232 بازدید
PMOI

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ سلب آزادیهای فردی در تشکیلات رجوی ـ قسمت بیست و پنج

منبع : سایت نیم نگاه

خاطرات منصور تنهایی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق)

سلب آزادیهای فردی

این یک واقعیت است که در قرارگاه اشرف “فردیت” افراد نفی می شد و فرد نمی توانست خودش تصمیم بگیرد و اگر سر موضوعی بحث می شد و کسی در نشست و یا در جمع اعتراضی در هر زمینه ای نسبت به سازمان و مواضع سیاسی و تشکیلاتی می کرد فرماندهان مجاهدین همه نفرات و دوستان آن شخص را بر علیه او می شورانند تا فرد کاملا احساس تنهائی و بی پناهی کند و بعد از آن تحت فشار روانی و روحی خاصی فرد را متقاعد می کنند که اشتباه می کند و باید دیدگاه خود را اصلاح کند زیرا که مشکل از سازمان نیست و از او ناشی می شود!! من به عینه شاهد بودم که هیچکس در تشکیلات رجوی نمی تواند به دلخواه و یا به سلیقه خودش کار کند برای مثال در ورزش و در مراسم های مختلف شخص باید به طور مطلق تابع جمع باشد و از هرگونه تکروی و یا ابتکار و خلاقیت فردی بازداشته می شود. افراد مجبورند در ورزشها و مراسم جمعی نظیر نشست های ایدئولوژیک و سیاسی شرکت کنند و عدم شرکت آنها گناهی نابخشودنی به حساب می آید. فرد باید مثل بقیه صبح زور بیدار شده و کار محوله را بی کم و کاست انجام دهد. فضای قرارگاه اشرف طوری شکل گرفته بود که کسی نمی توانست با دوست خودش یا بستگان نزدیکش به راحتی حرف بزند و مجبور بود هر کاری را که انجام می دهد به فرمانده خود گزارش کند. در تشکیلات مجاهدین دو نفر با هم نمی توانند به رادیو گوش دهند و یا سی دی گوش کنند و یا به تنهائی قدم بزنند. هیچکس امکان نامه نوشتن و تماس تلفنی با خانواده اش را ندارد حتی اگر کسی سالیان دراز از خانواده اش بی خبر باشد.

مجاهدین

افراد در تشکیلات رجوی مجاز نیستند از مقرها خارج شده و به روستاها و شهرهای نزدیک بروند و این امکان برای افراد رویائی بیش نیست. در قرارگاه اشرف هر سه ماه و یا شش ماه به افراد برگه هائی می دادند تا آن را امضاء کنند. برگه ها به شکل های مختلف بود و مضمون آن این بود که وقتی در عملیاتها شکست خوردیم خیانت نکنیم و در هنگام دستگیری خودکشی کنیم!! و یا متعهد بشویم که در صبحگاه و شامگاه شرکت کنیم و تابع جمع باشیم و هرچه سران تشکیلات گفتند همان را انجام دهیم ، دستورات فرماندهان زن خود را بدون چون و چرا انجام دهیم و از آن اطاعت کنیم و سعی کنیم حتی الامکان به زنان نگاه نکنیم وغیرو…

قرارگاه اشرف

 شیوه های اغفال و جذب افراد در خارج از کشور ایران

 در مدت هفده سالی که در قرارگاه اشرف حضور داشتم برایم ثابت شد اغلب افرادی که فریب سازمان را خورده و به قرارگاه اشرف فرستاده می شدند به نوعی از مشکلات خانوادگی و مالی و یا شخصیتی رنج می بردند فریب خوردگان علاقه ای به سیاست و همکاری با سازمان نداشتند اکثر آنان برای ورود به کشورهای اروپائی و غربی به مظنور اخذ پناهندگی و استفاده از امکانات اقتصادی آن کشورها راهی کشورهای خارجی شدند در حالیکه به لحاظ مالی در مضیقه بودند از تحصیلات عالی نیز برخوردار نبودند سران سازمان با استفاده از مشکلات خاص این افراد به شکلی زیرکانه و غیرانسانی و ناصادقانه سعی داشتند آنان را طعمه کرده و با دروغ ، فریب و وعده زندگی بهتر در کشورهای غربی به دام و تله سازمان بیاندازند و از آنان به عنوان طعمه در جهت اهداف تشکیلاتی استفاده کنند.

در حالیکه سران سازمان هیچگونه نگرش انسانی و دلسوزانه نسبت به آنان و مشکلاتشان  نداشته و صرفا به منافع تشکیلاتی خود می اندیشیدند.

رابطین فریبکار سازمان مجاهدین که در کشورهای اروپایی و یا ترکیه و پاکستان مستقر بودند در برخورد با ایرانیانی که به تورشان می افتادند وقتی که از وضعیت ناجور مالی آنها اطلاع می یافتند بدون اینکه از وابستگی خود به سازمان و یا در مورد آن حرفی بزنند پیشنهاد می دادند که اگر با آنان همکاری کرده و به عراق رفته و حدود یکسال در آنجا بمانند و کار کنند پول خوبی گیرشان می آید و دلیلی که می آوردند این بود که هوای عراق گرم است و به این خاطر در آن کشور همانند کویت و دوبی پول خوبی برای کارگران خارجی می دهند و جوانان ساده دل ایرانی جویای کار نیز که اکثرا جوانان کم سن و سال بودند بی آنکه در مورد پیشنهاد رابطین سازمان تحقیق کنند و در مورد وضعیت و ماهیت آنان پرس و جو نمایند به علت مشکلات مالی و دربدری در خارج از کشور با رابطین سازمان همراه شده و به قرارگاه اشرف رهسپار می شدند. در آنجا بود که به فریبکاری سازمان پی برده و مسئولین قرارگاه با انواع و اقسام حیل و ترفند و تهدید آنان را وادار می کردند تا در قرارگاه برای همیشه بمانند.

فرقه رجوی

 در کشورهای همسایه ایران همچون پاکستان و ترکیه پیک سازمان در برخورد با این افراد می گفت اگر می خواهید پول زیادی گیر بیاورید باید به عراق بروید ما در آنجا آشنا داریم و می توانند به شما کمک کنند به آنها شماره موبایل رابطین سازمان را برای تماس می دادند و از قبل با مسئولین مجاهدین در مورد چگونگی برخورد با افراد مورد نظر هماهنگی شده بود که چگونه با این افراد برخورد کنند. حتی برای جلب اعتماد جوانان جویای کار از آنها دعوت می کردند یک روز هم به حساب پیک سازمان در هتل اقامت کنند و سپس به عراق منتقل می شدند.

هنگامیکه افراد از همه جا بی خبر به کمپ اشرف می رسیدند آنها را وادار می کردند تا لباسهای خود را عوض کنند لباس فرم ارتش به اصطلاح آزادیبخش را بپوشند به آنها گفته می شد که شما باید یکسال در اینجا کار کنید به آنها بتدریج توضیح می دادند که به کجا آمده اند ، مجاهدین چه کسانی هستند و اینکه چکار باید برای سازمان انجام دهند. در مواردی که افراد فریب خورده اعتراض می کردند و خواسته خود را مبنی بر خارج شدن از قرارگاه مطرح می کردند به آنان می گفتند چون شما پاسپورت ندارید و قاچاقی به اینجا آمده اید ما مجبوریم شما را تحویل مقامات امنیتی حکومت صدام حسین بدهیم که آنان نیز با شما به عنوان جاسوس رفتار خواهند کرد!! به این صورت هم وطنان ما در دام سازمان گرفتار می شدند.

ادامه دارد …

تنظیم از آرش رضایی

 لینک های مرتبط :

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ طلاق های اجباری و پیامدهای مخرب و ویرانگر آن بر کادرهای تشکیلاتی ـ قسمت بیست و چهار

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ نادرستی تحلیل های رهبر عقیدتی مجاهدین ـ قسمت بیست و چهار

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

کریم غلامی عضو سابق مجاهدین خلق

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ خلع سلاح مجاهدین و آغاز تنافض های ذهنی کادرهای تشکیلاتی ـ قسمت بیست و نهم

خاطرات کریم غلامی ـ قسمت بیست و نهم بعد از امضای قرارداد آتش بس مابین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *