کردن به نوارهای ویدیویی در رابطه با سخنرانی های رهبران سازمان و همچنین در مورد تاریخچه ، خط مشی سیاسی و نظامی و تشکیلاتی سازمان که سرشار از تبلیغات نفرت انگیز و ضد حکومت ایران بود. سالن کوچکی را نیز برای این کار در داخل ساختمان در نظر گرفته بودند که گنجایش سی نفر را داشت.

اشرف

یکی از افرادی که در ساختمان مذکور با آن آشنا شدم از اهالی سنندج و هومن نام داشت. هومن به گفته خودش از هواداران سابق گروه کومله بود. او سی سال سن داشت و بیست روز قبل از ما به وسیله رابطین سازمان به عراق منتقل شده بود. البته هومن طی ماجراهایی که بعدا به آن اشاره خواهم کرد پس از پنج یا شش ماه اقامت در قرارگاه اشرف فضای حاکم بر آنجا را نتوانست تحمل کند و از سازمان جداشد. هومن یک بار در قسمت پذیرش قرارگاه اشرف به صراحت به من گفت: “من نمی توانم مسائل اینجا و شرایط خفقان آور حاکم بر تشکیلات رجوی را قبول کنم برایم غیر قابل تحمل و مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین بسیار مستبدانه است اینها خود دشمنان آزادی انسان هستند و از سازمان رجوی تحت هر شرایطی جدا خواهم شد.”

هومن معتقد بود تصور ذهنی که در خارج از تشکیلات رجوی داشت با روابط و وضعیتی که در مناسبات درونی مجاهدین به عینه مشاهده کرده بسیار متضاد است.

در ساختمانی که ما اقامت داشتیم سه نفر از افراد رده بالای سازمان بطور دائم مستقر بودند. یکی از آنان به کارهای صنفی می رسید و دو نفردیگر کارهای اداری را رتق و فتق می کردند هر سه نفر مذکور در لباس نظامی (ارتش به اصطلاح آزادی بخش) بودند. آن سه نفر به طور مرتب و مستمر در برخورد با ما به نفع سازمان تبلیغ می کردند و از ما می خواستند تا بیوگرافی خود را بنویسیم. ما هم که تاکنون چنین شرایط عجیبی را ندیده بودیم از نوشتن بیوگرافی و شرح حال خود برای چندمین بار به تنگ آمده و مرتب اعتراض می کردیم و به عناوین مختلف از نوشتن شرح حال خود سرباز می زدیم و بدینوسیله اعتراض خود را به این کار ابراز می داشتیم.

 نوارهای سخنرانی که در ویدیو تماشا می کردیم اغلب سخنرانی های مسعود رجوی در امجدیه تهران و همسر سومش مریم در نشست های تشکیلاتی و یا در محل رژه ارتش در قرارگاه اشرف در سال ۱۳۷۲ بود. قسمتی از نوارهای مذکور مربوط به آموزش های نظامی ارتش بود که برایمان پخش می کردند از قبیل رزم انفرادی و آموزش های تکاوری.

فرقه مجاهدین

 در شب سوم نرگس همتی با یک زن دیگر که خود را معرفی نکرد با لباس نظامی و مسلح به سلاح کمری به نزد ما آمدند و پس از احوالپرسی به ما گفتند پس از دو یا سه روز به قرار گاه اشرف منتقل می شوید. پس از چهار روز اقامت در ساختمان مذکور و دیدن نوارهای ویدیویی ذکر شده ، در شب چهارم با همان ماشین کلت آبی رنگ که از فرودگاه بغداد به ساختمان محل اقامتمان منتقل شده بودیم عازم قرارگاه اشرف شدیم. اما این بار راننده ماشین و دو نفراز همراهان ما عراقی بودند  قبل از اینکه سوار ماشین شویم افراد سازمان به ما گفتند که نباید با راننده و همراهانشان حرفی بزنید و یا سئوالی بکنید و آنها نیز با شما حق صحبت کردن ندارند!! وظیفه آنها فقط این است که شما را به قرارگاه اشرف ببرند. هومن نیز همراه ما بود.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ ورود به اسارتگاه اشرف در عراق ـ قسمت اول

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ همکاری با رژیم مستبد صدام و کشتار شهروندان و پیشمرگان کرد عراقی ـ قسمت بیست و هفت

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ جاسوسی مسعود رجوی و سران فرقه مجاهدین برای بیگانگان ـ قسمت بیست و هفت

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

کریم غلامی عضو سابق مجاهدین خلق

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ خلع سلاح مجاهدین و آغاز تنافض های ذهنی کادرهای تشکیلاتی ـ قسمت بیست و نهم

خاطرات کریم غلامی ـ قسمت بیست و نهم بعد از امضای قرارداد آتش بس مابین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *