1,347 بازدید
مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش دوم

مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش دوم

سایت نیم نگاه : آقای میهندوست شما گفتید درتشکیلات مجاهدین اعضا و کادرها به دلیل طرح سوال مورد بازجویی قرارمی گرفتند؟ این تناقض گیج کننده است فرقه مجاهدین درتبلیغات وسیع و درمصاحبه های سران آن در کشورهای غربی و امریکا به آزادی بیان و دموکراسی تاکید می کنند. دوست داریم به فاکت های عینی اشاره کنید و از مشاهداتتان بگویید؟

آقای نیما میهندوست : اصلا میشود دریک جریان سیاسی و مدعی آزادیخواهی , فرد و عنصرمخالفی پدید بیاید؟ بگذارید اینجوری بگویم ذاتا فرد مبارز با انتخاب مبارزه و وقف خود برای تحقق آمال و آرزوهای بزرگ اش دراین راه پای می گذارد پس لاجرم چون با آگاهی قبلی و حساب شده انتخابی صورت می گیرد لذا با فرض وجود صداقت مبارزاتی و….. حتی نبایستی جنبشی درمسیر ابتذال و کجراهه قرار گیرد. سازمان تروریستی مجاهدین همانند حکومتی مملو از عناصر مخالف و حتی برانداز!! در درون تشکیلات خود بوده و شده است. که ریشه این اقدامات و واقعیات از سال ۱۳۶۴ و برپایی انقلاب فرقه ای ایدئولوژیک درون سازمانی ازدواج مسعود با همسرمهدی ابریشمچی شروع شده است. چطور میشود سازمان آنهم چندین ابنیه و مکان برای انواع!! نفرات زندانی اش داشته باشد (واحد خروجی – قسمتی از ساختمان های اسکان و……) ؟  همه اینها نشان دهنده اینست که از سویی سازمان از سال ۱۳۶۸ و اجتماعی کردن اجباری طلاق درتشکیلات به ورطه نابودی و اضمحلال و ریزش نیروهای تشکیلاتی دچار شده و ازسویی به لحاظ ماهیت کثیف جنایتکارانه اش هیچ پایگاهی برای جذب نیرو ندارد لذا بالاجبار با هرندای حقیقت طلبی اعضا، متوسل به زور و اجبار و شکنجه میشود. برای مثال یادم هست درواحد بازجویی ضداطلاعات فرقه مجاهدین عینا همانند هربازداشتگاهی، صندلی مشخص بازجویی با پابند و دستبند وجود داشته که با سرکردن کیسه به سرفرد بازجویی شده و مشت و لگد به سر و صورت و یا کوبیدن قلم استخوان های پای بسته شده، او را تحت شدیدترین شکنجه ها قرارمی دادند شاید همگان اسم حسن عزتی ملقب به نریمان را بشناسند مثلا ایشان چنین ابتکاری را با دستور اف یگان های ضد اطلاعات مجاهدین بنام حسن حسن زاده محجل یا مهدی انجام میداد. یا تحویل یک عدد قرص استامینوفن برای فرد زندانی که از درد دندان کلافه شده از سوی بازجویان و مراقبین زندان ممنوع بود و عملا با وحشی گری و فحاشی می گفتند تو با بریدن ات از سازمان هم اکنون مزدوربحساب می آیی و ما چنین کاری را برخود حرام می دانیم (از سخنان علی ابریشمی و مختار(کرد) از زندانبانان سازمان) . یا علیرغم هرآب بندی لازم برای ممانعت از فرار زندانی شبها به ازای هرساعت علی ابریشمی با چراغ قوه بزرگ اش درب اتاق را با سر و صدا باز می نمود و عمدا با توجه به اطمینان از حضور نفر دراتاق و صرفا برای اذیت روحی روانی و شکنجه چراغ قوه گنده اش را بر روی چشمان فرد روشن نموده و الکی او را به بیدار شدن وادار میکرد تا فرد در بازجویی تکراری فردا تعادل لازم را نداشته باشد. یا شب بعد از ساعت ۱۲ جلسه های سرکوب با حضور فهیمه اروانی و سهیلا شعبانی (فرمانده ضداطلاعات فرقه مجاهدین) و چندین پاچه خوار و پاچه گیر بدنام تشکیلات همچون اف یگان هایی مانند سعید نقاش و صالح ترکه و ……. و بعضی از فرماندهان بد دهن زن همانند فرشته شجاعی مرتبا تشکیل و نفر تحت بازجویی به اعدام و نیست شدن در اشرف و یا انداختن استخوان های تن اش بعد از مرگ جلوی سگ های قرارگاه اشرف و….. تهدید می شد .

 مثلا در جایی مهدی از مسئولین ضداطلاعات با کتک کاری و فحاشی داد میزد که ما بایستی همان در روز اول تو را مثل گروه پ ک ک!! جلوی سنگی چشم بسته گذاشته و به رگبار می بستیمت. و یا درجایی شب درساعت دو بعد از نصف شب بیدارت میکردند و با چشم بسته به محلی متروکه در قسمتی از قرار گاه می بردند که گاها مشخص بود علاوه بر چند مرد دو زن هم حضور دارند،  با کتک کاری فرد و یا گذاشتن کلت روی شقیقه فرد تلاش برای درهم شکستن وی داشتند که همه اینها از استیصال بزرگ سازمان خبر می دهد.

سایت نیم نگاه : در توضیحاتتان گریزی زدید به نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی چرا براین باورید که نشست های موسوم به غسل هفتگی و عملیات جاری درقرارگاه اشرف و تشکیلات مجاهدین که به طورمعمول برگزارمی شود مبدل شده است به شرایطی برای شستشوی ذهنی و مغزی افراد و اعضای مجاهد؟ دیدگاه شما براساس چه دلایل و مشاهدات عینی قرار دارد؟

آقای نیما میهندوست : اصولا درهیچ سازمان سیاسی مرکزیت سازمان که تعداد مشخص و اغلب ۹ تا ۱۱ نفردارد عضوتشکیلات ملزم به داشتن دفترچه ای به اندازه قوطی کبریت برای ثبت لحظه های فکری و سپس قرائت آن در جلسات روزانه نمیشود. در این سازوکار فرقه ای عضولحظه های نق زدن علیه تشکیلات را شکار کرده؟!! و باید با خواندن فاکت – نقطه آغاز – واقعیت – اثرات تخریبی، برلحظه واقع شدن شوم این افکار پشیمان شده و نزد همگان علیه خود به اصطلاح سازمان تیغ و تیغ کشی کند. آیا عضوی که نفس و خون اش و لحظه های روح و روان اش را به اجبار در اختیار استحمارگرانی همچون رجوی قرار می دهد در تعادلی نرمال قرار دارد. آیا فی الواقع اصل سانترالیزم دمکراتیک همانند هر سازمان متعارف و آزاد سیاسی در این فرقه هم جاری و ساری است؟ بی شک نه چرا که دریک تشکل دمکراتیک کنگره حزب و یا سازمان سالانه و دوسالانه برگزار و درحالیکه اعضای کمیته مرکزی روی سن سالن نشسته اند به گزارشات انتقادی اعضا گوش فرا می دهند و یا اصلا خود را نقد می کنند در حالیکه از سال ۱۳۶۴ دیگر کمیته مرکزی درسازمان وجود ندارد ، و جایش رهبرعقیدتی و خودکامه هوسران و دیکتاتوری همچون مسعود رجوی نشسته است. که عضوسازمانش باید برای یک نگاه لحظه ای  به زنی در محوطه و یا خواب دیدن همسرو فرزندش دفترچه ای را با فاکت های مربوطه  روزانه پر کند تا در پایان هفته ودرنشست های موسوم به غسل هفتگی ودر حضور جمع برای ترویج آن!!؟ آنها را بصورت فاکت قرائت کند ودر یک صفت غیرطبیعی همسرش را عفریته و اعضای زن نیز متقابل همسرانشان را درفاکتها نرینه وحشی!؟ عنوان نمایند. این موضوع براستی درارتجاعی ترین گروهها همچون طالبان و یا سپاه صحابه هم پیدا نمی شود. لذا مشاهده می شود عینا سازو کاراعترافات کلیسایی اجرا میشود و بجای کشیش کلیسا فرمانده ارتش رجوی نشسته است!!؟  چطورمیشود بجای تعالیم انسانیت وراه رستگاری درتشکیلاتی که مدعی تحقق جامعه بی طبقه توحیدی است مهدی ابریشمچی درسالن انقلاب قرارگاه اشرف برای رده های K 2  با بی شرمی وپررویی صحبت از خودارضایی در مبحث آموزش نشست های غسل هفتگی بکند و بگوید در صورت تحقق این را گناه برای خود نشمارید ودر درون تان نریزید (عین کلمات) فقط نوشته ودر نشست بخوانید چرا که برادر مسعود!! بعنوان رهبر عقیدتی مسئول رفتار ما در روز معاد است؟ و……. . گفتنی است موضوع یاد شده بعنوان بند ۱۰ در فاکت های یادشده اشاره میشد. حال واقعا با شنیدن چنین مطالب مشمئزکننده ای از طرف چنین رهبربی کفایت و جنایتکاری میشود لحظه ای از پیکار بی امان با آن بعنوان سردمدارخطرناک ترین فرقه شناخته شده غافل شد؟

سایت نیم نگاه : آقای میهندوست، خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین درسخنان و توضیحات شان به موارد تکاندهنده و مشمئز کننده ای درباره سوءاستفاده جنسی مسعود رجوی رهبرعقیدتی فرقه در رابطه با زنان عضو شورای رهبری مجاهدین اشاره کرده است. ایشان دربخشی از سخنان افشاگرانه خود گفته است :

” … مریم مرابالبخند به سمت  مجموعه ایکه اتاق خواب مسعود بود، راهنمایی کرد. من درحالیکه شوکه شده بودم وسردردعجیبی داشتم،بازفکرمیکردم که این آزمایش است اماآن شب تاصبح وشبهای مشابه اورایکمردعادی ودیداررایک ملاقات جنسی محض یافتم وازنظرمن پلیدی ای بودکه بااین برنامه رنگ ولعاب ایدئولوژیک به آن زده میشد. من عمق یک فرقه واپسگرارادیدم که اینگونه همه چیزافراد رادرقیدوبند خود نگاه میدارد. احساس میکنم همانجاهرچه که ازسازمان وبنیانگذاران ومقاومت وراه سرخ حنیف ومبارزه بود دردرونم تبدیل به مشتی خاکسترشد، اماسعی کردم خودم را نگهدارم وشاید تصمیم به فرارازهمانجا درمن قطعی شد… “

شما که درتشکیلات مجاهدین بسرمی بردید و با مسعود و دنیای آزاردهنده وی برای سالها آشنایی داشتید چه توضیحی در باره افشاگری خانم سلطانی دارید؟

آقای نیما میهندوست : زمانیکه ما در کمپ جدا شدگان و تیف بودیم و هنوز هیچ خانمی از سازمان جدا نشده و یا فرار نکرده بود، یادم است یکی از دوستان بسیار قدیمی و جداشده از سازمان اتفاقا مفصلا این مسئله را واکاوی نمود او اظهار می داشت یکی از بندهای محرمانه انقلاب ایدئولوژیک و درونی سازمان مجاهدین بنام عصمت ـ بوده که طی آن اعضای ارشد شورای رهبری دریک جلسه فوق محرمانه از طرف مسعود رجوی و مریم با هدایایی ویژه مورد استقبال قرارگرفته ودر حالیکه عقدشان همانجا خوانده میشد میبایست برای ماده نمودن بحث همسر ایدئولوژیک شدن مسعود روسری و سپس لباس های خود را کنده و با راحتی در مجلس هوسرانی های چرکین ترین عنصر ضد خلق یعنی مسعود می نشستند!! . و بعدها موضوع بیان صادقانه خانم های جدا و استثمار شده  سازمان پیش آمد و دقیقا موارد تکمیلی آن مطالب قبلی هم تحقق یافت و نشان داده شد در پس هر انحراف سازمان در طی مراحل زمانی مختلف فسادهای بیشماری بواسطه نبودن نهاد های دمکراتیک درسازمان همانند کمیته مرکزی یا هیئت اجرایی و یا فقدان  فرهنگ مترقی و انسانی و اسلامی، بتدریج ریشه دوانیده و سر سازمان را با عیاشی ها ووطن فروشی های رجوی و کمی پایین تر در هرم، افرادی همچون مهدی ابریشمچی و عباس داوری را در ملاقات های کثیف شان با افسران عالیرتبه اطلاعات و امنیت عراق برای ارائه اطلاعات جمع آوری شده کشور و دریافت دینارهای عراقی و………   با انواع زشت ترین کارهایی که در جامعه عادی هم مورد نفرت قرار می گیرد مواجه ساخته است. پس چنین تشکیلاتی سالها پیش عمر مفیدش را به پایان برده و یا اصلا عمر مفیدی نداشته و اینک نیز دریک گذران عادی پر از لجن فقط منتظر بهره برداری از فرصت های خیانت درقبال سوءاستفاده های بیشتر ازاعضای محصورش برای ارتزاق ساختارعنکبوتی خودش است.

ادامه دارد …

مصاحبه با آقای نیما میهندوست عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش اول

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2585

 

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

تیرانا، آلبانی Sunday, November 12, 2017 مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی …