274 بازدید
قرارگاه اشرف

میزگرد بررسی موارد نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه مجاهدین ، ارومیه ـ قسمت هفتاد

 نشست جداشدگان مجاهدین در ارومیه

منبع : سایت نیم نگاه

انقلاب ایدئولوژیک

قادر رحمانی : آرش جان، ببخشید توضیحی در رابطه با این بحث سرکوب نیازهای طبیعی که به انقلاب ایدئولوژیک مشهور شد و طلاق های اجباری و جداسازی زنان و مردان در قرارگاه اشرف از نتایج آن بود ، بدهم. یکبار در نشست فاکتی نوشتم سر این بحث خانواده ها این عباس عباسپور که مدتی هم مجری تلویزیون سیمای آزادی بود اعتراض می کرد به مسئولین سازمان البته نیاز به مخفی کاری هم نیست ، در نشست باقرزاده ادعایش این بود که چرا آقا به من تحت مسئول میلیشیا نمی دهید؟ ببینید، این دنبال چی بود؟ چرا نگفت که قادر رحمانی تحت مسئولیت من باشد؟ کمبود هایی که سازمان برایش ایجاد کرده است مسئله سالیان سرکوب های امیال طبیعی خب از عباسپور یک موجود مشکل دار و به اصطلاح سازمانی متناقض بار آورده بود.

آرش رضایی : و بعدها با عباسپور برخورد هم شد به دلیل همین معضلاتی که شما اشاره کردید.

قادر رحمانی : بله ، ببینید من در اشرف دو گزارش از خانمها پیدا کردم که در فاکت هایشان نوشته بودند چرا اسم ما را اینجا گذاشتید شورای رهبری ولی ما را مسئول برادران نمی کنید؟ خب اینها طبیعی بود که پدید می آید دنبال یک ارضای فکری و روحی بودند یا اینکه چرا اجازه نمی دهید ما به مقر برادرها برویم؟

آرش رضایی : می فهمم

قادر رحمانی : کماکان برادرها هم در اشرف دوست داشتند مثل قبل از سال ۷۴ و جداسازی ، مختلط باشند یا حداقل فرماندهان زنی که سازمان انتخاب می کند جوان تر باشند چون هر خانمی را که مسئولین سازمان برای مقر برادرها انتخاب می کردند اغلب پیر و پاتال بودند و اینها شده بودند فرماندهان محور و لشکر. در قرارگاه باقرزاده یکی از نفرات بیکباره در نشست جمعی بلند شد و اعترافاتی کرد و گفت: فلان فرد که خوابیده بود من در خواب به او دست زدم، نه اینکه این موارد نبود ، بود ، چنین فضایی بود، نه اینکه انسان هایی که آنجا هستند انسان های بدی باشند، یا انسان های بقول معروف هوسرانی باشند، نه. محدودیتی که رجوی با انقلاب ایدئولوژیکش و به طور سیستماتیک در مناسبات و برای نفرات ایجاد کرد این رفتارها را باعث شد. بعد مسئولین سازمان وقتی چنین رفتارهایی را می دیدند چکار می کردند؟ تذکر می دادند احضار می کردند زیر تیغ می بردند خیلی دیدم به نفرات در اشرف یا سایر قرارگاهها تذکر داده شد که آقا دستت را از روی گردن میلیشیا بردار، با آنها شوخی فیزیکی نکن، تو چرا با این میلیشیا اینقدر گرم گرفتی؟ روز عید قربان یا عید فطر به نفرات می گفتند : بچه ها بخاطر اینکه مریضی مسری شیوع پیدا کرده با همدیگر روبروسی نکنید، خب عید را بچه ها به همدیگر تبریک می گفتند. بعد در نماز عید باید دورادور بشینی و بگی که آقا عید شما مبارک!! یا یکدفعه نشست می گذاشتند مثل نشست باقرزاده آن موقع نشست های طعمه یا بریدگی اینها نبود، ابتدای امر با این داستان شروع شد که آقا فلانی و فلانی و فلانی شما با این میلیشیا گرم گرفتید منظورتان از این گرم گرفتن چی بود؟ باید بالا بیارین!! یعنی من شاهد بودم آن به اصطلاح سوژه را آنقدر تحت فشار می گذاشتند تا او مجبور شود در فاکت هایش بنویسد: من در عالم ناخودآگاه خودم با فلانی رابطه جنسی برقرار کردم.

آیا شما در جامعه عادی چنین شرایطی را دیدید که افراد وادار بشوند این چنین دست به اعتراف بزنند و تحقیر شوند؟ محال است.

آرش رضایی : این که رفتار ناراست و فرض خیلی ناراحت کننده و بدی است.

قادر رحمانی : ببینید این مریضی رو بقول معروف این میکروب را که رجوی تزریق کرده بود بعد که اثرات وحشتناکش را دید خودش هم نمی دانست چه راهکاری برایش پیدا کند. بقول سعید مثل شکم گاو که بیرون ریخته باشد اثر بدی می گذارد. آقا جان اصلا ، اصل داستان این بود نفرات مریض نبودند ،

آرش رضایی : بیمارشان کردند

قادر رحمانی : بله ، مریض شان کردند ، مثل پخش میکروب واگیردار

سعید باقری دربندی : اصلا نشست غسل هفتگی از این نقطه در آمد

قادر رحمانی : حالا شما نگاه کنید مثلا یک نفر در نشست غسل هفتگی فاکت می آورد ، او چون ابتدا خجالت می کشید می گفت آره خواهری سوار ماشین شد لحظه ی جیم به ذهنم زد. این در ذهنش شکل سوار شدن ، شکل خم شدن ، شکل بلند شدن چون در مناسبات سازمان مریضش کردند ، به ذهنش می زد ، فردا می دیدی باز همین فاکت را در نشست با غلظت بیشتر خواند. یعنی چنین ماجراهایی تمامی نداشت.

آرش رضایی : چون مسئولین سازمان نمی خواستند و جرئت نداشتند به رهبرعقیدتی اعتراض کنند و پیامدهای اجتناب ناپذیر انقلاب ایدئولوژیک که تراوشات ذهنی رهبر عقیدتی بود را به زیر سوال ببرند و نقد کنند. مسئولین سازمان در واقع همگی مثل یک ربات عمل می کردند و فکر … و ربات قدرت انتقاد ندارد و یا تحلیل انتقادی و عمیق مسائل را.

مجاهدین

سعید باقری دربندی : می گفتند در ذهنم تصویر سازی کردم، این اصطلاحات نشست غسل هفتگی بود.

قادر رحمانی : نشست غسل هفتگی لایه ای بود. عملیات جاری هم بعدا شد لایه ای. در غسل هفتگی مسئولین نشست بچه ها را تشویق می کردند و می گفتند آفرین حرف های ذهن و دلت را می زنی ولی واقعیت این بود که او داشت فاکت می خواند و من نوعی که در نشست حاضر بودم واقعا حالم بهم می خورد آخر چطور یک آدمی، این گناه این شخص نبود، ولی حال آدم از این فاکت های خوانده شده بهم می خورد. ببین چه دستگاه و مناسباتی در تشکیلات رجوی درست شده بود که بقول معروف برادر مجاهد خلق مبارز رزمنده که فریاد می زند درود بر خلق ایران ، در نشست اعترافاتی می کند که واقعا ناجور بود در فاکتش می گوید من در رابطه با برادر کوچکترم لحظات جیم داشتم. یا موقعی که صف غذا ایستاده بودم به فلانی خوردم و حالتم متحول شد . حالا ببین این دستگاه چه دستگاهی بود؟ چه کسی این دستگاه و وضعیت را ساخته است و نفرات تشکیلات را به چنین رفتارهای شرم آوری وادار کرده است شخص رجوی.

ادامه دارد …  

لینک مرتبط :

میزگرد بررسی موارد نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه مجاهدین ، ارومیه ـ قسمت شصت و نه

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

مصاحبه اختصاصی با آقای بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

تیرانا، آلبانی Sunday, November 12, 2017 مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *