هنر و سینما
368 بازدید
جنگ و صلح ... نمایش «برای کلاه‌آهنی‌ها» از چه می‌گوید؟

جنگ و صلح … نمایش «برای کلاه‌آهنی‌ها» از چه می‌گوید؟

نویسنده و کارگردان: پژمان عبدی

نمایش “برای کلاه آهنی‌ها” نوشته و کار پژمان عبدی که  از ۱۴ بهمن‌ماه در تئاتر باران به صحنه می‌رود این روزها با استقبال مخاطبان مواجه شده و به تازگی تیزر این نمایش رونمایی شده است.

این نمایش، به مساله جنگ و صلح از زاویه‌ای متفاوت نگاه می‌کند و با درآمیختن فضای واقع‌گرایانه و فانتزی با یکدیگر، تجربه‌ای جدید را بر صحنه شکل می‌دهد.

“برای کلاه آهنی‌ها” روایت‌گر داستان سه سرباز از دو کشور متفاوت است که در گودالی میان میدان جنگ گرفتار شده‌اند و…

نمایش “برای کلاه آهنی‌ها” در هشتمین دوره‌ جشنواره‌ سراسری تئاتر «ماه» موفق به دریافت پنج جایزه نمایشنامه، کارگردانی، طراحی صحنه، بازیگری زن (آسیه ضیایی) و بازیگری مرد (پژمان عبدی) شده است.

محمد‌علی حسینعلی‌پور، میثاق زارع، پژمان عبدی، مهتاب شیروانی بازیگران این نمایش هستند.. همچنین افروز فروزند مشاور کارگردان، منوچهر شجاع طراح صحنه، ندا نصر طراح لباس، بهاره اسدی طراح گریم، سعید زارع دستیار کارگردان، وحید یعقوبیان طراح پوستر و بروشور، حمیدرضا جدیدی منشی صحنه، حمیدرضا صفوی برنا مدیر صحنه، شقایق برحمتی مجری گریم، هادی بادپا دستیار طراح صحنه، بهادر باستان حق عکاس، مهرانگیز قهرمانی، غزل نهانی امور رسانه و وحید یعقوبیان تبلیغات دیگر عوامل اجرایی این  نمایش می باشند..

نمایش “برای کلاه آهنی ها” هر شب ساعت ۱۹ در تئاتر باران واقع در خیابان فلسطین، پایین‌تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲ به صحنه می‌رود.

یوتیوب نیم نگاه

جنگ و صلح … نمایش «برای کلاه‌آهنی‌ها» از چه می‌گوید؟

بهارک سهامی

«برای کلاه‌آهنی‌ها» عنوان نمایشی به کارگردانی و نویسندگی پژمان عبدی است که این روزها در تماشاخانه باران در حال اجراست. نمایش یک فانتزی کمدی تراژیک درباره جنگ است که با ساختار منسجم، محتوای چند‌لایه، کنش دراماتیک بالا، بازی‌های درخشان و جذاب و طنز قوی و کنترل‌شده تماشاچی را از ابتدا تا پایان درگیر و مجذوب نگاه می‌دارد.

نمایشنامه

سه سرباز بعد از کشته‌شدن در انتظار سوارشدن در سفینه‌ای هستند که طبق گفته فرشته مرگ قرار است آنها را به دنیای پس از مرگ انتقال دهد. شرط عملی‌شدن سفر آنها پرشدن سفینه است؛ بنابراین سه نفر بی‌صبرانه منتظرند که آمار کشته‌شدگان جنگ به ٢٠٠ نفر برسد. این انتظار که گویی هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد، در کنار کشمکش سربازها با هم و با فرشته مرگ، برزخی، پر از تعلیق و پارادوکس می‌آفریند که در پس آن بی‌معنایی جنگ نهفته است. در نیمه ابتدایی اثر کشمکش بین دو سرباز از دو جبهه متخاصم جریان دارد. از نحوه تعامل آنها معلوم می‌شود که آرپیاجی نماینده کشور با فرهنگ و تمدنی بالاتر از کلاشنیکف است. جنگ بر سر تصاحب یک جزیره است که هر دو کشور ادعا می‌کنند متعلق به آنهاست. گویی جنگ که در ابعاد وسیع بیرون از فضای تنگی که این ارواح در آن به دام افتاده‌اند در جریان است، در ابعاد مینیاتوری بین این دو سرباز اتفاق می‌افتد. فرشته مرگ با طنازی پرده از اعمال به ظاهر قهرمانانه این سربازان برمی‌دارد و خودخواهانه و دروغین‌بودن انگیزه‌هایشان را به رخشان می‌کشد. سربازانی که به ظاهر برای دفاع از مرزهای کشورشان جان‌فشانی کرده بودند، حال برای وخیم‌ترشدن اوضاع جنگ و بالا‌رفتن آمار کشتگان لحظه‌شماری می‌کنند. برای آنها پیروزی و شکست دیگر معنایی ندارد؛ تنها هدف برای آنها پرشدن سفینه از کشته‌شدگان است. رستگاری آنها از برزخی که گرفتار آن‌اند در گروی ادامه‌یافتن جنگ به شکلی هرچه خون‌بارتر است. این نکته نمایش‌نامه را در ارتباطی بینامتنی با آثاری نظیر ننه‌دلاور برشت قرار می‌دهد که در آنها جنگ برکت‌دهنده سفره ضدقهرمان است.

برای کلاه آهنی ها

نمایش، تلخ‌ترین تجربیات انسان، یعنی مرگ و جنگ را در قالب طنز به‌گونه‌ای ارائه می‌دهد که در عین خنداندن مخاطب چراغ ذهن او را پیوسته روشن نگاه می‌دارد. قالب طنز بین تماشاچی و صحنه، فاصله مناسبی برای اندیشیدن به تلخی و پوچی جنگ را ایجاد می‌کند.

بازیگران بسیار دقیق و بجا انتخاب شده‌اند. چهار بازیگر این نمایش، مهتاب شیروانی، محمدعلی حسینعلی‌پور، میثاق زارع و پژمان عبدی همه دارای توانایی بیانی و فیزیکی چشمگیر هستند و روشن است در پس این بازی‌های روان جلسات تمرین جدی و منظمی وجود داشته است. چهار شخصیت هر کدام هویت مستقل خود را دارند و به میزان لازم شخصیت‌پردازی می‌شوند. کارگردان از المان‌های گوناگون دراماتیک با هوشمندی و در زمان‌های مناسب بهره می‌گیرد. به‌ عنوان نمونه روح سوم زمانی وارد می‌شود که بیشتر نمایش بین دو روح اول جریان پیدا کرده و تماشاچی در انتظار شخصیت دیگری نیست. ورود او به صحنه نفس تازه‌ای در جان نمایش می‌دمد و کنش دراماتیک را وارد نقطه عطف تازه‌ای می‌کند. از دیگر نقاط قوت نمایش، انتخاب موسیقی مناسب و بهره‌گیری بجا از دکور مینی‌مال است که از دیوار فلزی و خشنی تشکیل می‌شود که برزخ سربازان را از کارزار جنگ و دنیای زندگان جدا می‌کند و جعبه‌های سفید چوبی که به نظر حاوی مهمات‌اند و هم کاربرد صندلی دارند.

از نظر نگارنده برجسته‌ترین خصوصیت این نمایش استفاده بجا از طنز به شیوه‌ای بسیار مؤثر، جذاب و کنترل‌شده است. در هیچ‌کدام از دیالوگ‌ها و کنش‌ها و واکنش‌ها طنز به لودگی و بازی‌های مبالغه‌آمیز افراطی منجر نمی‌شود.

تئاتر

در مجموع هیچ‌کدام از عناصر دراماتیک به کار گرفته شده خود را به تماشاچی تحمیل نمی‌کند و همه در ارتباطی ارگانیک در خدمت هدف اصلی نمایش قرار می‌گیرند که به‌تصویر‌کشیدن حماقت و پوچی نهفته در پس نقاب رشادت و دلاوری و جنگاوری است. به گونه‌ای که حتی آرپیاجی که در سراسر نمایش از دلاوری‌های آرتور، قهرمان افسانه‌ای کشورش با غرور و افتخار یاد می‌کند، در پایان به توخالی‌بودن این اسطوره پی می‌برد.

«برای کلاه‌آهنی‌ها» با بهره‌گیری از زبان طنز قوی، پیرنگ منسجم، شخصیت‌پردازی پویا، درون‌مایه چند‌لایه، کارگردانی دقیق، بازیگران حرفه‌ای و خلاق، دکور، موسیقی و میزانسن بجا و مناسب اثری قوی، پرکشش و تأثیرگذار است و تماشاچی را با رضایتی بالا از سالن به بیرون می‌فرستد.

پِژمان عبدی

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جشنواره فیلم ونیز

هفتاد و چهارمین دوره قدیمی‌ترین جشنواره بین‌المللی فیلم جهان (ونیز) امشب آغاز به کار می‌کند

ایران با ۴ فیلم و یک داور در «ونیز» فیلم‌هایی از وحید جلیلوند، علی اصغری، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *