هنر و سینما
244 بازدید
دکتر علی شریعتی

تاملی بر مقاله دکتر سوسن شریعتی : خویشتنی دیگر برای بین‌المللی دیگر

Monday, June 19, 2017

برای پاسخ‌دادن به شریعتی و مسئله دوران تکلیف و تعریف سه گزاره باید روشن باشد و نیست: شریعتی همچون «متفکر»، «دوران» و «مسئله». بر اساس تعریف از این سه موضوع است که می‌توانیم از گسست یا تداوم میان خود و شریعتی سخن بگوییم.

شریعتی

دوره چیست و چه ملاکی را برای تشخیص پایان و آغازش می‌توان برشمرد؟ دوره تمامیتی ارگانیک است؟ (درکی هگلی. همان نگاهی که فوکویاما را به صدور حکم بر پایان تاریخ داد؟) سیستمی هموژن است؟ (عناصری درهم‌تنیده و دارای تمی درونی یکدست و یکپارچه. درک کانتی از دوره) دوره عبارت است از یک گرایش؟ تنش میان امر دیروزی و توسعه و میل به گشودگی که موجب این یا آن گرایش کلان می‌شود و نامش می‌شود این یا آن دوره؟ دوره را آیا می‌توان با مفهوم اپیستمه تعریف کرد؟ سیستم‌های مفهومی، یکدستی فرهنگی؟

 تعریف دیگری از دوره این امکان را فراهم می‌کند تا ما دوره خود را از دوره شریعتی منفک و دارای تفاوت‌های رادیکال ندانیم و بتوانیم نتیجه بگیریم که همچنان در ذیل یک دوره قرار داریم و آن تعریف فیلسوف و مورخ آلمانی droysen درایزن، از دوره است؛ دوره همچون «پروسه». دوره در این نگاه سیستم بسته نیست، هموژنیته و یکدستی نیست، تمامیتی که بسط می‌یابد و به پایان می‌رسد و از نو آغاز می‌شود نیست؛ بلکه دوره عبارت است از :«تنش میان عناصر هم‌زمان و گشودگی به سمت غیرقابل پیش‌بینی؛ همزیستی لایه‌های متعدد زمان یا ناهم‌زمان؛ تنش بین فردانیت‌های فرهنگی، فکری، اقتصادی، بومی و امورات عام و جهان‌شمول. در این نگاه برش‌های زمانی و شمارش تفاوت‌هایشان عمدتا واحدهای اندازه‌گیری‌اند و جنبه انتزاعی و ساختگی دارند. این تعریف از دوره شباهت زیادی به نگاه شریعتی در توضیح و تعریف شریعتی از دورانی که در آن به سر می‌برده است دارد.

http://youtu.be/lEn-7BKgk64

طاغوت و شرک

 شریعتی پروژه خود را بر اساس تعریف از دوران طرح‌اندازی می‌کند: از زمان بومی‌ای که به آن گرفتار است و زمانه عامی که نامش زمان جهانی است. زمان بومی‌ای که دستخوش ناهم‌زمانی تاریخی و تقویمی است (زمان فرهنگی قرون وسطایی و زمان تقویمی قرن بیستمی) و جهان‌شمول و امر جهانی‌ای که امروزه نامش جهانی‌شدن است و مراد جهانی‌شدن تک‌الگویی نظم سرمایه‌داری. این نگاه انتقادی و گفت‌وگوی تنش‌آلود با زمانه، گفتمان او را از تخته‌بند زمانه خود‌شدن مصون می‌دارد و او را تا ما امتداد می‌بخشد. با این تذکرات و علی‌رغم این تداوم ما مجبور به ذکر تفاوت‌های زمانه خود و شریعتی هستیم. همین چهل سال اخیر. می‌توان چنین برشمرد:

– لیبراسیون لیبرالیزم. کاپیتالیزم جهانی شده. تمرکز و گسترش سرمایه، منطق آزاد‌شده سرمایه. تضعیف دولت‌ها و بدل‌شدنشان به آنتن‌های پیشبرد منطق سرمایه. عملکردهای جدید جهان‌گشایی از طریق خلق مناطق آزاد بی‌دولت zonage به جای دولت‌های دست‌نشانده قبلی و به قصد کنترل منابع و انرژی؛ وضعیتی که منجر به ازبین‌رفتن احساس تعلق به هویتی تعریف‌شده یا مرکزیتی ملی یا قدرتی به نام دولت شده است. همه مرزهایی که به‌گونه‌ای مصنوعی بعد از جنگ جهانی اول در منطقه خاورمیانه، ملاک مشروعیت‌دادن به ملت‌ها شده بود امروزه از بین رفته‌اند و کاپیتالیسم جهانی‌شده با خلق مناطق آزاد و موجودیت‌های بلاتکلیف و دربه‌در توانسته است با خرج کمتری، دسترسی به منابع طبیعی و ثروت جهان را برای خود ممکن کند.

روشنفکر

امروزه ما شاهد شکل‌گرفتن دوباره الیگارشی جهانی هستیم. باز اقلیتی که مالک اکثریت منابع جهان شده‌اند. (۱۰درصد جمعیت جهان صاحبان ٨۶ درصد منابع جهان هستند,۴٠درصد صاحب ١۴درصد منابع جهان هستند و نامشان طبقه متوسط شهری و بیشتر متمرکز در کشورهای اروپایی. می‌ماند ۵٠ درصد، دومیلیارد از جمعیت جهان که فاقد سرمایه‌اند؛ نه مصرف‌کننده بازار هستند و نه به ارتش کار پیوسته‌اند، نه دولت متمرکزی دارند و دستخوش دربه‌دری سیاسی، جغرافیایی و اجتماعی شده‌اند و اکثرا متمرکز در مناطق خاورمیانه و آفریقا و…)

عوارض فرهنگی: این بسط‌یافتن منطق سرمایه و تحمیل مدل واحد توسعه بی‌تردید آنچه را به همراه آورده است مرگ اکوسیستم‌های فرهنگی، بدل‌کردن تکثر فرهنگی به مونوکولتور، خلق تمدن فله‌ای است. در این بلاتکلیفی طبیعی است که همگان به دنبال تعریف تعلق‌های جدید هستند. از همان ۴۰ درصد طبقه متوسط شهری متمرکز در کشورهای اروپایی تا ۵۰ درصد پرولتاریای دربه‌در در مناطق آزادشده جهان. می‌ماند دو نوع انتخاب: پیوستن به باندهای گانگستری تا احیای پیوندهای قوم و قبیله‌ای باستانی، خلق سرزمین‌های جدید با اربابان جدید (سنت‌گرایی، بنیادگرایی و… همگی به تعبیر بدیو در واکنش، حسرت یا کین نسبت به غرب مهاجم.) و دست آخر ناسیونالیسم‌های رنگ به رنگ.

سوسن شریعتی

از ناسیونالیسم‌های رنگارنگ اروپایی تا قوم‌گرایی و هویت‌گرایی‌ها عکس‌العملی در مناطق آزاد‌شده آنارشیک؛ همان موقعیتی که شریعتی پیش‌بینی می‌کند: «تا خوردن بر روی خود»، ترس از دیگری یا تشبه و پناه‌بردن به قوی‌تر. تردیدی نیست که در این جهان جهانی‌شده راه‌حل‌های بومی ناممکن است. در خود خزیدن است. عکس‌العملی است. جهان‌شمولی که کاپیتالیزم جهانی تعریف می‌کند نیز پاسخ‌گو نیست. باید سومی ساخت. راه سوم پناه‌بردن به ناسیونالیسم است یا تعریف انترناسیونالیسمی دیگر است؟ ضرورت همچنان همان است: خویشتنی دیگر برای خلق انترناسیونالیسم دیگر. موقعیت امروز نشان می‌دهد نه تنها غیبت عدالت، آزادی را در خطر می‌اندازد و ما با «دموکراسی‌های خالی» روبه‌رو می‌شویم که اساسا غیبت عدالت منشأ بحران‌های هویتی نیز می‌شود و موجبات جهش‌های ژنتیکی هویتی می‌شود.

با احتساب همه این ملاحظات پاسخ شریعتی برای تنش دوران ما چیست؟ چه ربطی میان شریعتی ۴٠ سال پیش با امروز می‌توان برقرار کرد؟ شریعتی متفکری است که از همان ۴٠ سال پیش درگیر تعریفی متفاوت از خویشتن است. خویشتنی گرفتار در میانه چنگک آزادی و عدالت و در پی معنایی استعلا‌بخش برای درنغلتیدن به ابسورد زمانه. دوران شریعتی با دوران ما فرق اساسی‌ای ندارد. شریعتی متفکری است که دوران خود را زندگی کرده و تلاش کرده آن را مفهوم‌سازی کند.

پاسخ او چیست؟ ساختن بومی دیگر به قصد خلق انترناسیونال یا یونیورسلی دیگر از طریق تعریف خویشتن. امروزه ما به همان دردی دچاریم که شریعتی از آن صحبت کرد: ناراضی از بی‌نظمی جهان و ناراضی از زمان بومی خویش. هسته سخت پروژه شریعتی همین عدم رضایت است و تلاش برای پیداکردن ربطی جدید میان این دو (individualite-universel) از طریق بازتعریف هر دو. خویشتنی گرفتار و قرار گرفته در میان چند‌زمانی‌های متعدد: زمان شخصی، زمان اجتماعی و زمان درازمدت فرهنگی- تاریخی. زمان شخصی (کویری) که بی‌ربط است به اجتماع، دستخوش تنهایی است، سراسیمگی دارد میان شرق و غرب، قرار گرفته است در یک ناهم‌زمان اگزیستانسیالیستی.

آیت الله طالقانی

زمان اجتماعی که جهان سومی است، شرقی است و قرن بیستمی و دست آخر زمان درازمدت فرهنگی- تاریخی که اسلامی است و ایرانی و این پرسش: کدام اسلام و کدام ایران؟

 این خویشتن در نتیجه در کانکشن این سه زمان قرار دارد و صرف توأمان چند شخصیت گراماتیکال. در نگاه شریعتی زمان و خویشتن بومی ما گرفتار در آن واحد نارسیسیسم و نوستالژی از یک سو و خویش‌گریزی و تشبه به دیگری از سوی دیگر است و در هر دو حالت دستخوش فراموشی. زمانی که جهان‌شمول و جهانی خوانده می‌شود هم در نگاه شریعتی تک‌الگویی و متحدالشکل‌ساز است و منجر به مرگ اکوسیستم‌های فرهنگی شده است. در نتیجه باید همه تکیه‌گاه‌های عاطفی- تاریخی- هویتی را از نو تعریف کرد و خویشتنی دیگر را طرح انداخت. از دو راه: یادآوری انتقادی دیروز و ابداع حقیقت خویشتن. مبارزه با فراموشی اولین گام است. باید به یاد بیاوریم کیستیم.

هویت

فراخواندن انتقادی دیروز ایرانی- اسلامی با این تذکر که این دیروز تمدنی، دیروزی است ترکیبی و نه نابی ذاتی. فراخواندن اسلامی که در آغاز همچون دعوت و معطوف به تغییر به میدان فرهنگ‌ها آمده در اثر همنشینی با آنها (ایران نیز) بدل به فرهنگ شده است.

 این فراخواندن حافظه به قصد خلق دوباره خویشتن است. خویشتن‌سازی علاوه بر یادآوری میراث، محصول ابداع نیز هست. نه نوستالژیک و صرفا متکی بر حافظه که مبتنی بر تخیل و ابداع نیز هست؛ خارج‌شده و رهاشده از زندان‌های چهارگانه تاریخ و اجتماع؛ خویشتنی هبوط کرده: «و رفتم و رفتم. هیچ‌کس در کنارم، هیچ‌کس در برابرم و هیچ‌کس بالای سرم». کتاب هبوط تجربه رهاشدن ازخویشتن تاریخی، جغرافیایی و سنتی است. می‌خواهد الگوی سومی باشد برای خروج از دوقطبی‌های مسلط (یا انترناسیونالیسم‌های دروغین داعش و کاپیتالیسم و… یا با ناسیونالیسم‌های خویشتن‌گرای حسرت‌زده و ترس‌خورده). از همین رو برای پرهیز از نوستالژی و نارسیسیسم این خویش‌سازی با هجرت و جدایی کلید می‌خورد. شریعتی البته می‌داند این خویشتن را نمی‌توان بی‌اعتنا به زمان جهانی طرح انداخت. اما با زمان جهانی نیز در ستیز است و می‌داند برای بازکردن قطبی سوم باید در این جبهه نیز بجنگد. تمام تلاش شریعتی خروج از ثنویت‌های تحمیل‌‌شده به انسان ایرانی – جهانی است. ساختن سومی که شاید حتی اتوپیک باشد و او در پی الترناتیو است. چنین پیداست که همه پروژه شریعتی خروج از جهان ثنوی است.

دین

اگر مسئله اصلی دوران، بازسازی انترناسیونالیسم دیگر باشد مؤثر نمی‌شود، مگر از طریق ساخت‌ وساز و باز‌تعریف خویشتن جدید. خویشتنی که می‌تواند قطعات پازل یونیورسلی باشد که تک‌الگو نیست. برمی‌گردیم به پرسش اول: نئو شریعتی یعنی چه؟ شکستن نوعی ارتدوکسی؟ خیر. اندیشه شریعتی در این ۴٠ سال به دلیل سیالیتی که از آن سخن گفته شد و داشتن ورودی‌های متعدد، بدل به یک ارتدوکسی نشده. نئو‌شریعتی ارجحیت یک دوره زندگی فکری او بر دوره دیگری است؟ خیر؛ چراکه هیچ گسستی را نمی‌توان در خط سیر فکری حیات شریعتی شناسایی کرد و بین آنها انتخاب کرد. همه عناصر سه‌گانه «عرفان، برابری، آزادی» در همه ادوار زندگی او زیست هم‌زمان دارند. به لحاظ تماتیک هم آن سه‌گانه «کویریات، اجتماعیات، اسلامیات» همزیست و همدست و همداستان‌اند. شریعتی پس از زندان فیلسوف‌تر و یا کویری‌تر از قبل نیست. ای بسا، کویری‌ترین دوره زندگی شریعتی زمانی است که در حسینیه سخن می‌گوید. نئو‌شریعتی، فهم در‌هم‌تنیدگی این سه زمان، این سه نگاه و سه جنس سخن است؛ سه نگاهی که همچون دنیاهای ناظر بر هم عمل می‌کنند و ضامن یکدیگر می‌شوند. حج شریعتی، کویری‌ترین اثر شریعتی است. (ایمان: قبله در قفانهادن است) یا بر‌عکس کویر، متنی است شهیدپرور («باید از کویر گذشت تا به شهادت رسید»). چنانچه درباره کتاب شهادت می‌گوید: «من از عشق نمی‌توانستم سخن بگویم از شهادت گفتم.» کویر و حج و شهادت جان مشترک دارند: ضد‌سیستم، نهاد ناآرام، تنش‌های تراژیک که ضامن نوعی دینامیسم درونی است.

 شریعتی قبل از هر چیز یک روش است. نه دستورالعمل است و نه الگو. روشی است چند‌منبعی، براساس چیدمان پارادوکس‌ها نگاهش را شرح می‌دهد و محصول نگاهی است دیالکتیکی به سه دیرند برای طرح‌اندازی پروژه خود. تفکر شریعتی یک جهت است و نه یک سیستم. چشم‌انداز است و نه سیستمی متصلب. نئو‌شریعتی یعنی چه؟ کشف نسبت‌های برقرار میان این دنیاهای موازی و این خویشتن‌های رقیب و این ناهم‌زمان‌های هم‌زمان.

برگزاری مراسم چهلمین سالگرد درگذشت دکترعلی شریعتی

مراسم چهلمین سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی ۲۹ خرداد ۹۶ از ساعت ۱۸ الی ۲۰  با سخنرانی علی اصغر کاراندیش معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و  با حضور جمعی از مسئولان, دانشجویان, اساتید دانشگاهی و عموم مردم استان خراسان رضوی در شهرستان مزینان زادگاه مرحوم شریعتی برگزار خواهد شد.

در حاشیه این مراسم کتابخانه قدیمی شریعتی که چندسالی است تعطیل شده و با پیگیری مسئولان مزینان مرمت و آماده بهره برداری شده بازگشایی خواهد شد. همچنین پروژه بزرگ مجتمع فرهنگی هنری دکتر علی شریعتی مزینانی که حدود دو دهه از آغاز ساخت آن می گذرد و به موجب کمبود اعتبار مالی متوقف شده بود با اختصاص مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان تکمیل و به بهره برداری می‌رسد.

لینک های مرتبط :

نوعی از سیاست، نوعی از هنر

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای قربانعلی حسین نژاد ـ ساکن پاریس (عضو جداشده مجاهدین خلق): در باره دو رویکرد متضاد دکتر شریعتی و مجاهدین خلق به پدیده ستیزه جویی و تروریسم

گفت و گو با دکتر سروش دباغ پژوهشگر فلسفی … وجه اشتراک سهراب سپهری و دکتر علی شریعتی ـ تأملی بر کتاب

شریعتی و رجعت به خودآگاهی مردم

سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی. چرا مجاهدین خلق در تشکیلات، شریعتی زدایی کردند؟

به مناسبت سی و هشتمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی ـ از خاطراتم با شادروان دکتر شریعتی و علت شریعتی ستیزی فرقۀ رجوی

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

Mojahedin Khalq

Former MEK members petition the UNHCR in Albania (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI …)

Tirana, Albania, September 12 2017 Some nearly 70 former members of the Mojahedin-e Khalq Organization …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *