61 بازدید
هجوم به قطر و شکنندگی روابط

کشاکش و کنتاکت در کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس

کشاکش و کنتاکت در کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس

هجوم به قطر و شکنندگی روابط

سه شنبه شب ٢٣ مه، قطر اعلام کرد که خبرگزاری رسمی این کشور (قنا) (Qatar News Agency, QNA) توسط افراد ناشناسی هک شده و یک بیانیه دروغین منتسب به امیر قطر درآن پخش شده است. دراین بیانیه گفته شده بود که تمیم بن حمد آل ثانی ضمن یک سخنرانی درباره موضوعات حساس مختلف، چند کشور همسایه خلیج فارس را مورد اتهام قرار داده است. این اظهارات بی درنگ توسط رسانه های سعودی و اماراتی بازپخش شده وهیاهوی بسیاری در منطقه ای ایجاد کردند که جنگ تبلیغاتی شدیدی درآن در جریان است.

پس از بحرانی طولانی- چندین کشور خلیج فارس حتی سفرای خود را از دوحه فرا خواندند- دراواخر٢٠١۴، روابط میان قطر وهمسایگانش بهبود یافته بود. اما، یک ماجرای نامفهوم هک شدن خبرگزاری رسمی قطر، این مصالحه شکننده را مورد تهدید قرار داده است. این ماجرا، که نکته بی اهمیتی نیست، بخوبی نشان میدهد که روابط در درون شورای همکاری خلیج فارس، برخلاف تعارفات معمول برادری، تا چه حد شکننده است.

در شب میان سه شنبه ٢٣ و چهارشنبه ٢۴ مه، قنا در سایت اش بیانیه ای منتشرکرد که حاوی سخنرانی چند ساعت پیش امیر درمراسم اعطای مدارک تحصیلی بود. دراین سخنرانی، او ظاهرا درمورد برخی از رهبران قضاوت تحقیرآمیزی داشته و بویژه ترامپ را بخاطرمسائل قضائیش مورد تمسخر قرار داده است. او در مورد روابط با کشورهای خلیج فارس ظاهرا تاکید کرده است که پایگاه نظامی آمریکا در العدید کشورش را «از جاه طلبی منفی بعضی ازهمسایه ها» درامان نگاه میدارد. و سرانجام، ضمن همین سخنرانی، او حماس را «نماینده قانونی خلق فلسطین» خوانده و روابط با اسرائیل را «عالی» توصیف کرده است.

شورای همکاری خلیج فارس

برای اثبات صحت این اظهارات، حساب توئیتری قنا چند دقیقه بعد سه پیام منتشر کرد که لحن آنها ازمیانه روی خاص زبان دیپلماتیک فاصله بسیار داشت. اولین پیام حاوی خبری ازسوی وزارت امورخارجه بود که براساس آن، امیر یک نشست خبری برگزارخواهد کرد تا طی آن پرده از توطئه ای برعلیه خلق قطر بردارد. دومین پیام وجود این توطئه را تائید میکرد و عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، بحرین و مصر را مسئولین آن میدانست. آخرین پیام حاکی ازآن بود که قطرسفرای خویش دراین پنج کشوررا فرا خواهد خواند و سفرای این کشورها بیست وچهار ساعت وقت دارند که دوحه را ترک کنند. بلافاصله پس ازآن، چندین رسانه بزرگ سعودی و اماراتی این اخبار را بارها و بارها منتشر کردند. همزمان، شبکه های تلویزیون العربیه (دوبی) و اسکای نیوزعربی (ابوظبی) به تحرک درآمده و جدول برنامه هایشان را با یکدیگر تطبیق دادند تا جروبحث بر سراین اخبار درشبکه های اجتماعی را حداکثر کنند.

در توئیتر، هزاران پیام، همچون سیلی ناگهانی، پدیدارشدند تا دوروئی قطر را اثبات کنند و نشان دهند که چگونه دیدگاه سیاسی و موضع نظری این کشور به منافع کشورهای عرب و مخصوصا کشورهای حوزه خلیج فارس صدمه ای جدی وارد میاورد. سرانجام، همچون نشانه دیگری از تخریب روابط دوجانبه، امارات متحده پخش شبکه تلویزیون الجزیره در خاک خودش را ممنوع کرد و سایت و کاربرد همراه آن را فیلتر کرد.

جواب قطر دیری نپائید. اداره مخابرات دولت با پخش بیانیه ای کوشید تا ازگسترش منازعه جلوگیری کند. درآن گفته میشد که «خبرگزاری قطر توسط افراد ناشناسی هک شده ویک بیانیه دروغین منتسب به امیر قطر درآن پخش شده است». وزیر امورخارجه نیز در پیامی سخنان منتسب به امیر را انکار کرد و قول میداد که «تمامی اقدامات لازم برای پیگیری و محاکمه هکرهائی که سایت خبرگزاری قطر را هک کرده اند انجام خواهند شد».

کنترل مجدد سایت نه ساعت طول کشید و وزیر امور خارجه شیخ محمد بن عبدالرحمان حمله رایانه ای را «جنایت الکترونیکی» خواند و مجددا قول داد که مسئولین این حمله به دادگاه های با صلاحیت ارجاع خواهند شد. او، به همراه مسئولین روزنامه های محلی قطری که با الجزیره مصاحبه میکردند، با اشاره ضمنی به رسانه های منطقه که به مسئله ای به قول او تخطئه آمیز چنان بازتابی دادند، از فقدان اصول اخلاقی خبرنگاری درمیان آنها انتقاد کرد.

دونالد ترامپ در عربستان سعودی

یک زمان بندی شگفت انگیز

این خبر دروغین، با هدف به دام انداختن دوحه، درست چند روز پس ازسفر دونالد ترامپ به ریاض پخش میشود و احتمالا منشاء و توضیح این واقعه را در آنجا باید جستجو کرد. در واقع، در امریکا، چندی پیش از سفر رئیس جمهور، شاهد باران بی وقفه پیامهایی بودیم که قطر را بعنوان دولت کمک مالی به تروریسم معرفی میکردند. منشاء اکثراین اتهامات، که در برخی رسانه های امریکائی مرتبا تکرارمی شوند، شبکه هایی هستند که برای امارات و اسرائیل ، که مغایرتش با دوحه به وسواسی بیمارگونه تبدیل شده است، کار میکنند. برای اهریمن جلوه دادن همسایه اش، ابوظبی اخیرا میلیونها دلار به خبرگزاری ها و برخی از رهبران افکارعمومی پرداخت کرده است و بدینگونه در واشینگتن بعنوان ول خرجترین کشور خارجی برای کسب حمایت شناخته میشود.

اما زمان بندی و روند حوادث جای شکی نسبت به منشاء و اهداف این عملیات باقی نمی گذارند. همان روزی که تهاجم رایانه ای اتفاق افتاد، جلسه ای بین میانجی ها وچندین روشنفکر، موئلفین دهها مقاله انتقادی برای نشان دادن دوروئی قطر، در امریکا تشکیل شده بود. چند دقیقه پس از انتشار اخبار نادرست، شبکه های تلویزیونی العربیه و اسکای نیوز برنامه های خود را تغییر دادند و این مسئله را درصدرخبرهای خویش گنجاندند. نیمه شب، خبرنگاران، مدعوین، چه بطور مستقیم و چه از طریق تماس از راه دور، همگی حاضر بودند و به برخی ازآنها حتی دوساعت قبل ازماجرا هشدار داده شده بود که آماده باشند. البته در طول صحبت ها هیچ اهمیتی به انکارهای پی در پی مقامات رسمی قطر داده نمی شد. اظهارنظرها همگی یکسان بودند : این ماجرا، ریاکاری قطر را اثبات میکرد، نزدیکیش با اسرائیل خیانتی نسبت به ملت عرب بود و مصالحه اش با ایران خشم برانگیز بود و میبایستی هشداری برای همسایگانش در حوزه خلیج فارس و مخصوصا عربستان سعودی باشد.

بر موضوع مصالحه با ایران، با توجه به حساسیت شدید سعودی ها دراین رابطه، تاکید فراوانی میشد. و برای بهترنشان دادن انحراف دوحه، تلویزیون سعودی الاخباریه خلاصه ای از سخنرانی امیر قطر در مجمع عمومی سازمان ملل را پخش میکرد که ضمن آن او گفته بود که «ایران کشور مهمی است و روابط دوجانبه ما مداوما درحال توسعه و تکامل هستند». بی آنکه تاریخ این سخنرانی ذکر شود (سپتامبر ٢٠١۵)، هدف از نشان دادن این خلاصه ، که فرصت طلبانه دوباره کشف میشد، تاکید براین مسئله بود که برخلاف جریان واهمه گرای ضد ایرانی رایج در ریاض و سخنرانی تهاجمی چند روز پیش ترامپ که ایران را متهم به «کمک مالی به تروریست ها وآموزش آنان» میکرد، نمیتوان به قطر به عنوان متحدی قابل اعتماد در نبرد حیاتی جبهه عربی تکیه کرد. درتفکر طراحان آن، هدف این عملیات دوگانه بود. در وهله اول میبایستی، با نشان دادن تزلزل قطر در رویاروئی با ایران، رابطه محکم میان ملک سلمان و دوحه را گسیخت. وهمزمان با آن، سیاست راهبردی عادی سازی روابط میان واشینگتن و دوحه را، بویژه پس ازاعاده اعتبار قطر توسط دولت ترامپ و تشویق آن برای ادامه مبارزه با کمک مالی بر علیه تروریسم، به شکست کشاند.

امیر قطر

نزدیکی با ترکیه

این واقعه، بی تردید، روابط میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس را بهبود نخواهد بخشید اما درعین حال این اطمینان وجود ندارد که شهرت امارات متحده در دربار سعودی بهتر شده باشد. ماهیت برنامه ریزی شده این عملیات برای بسیاری از ناظران محرز است اما استفاده از چنین شیوه هائی برای لطمه زدن به حیثیت رهبر یک کشور، که ملک سلمان با او روابط خوبی دارد، نمیتواند باعث ایجاد سوءظن نشود. درچشم اندازی وسیعتر، این خط مشی سیاسی امارات است که بنظر میرسد بسوی تناقض هرچه بیشتر با سیاست دفاعی عربستان پیش میرود و این قضایا ممکن است همچون نماد افراط گرائی امارات تعبیر شود. درحالیکه سلمان، برای دست یابی به عمق استراتژیک بیشتر در برابر ایران، به انعطاف ناپذیری سلف خویش در رابطه با اخوان المسلمین پشت کرده است وهمکاری با نیروهای ناشی از این فرقه را استحکام می بخشد، رهبران ابوظبی و بویژه قدرتمند ترین آنان، محمد بن زاید النهیان، درجهتی متفاوت پیش میروند. آنها در برابر هرشکلی ازعادی سازی روابط با منظومه اخوان المسلمین و پدرخوانده های محلی آنها مقاومت کرده و با حمایت دولت مصر برای سرنگونی تمامی دست اندرکاران متنفذ مدعی اسلام سیاسی، چه درعرصه مالی و چه درعرصه تبلیغاتی، تلاش بسیاری میکنند.

پافشاری در استمرار جوی تبلیغاتی مملو از اطلاعات نادرست در باره قطر، یادآور راهبردی است که رسانه های اماراتی تابستان گذشته، با پخش اتهامات بی پایه در مورد کودتای نافرجام ترکیه، درپیش گرفتند. برخی محافل و رسانه های ابوظبی در ارتباط با همفکران گولن، با هدف دلسرد کردن طرفداران اردوغان و افزایش شانس پیروزی کودتا، به این شایعه دامن میزدند که او از آلمان تقاضای پناهندگی کرده است.

ملک سلمان

اجتناب از طوفانی جدید؟

برای درک بهتر انگیزه محمد بن زاید النهیان در قاطعیتش در برابر قطر، سرانجام باید تغییر شرایط در سایر کشورهای عربی را نیز در نظر گرفت. پس از شکست «بهار عربی»، دو امیرنشین در یمن، سوریه، لیبی و مصر درگیر جنگی وکالتی هستند. برخلاف ابوظبی، که مخالف هرگونه حرکت مردمی برای به سئوال کشیدن نظم مستقر بود و سریعا پرچمدار«ضد انقلاب» شد، قطر (بویژه دردوران امیرحماد بن خلیفه التهانی) به سوی سیاست همراهی با دگرگونی تاریخی که در جهت منافعش بود سوق یافت. جنگ امواج که هم اکنون شاهد آن هستیم، چیزدیگری بجز نمایش مجدد این اختلاف عمیق نیست – مخصوصا که الجزیره، چند روز پیش، از تحرکات ابوظبی برای گسترش منطقه نفوذ خویش درجنوب یمن (که نیروهای نظامی ابوظبی پس از ارتش سعودی دومین بخش عمده ائتلاف عربی را تشکیل میدهند) صراحتا انتقاد کرد و مقامات قطری آنرا کوششی برای کودتا خواندند.

این ماجرا از سوی دیگر میتواند موضع حامیان پاسخی سخت تر به سیاه نمائی دائم قطر (Qatar bashing) در دوحه را قوی تر کند. از زمان به قدرت رسیدن تمیم بن حمد آل ثانی، برعکس فعالیت گرائی شدید پدرش، گرایش عمومی بیشتر جستجوی آرامش بود. مقامات قطر در مقابله با افراط گرائی دست اندرکاران منطقه شاید تنها به تشدید امنیت سایت های حساس بسنده نکنند. مگر اینکه وزیر امور خارجه کویت، که فورا از سوی امیر مورد استقبال قرار گرفت، بتواند مانع از بروز طوفان نوینی شود. درواقع، خانواده سلطنتی الصباح با وجود پیوند مستحکمش با ریاض، همیشه، حتی درحساس ترین مقطع «بحران سفارتخانه ها» در ٢٠١۴، به انزوا کشیدن قطر را رد کرده است. تردیدی نیست که خانواده سلطنتی کویت تلاش خواهد کرد که چالش های بزرگ منطقه ای، از رکود عراق گرفته تا هرج و مرج در سوریه و کاهش قیمت نفت، فدای ملاحظات فرعی نشوند.

همکاری امریکا و عربستان سعودی

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

افغانستان

تقاطع خون و بازی بزرگ جدید … بیش از ۴٠٠ کشته و زخمی در انفجاری در منطقه امن کابل

تقاطع خون ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۶ وقوع انفجار در امن‌ترین و امنیتی‌ترین خیابان کابل یعنی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *