172 بازدید
انقلاب ایدئولوژیک

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ طلاق های اجباری و پیامدهای مخرب و ویرانگر آن بر کادرهای تشکیلاتی ـ قسمت بیست و چهار

منبع : سایت نیم نگاه

از قربانیان رفتارهای گشتاپوئی سران و مسئولین تشکیلات رجوی در قرارگاه اشرف فردی از اهالی کرند استان کرمانشاه است که مردی میانسال بود و متاسفانه نام ایشان در خاطرم نیست اما آقای مجید روحی یکی از نیروهای سازمان در قرارگاه اشرف که بعدها در کمپ امریکا (تیف) به من پیوست شاهد قربانی شدن این شخص بود مجید روحی در کمپ آمریکا ماجرایی تلخ را برایم تعریف کرد که بسیار تکاندهنده است. مجید روحی اهل تهران در سال ۷۳ به سازمان رجوی پیوست و به قرارگاه اشرف منتقل شد. مجید در آشپزخانه قرارگاه کار می کرد و در سال ۷۵و۷۶ مدتی نیز به قرارگاه موزرمی که محل استقرار من بود ، فرستاده شد. من و مجید از دوستان صمیمی بودیم و چند ماهی نیز در یک یگان بسر برده ایم. در کمپ آمریکا مجید ، من و خلیل رمضانی نصب مدتی در یک چادر بسر بردیم.

Physiology

مجید در تشریح یکی از جنایت های مسئولین سازمان در قرارگاه اشرف به من گفت هنگامی که در سال ۷۷ در خیابان مزار قرارگاه اشرف تردد می کرد موتورسیکلتی را مشاهده می کند که به زمین افتاده ولی اثری از شکستگی آینه ها و بدنه آن مشاهده نمی کند در حالیکه در کنار موتور فردی میانسال که مرده به نظر می رسید بر روی زمین افتاده بود. مجید اعتاقد داشت مسئولین سازمان به عمد این صحنه تصادف ساختگی را درست کرده بودند تا به افراد بگویند که فرد مذکور در حین تصادف موتورسیکلت کشته شده است. اما یکی از دوستان مجید که فرد کشته شده را می شناخت به مجید گفته بود که با فرد مذکور در یک قرارگاه سازماندهی شده و پس از اینکه (فرد کشته شده) نسبت به مواضع سازمان مسئله دار شد سازمان به او مشکوک شده و تحویل بازجوهای استخبارات عراق (دستگاه امنیتی صدام حسین) می دهد که وی در اثر شکنجه به وسیله بازجویان اطلاعاتی رژیم صدام جان خود را از دست می دهد سپس تحویل سازمان شده و مسئولین قرارگاه اشرف برای اینکه موضوع را لاپوشانی کنند صحنه تصادف ساختگی را برایش درست کردند. در هنگام توضیح این ماجرا از سوی مجید روحی آقای خلیل رمضانی نصب نیز حضور داشت و شاهدی بر سخنان مجید در این زمینه بود.

سرکوب امیال جنسی

 تاثیرات منفی و ویرانگر نشست طلاق و سرکوب نیازهای طبیعی و انسانی

 هنگامیکه نشست طلاق شروع شد و در ادامه آن افراد مجبور شدند بنا به دستور رهبر عقیدتی سازمان (مسعود رجوی) همسران خود را طلاق دهند پیامدهای منفی آن بر افراد حاضر در قرارگاه خود را به رخ کشید زیرا رجوی و دیگر سران سازمان با سرکوب نیازهای طبیعی نیروها مشکلات عدیده روحی و جنسی را برای آنان بوجود آوردند در نتیجه انحرافات اخلاقی در میان افراد شیوع پیدا کرد. برای مثال فردی به نام تقی.ص ـ اهل ساوه و راننده تانک که با من در محور شش در سال ۷۱ سازماندهی شده بود با زنی به نام راضیه اهل شیراز که از نفرات قدیمی و در آن موقع فرمانده یگان بود رابطه نامشروع برقرار کرد و این دو مدتها در بنگال (کانتینر) محل کار تقی در نیمه های شب با هم روابط نامشروع داشتند تا اینکه شبی نگهبان محوطه متوجه موضوع می شود و و وقتی که درب کانتینر را باز می کند با صحنه غیر قابل توصیفی مواجه می شود و تقی از پنجره فرار می کند. فردای آن روز تقی  و راضیه را به زندان میبرند که تا سال ۷۴ آن دو در زندان بودند سپس از آنها تعهد می گیرند که دیگر چنین رفتاری را تکرار نکنند.

 یا فردی به اسم محمدرضا.ط ـ اهل لرستان و با ۲۵ سال سابقه که در آن موقع فرمانده گردان تانک بود در سال ۷۲ با زنی به نان زهرا (که با هم در قرارگاه چهار بودیم و ایشان مسئول آشپزخانه قرارگاه بود) رابطه نامشروع داشت تا اینکه در انبار تدارکات به وسیله چند نفر غافلگیر شده و پس از برخوردهای تحقیر آمیز روانه زندان قرارگاه می شوند  و بعد از چند سال هر دو از زندان آزاد شدند. در حالیکه طامعی خلع رده تشکیلاتی شده بود و یک نفر معمولی به حساب می آمد و هیچ رده ای نداشت. بعد از مدتی دوباره فردی به نام حسین.ح ـ با زنی به نام فاطمه به علت روابط نامشروع به زندان قرارگاه اشرف محکوم می شوند و تا مدتهای مدیدی در زندان بسر می برند و بعد از دادن تعهد از زندان آزاد می شوند. تکرار این نوع روابط در سطح وسیع که نتیجه مستقیم تلاشی خانواده ها و سرکوب تمایلات طبیعی و روحی افراد حاضر در قرارگاه اشرف بود سران سازمان را وادار کرد تا برنامه جداسازی زنها از مردان را در درون قرارگاه اشرف پیاده نمایند و امکان هر گونه تماس و رابطه را از بین بردند.

طلاق های اجباری

 ابتدا همه زنها را در یک مقر جای دادند و سپس قرارگاه مختص زنها را به وجود آوردند و یکسری آموزشها از جمله رانندگی ، کامپیوتر و تعمیرات برای آنها ترتیب دادند و به آنها گوشزد کردند تا کارهای خودشان را انجام دهند و محتاج مردها نباشند. بدینگونه تاثیرات منفی انهدام خانواده و کشتن عواطف و احساسات افراد قرارگاه اشرف منجر به داستان جداسازی کامل مردان و زنان گردید تا زمینه شستشوی مغزی آنان در شکل های گوناگون و با ترفندهای غیر انسانی جهت سیطره بر جسم و روح آنان امکانپذیر گردد.

ادامه دارد …

تنظیم از آرش رضایی

لینک های مرتبط :

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ دوران موسوم به چک امنیتی، شکنجه و قتل ـ قسمت بیست و سه

گفتگو با دکتر ژیلا بهنام در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت دوم

گفتگو با دکتر ژیلا بهنام در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مسعود رجوی و صدام حسین

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ همکاری با رژیم مستبد صدام و کشتار شهروندان و پیشمرگان کرد عراقی ـ قسمت بیست و هفت

منبع: سایت نیم نگاه خاطرات منصور تنهایی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق) همکاری …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *