287 بازدید
جاسوسی مجاهدین خلق

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ جاسوسی مسعود رجوی و سران فرقه مجاهدین برای بیگانگان ـ قسمت بیست و هفت

خاطرات کریم غلامی ـ قسمت بیست و هفت

در جمعبندی به اصطلاح سیاسی و استراتژیک  قرار شده که همه قرارگاه ها در اشرف دوباره سر جمع بشوند. این کار بخاطر این بود که بعد از حمله تروریستی به آمریکا، شرایط سیاسی در دنیا عوض شده است  و مجاهدین هم باید استراتژی خودشان را نسبت به شرایط جدید عوض بکنند. این سبک کار همیشگی مسعود رجوی است که در جهت جریان آب شنا بکند. تا قبل از یازدهم سپتامبر، سلاح به کمر قلدری می کرد و دستور کشتن مرزبانان ایرانی و سران حکومت اسلامی را می داد. ولی حالا از ترس آمریکا، مثل موشی شده بود که به دنبال کار سیاسی در آمریکا و اروپا بود. برای همین، بلافاصله حمله تروریستی به آمریکا را محکوم کرد. طنز تلخی است. یک تروریست که تا دیروز در ایران مردم را با خمپاره می کشت، حالا شده ضد تروریست.

القاعده

همچنین در ادامه همین نشست ها مسعود رجوی ، مژگان پارسایی (که برخی می گویند نام اصلی او رقیه مشهدی آقا است) را به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین انتصاب کرد. البته با “اکثریت آرا” همه مجاهدین. چنانکه قبلا هم توضیح داده بودم، وقتی مسعود رجوی تصمیمی می گرفت و از بقیه نظر خواهی می کرد، اگر فردی با او مخالفت می کرد، او را به خاک سیاه می نشاند. به همین دلیل همیشه تصمیمات او با صد در صد آرا تصویب می شد.

مژگان پارسایی

مژگان پارسایی کسیت:

مژگان پارسایی (رقیه مشهدی آقا) متولد تربت جام است. او در جریان توصیه های سال ۷۲ و ۷۳ تحت فرمان “بتول رجایی” یکی از شقی ترین شکنجه گران سازمان مجاهدین، امتحان شقاوت و شکنجه گری را گذراند. مژگان پارسایی، در شقاوت و بی رحمی شکنجه دسته جمعی اعضای مخالف مجاهدین چنان دست پیشی گرفت که مهوش سپهری (نسرین) سردمدار همه شکنجه گران شقاوت و بی رحمی او را ستایش می کرد. بعد از سال ۲۰۰۳ و حمله آمریکا به عراق و فرار مسعود رجوی و زنش مریم رجوی، مژگان پارسایی به عنوان جانشین”فرمانده کل قوا” یعنی جانشین مسعود رجوی، منتصب شد. مژگان پارسایی، دستش به خون بسیاری آغشته است. چه از اعضای ناراضی و چه مردم ایران. به امید روزی که در یک دادگاه به جرائم او رسیدگی شود.

آمریکا و متحدان آن در ۱۵ مهر ۱۳۸۰ (۷ اکتبر ۲۰۰۱ میلادی) در یک عملیات گسترده به افغانستان حمله کردند. مسئولیت حمله تروریستی به آمریکا توسط گروه تروریستی القاعده به رهبری اسامه بن لادن، پذیرفته شد. به همین دلیل آمریکا با رهبری جورج بوش (رییس جمهور وقت آمریکا) به گروه طالبان که در آن زمان کشور افغانستان را در اشغال خود داشتند، اخطار داد که گروه القاعده را از افغانستان اخراج بکند. ولی طالبان این درخواست را رد کرد. با همه مخالفت ها و تظاهرات که در سرتاسر جهان شکل گرفت، ولی نهایتا آمریکا به افغانستان حمله کرد و گروه طالبان را شکست داد و بسیاری از اعضای گروه القاعده و طالبان را دستگیر و به زندان گوانتانامو (Guantanamo Bay detention camp) منتقل کرد.

11 سپتامبر

 این امر ترس شدیدی در میان رهبران مجاهدین بخصوص مسعود رجوی، ایجاد کرد.  در این جریان، مسعود رجوی بشدت خودش را باخته بود و تلاش می کرد که در صحبت هایش جنایاتی که مرتکب شده بود و بخصوص جشنی که بخاطر ۱۱ سپتامبر برگذار کرده بود را لاپوشانی بکند. همانطور که قبلا هم نوشته بودم، مسعود رجوی همیشه در جهت آب شنا می کند. استراتژی جدیدی را ابداع کرد و آن هم ایجاد تنش بین آمریکا و ایران بود. بعد از حمله آمریکا به افغانستان و بدست گرفتن کنترل این کشور و بازگشت بسیاری از گروه ها و افرادی که سالیان در خارج از افغانستان بودند، به افغانستان و دادن حاکمیت به این افراد، مسعود رجوی هم به این طمع که کاری کند تا آمریکا به ایران حمله بکند و مجاهدین از این فرصت استفاده بکنند و حاکمیت را به دست بگیرند، در ادامه این استراتژی خائنانه مسعود رجوی و مجاهدین در سال ۲۰۰۲ با به راه اندازی یک طرح خائنانه با افشا کردن تاسیسات اتمی ایران، جمهوری اسلامی را متهم به ساخت بمب اتمی کردند. این موضوع باعث شد که ایران تا سال ۲۰۱۵ تحت تحریم های اقتصادی قرار بگیرد، تحریم هایی که فشار آن تماما روی دوش مردم ایران افتاد، طبقه متوسط و طبقه محروم کشور بیشترین آسیب را طی این سالیان متحمل شدند. این تحریم ها، ضربه شدیدی به اقتصاد ایران نیز وارد کرد. ورود بسیاری از کالاها به ایران ممنوع شد و از طرف دیگر تبادلات بانکی نیز تحریم شد. این موضوع باعث شد که بسیاری از کارخانجات ملی ایران تعطیل شود، بسیاری از مردم ایران بیکار شدند و نتیجه آن ورود کالا از خارج به ایران شد. این بزرگترین جنایات و خیانت مسعود رجوی به مردم ایران بود. به امید روزی که او در پیشگاه مردم ایران پاسخگوی این همه خیانت و جنایت های خود بشود.

رجوی

بعد از پایان نشست ها، جابجایی عظیم از قرارگاه های پراکنده آغاز شد تا همه در اشرف جمع شوند. دو تا از قرارگاه ها در همان مکان باقی ماندند، یکی در شهر جلولا و دیگری در نزدیکی شهر بعقوبه در منطقه امام ویس. قرارگاهی که من در آن مستقر بودم، به نام فائزه که در شهر کوت عراق واقع بود، بطور کامل به اشرف منتقل شد. سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲) در کل در یک آرامش سپری شد. مجاهدین در این سال تلاش کردند که وقت همه نیروها را با آموزش پر بکنند و مانورهای نظامی را کامپیوتری کرده و از آن بهره بگیرند.

از آنجایی که کشور عراق پناهگاه گروه های تروریستی مانند القاعده بود و صدام حسین دیکتاتور وقت عراق در رابطه با اخراج این گروه های تروریستی هیچ اقدامی نکرد و از طرف دیگر تنش وجود سلاح های کشتار جمعی مانند سلاح های اتمی و شیمیایی در عراق بالا گرفته بود، بهانه ای بود که آمریکا به رهبری جرج بوش به عراق حمله کند. از پاییز سال ۲۰۰۲ مسعود رجوی اعلام آماده باش داد و دستور داد که همه سلاح ها باید عملیاتی شود (عملیاتی شدن سلاح ها به این معنی است که تمامی سلاح ها چه سبک و چه سنگین مانند توپ و تانک و نفربر زرهی چه به لحاظ موتور و چه به لحاظ سلاح و سیستم های مخابراتی و ارتباطی آن صد در صد کارآمد باشد و هیچ نقصی در آنها وجود نداشته باشد). در این میان مجاهدین مانورهای نظامی گسترده با برنامه های کامپیوتری انجام دادند تا سطح توانمندی های تاکتیکی خود را بالا ببرند.

مسعود رجوی مهره بی خاصیت خود یعنی محمد محدثین (بهنام) را به آمریکا فرستاد تا در یک معامله خائنانه مسعود رجوی از لیست پیگرد های ارتش آمریکا حذف شود. به این موضوع در مطالب آینده بطور مفصل خواهیم پرداخت. مسعود رجوی تلاش می کرد که در نشست های خود این موضوع را تفهیم و تفاهم بین مجاهدین و آمریکا نشان بدهد که گویا مجاهدین در این جنگ کاملا بی طرف هستند. فقط یک یادآوری کوچک می کنم که مسعود رجوی در سال ۱۳۷۸ در مانور نظامی به نام شیر و خورشید، در مقابل برخی از رسانه هایی که آمده بودند گفته بود که اگر بار دیگر آمریکا به عراق حمله بکند ارتش آزادیبخش (مجاهدین) در کنار ارتش عراق با نیروهای آمریکایی خواهد جنگید، ولی حالا که حمله آمریکا به عراق جدی و حتمی شده است، مسعود رجوی از ترس اعلام بی طرفی کرده است. یادم است که مسعود رجوی در ملاقات با صدام حسین، گفته بود که مشکل عراق و آمریکا یک موضوع داخلی کشور عراق است و مجاهدین در امور داخلی عراق دخالت نمی کنند.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ رقص و پایکوبی مجاهدین در ۱۱ سپتامبر و اجبار افراد به اعترافات جنسی ـ قسمت بیست و شش

یازده سپتامبر ، شادی تروریست های فرقه رجوی در قرارگاه اشرف و قرارگاه باقرزاده ـ قسمت دوم

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

کریم غلامی عضو سابق مجاهدین خلق

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ خلع سلاح مجاهدین و آغاز تنافض های ذهنی کادرهای تشکیلاتی ـ قسمت بیست و نهم

خاطرات کریم غلامی ـ قسمت بیست و نهم بعد از امضای قرارداد آتش بس مابین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *