97 بازدید
عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

خاطرات علی امانی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و فرقه مجاهدین خلق)

ارسال به سایت نیم نگاه

بی اعتمادی سازمان به نفرات در تشکیلات:

هرگز از روز اول این سازمان به نیروهای پیوسته اعتماد نداشت و صد سال هم با این گروه باشند باز اعتماد نمی کند. این موضوع را همه برادران جدا شده از سازمان خوب با گوشت و پوست خود احساس و لمس کرده اند..

به عنوان مثال وقتی سران سازمان اسیران پیوسته را به کاری و یا ماموریتی می فرستادند چندین نفر از جنایتکاران خودشان را نگهبان آنها می کردند که همیشه تحت نظارت بودند.

علی امانی عضو سابق مجاهدین خلق

در ادامه ماجرای مشکوک مسموم شدن نفرات در قرارگاه جلولا باید به این قضیه نیز اشاره کنم بعد از جریان زدن آمپول از سوی مسئولین بازمان به من که حالم بد شد و اما از ترس به روی خودم نیاوردم و به غیر از دو نفر که به آنها اعتماد داشتم تا در جریان باشند به کس دیگری حرفی نزدم دو نفر از زنان رده بالای تشکیلات مژگان پارسایی و فریده بنائی در قرارگاه جلولا یک نشست برگزار کردند که متوجه شدم آنها می خواهند حال و هوای مرا ارزیابی کنند که چه می گویم و چه حرفی دارم؟ اما من سکوت را در پیش گرفتم زیرا به این نتیجه رسیدم که سکوت بهترین راه است. چرا که هنوز در دست این جنایتکاران اسیر و دست بسته بودم. و همانطور که اشاره کردم در باره این ماجرا با کسی جز دو نفر که خیلی با آنها راحت بودم و می دانستم گزارش مرا به سازمان و مسئولین آن نمی دهند ، حرفی و سخنی نزدم.

هر روز که می گذشت در قرارگاههای سازمان در عراق روزگار برایم تلخ و سیاه می شد روز به روز وضعیت روحی ام بدتر شده و برای فرار و خروج از این فرقه جهنمی لحظه شماری می کردم تا اینکه خدای بزرگ روزی را رساند که رژیم جنایتکار صدام سرنگون شد و سازمان را نیروهای آمریکایی خلع سلاح کردند. این اتفاق برای همه نفرات یک سر فصل شد زیرا که کنترل آهنین سران تشکیلات شل شد و براحتی هر کسی می توانست در باره زندگیش انتخاب کند و حصارهای ذهنی ، فیزیکی ، استالینیستی و ضد بشری فرقه رجوی در حال فروپاشی بود.

دیگر سران فرقه مجاهدین تسلط لازم برای مهار اعضاء و نیروهای خودشان را نداشتند.

بعد از سرنگونی صدام و خلع سلاح فرقه رجوی – انگار فنرهای فشرده رها شدند.

خدای بزرگ چه روز خوبی بود.

همه جا انگار بوی رها شدن می داد. رها شدن از چنگ کسانی که هرگز کسی تصورش را نداشتم.

اما خدای بزرگ این روز بزرگ را برای کسانی که چند بار اسیر شده بودند را هم فراهم کرد. آن روزی رسید که هر کسی می توانست به خود بگوید دیگر می خواهم دنبال کار و زندگی خودم بروم.

حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه رجوی آزار دهنده است

مدتی که در فرقه رجوی در واقع اسیر بودم همیشه در انتظار مرگ بودم از نظر روحی و ذهنی وضعیت مناسبی نداشتم و روانی شده بودم. راستی اگر من گناهی داشتم و یا مرتکب جرمی شده بودم حتما طی این سالهای طولانی باید از بین میرفتم ولی خدای مهربان حامی من بود و از جهنم فرقه رجوی جان سالم بدر بردم.

در واقع من آدم گناهکاری نبودم و گناهی نکرده بودم. شاید گناه من این بود که خیلی از حرفهای سران فرقه را قبول نداشتم و به قول خودشان “حلقه ضعیف” بودم.

ایمان دارم خدا همیشه با مظلومان است. نه با زورگویان و خودپرستان. و خدای بزرگ و متعال ناظر ستم سران تشکیلات رجوی نسبت به من و سایر افراد و هموطنانم بود که راه گریز و فراری از فرقه را نداشتند.

مناسبات قرون وسطایی حاکم بر تشکیلات مجاهدین خلق

همه کسانی که مناسبات درونی فرقه رجوی را تجربه کرده اند خوب می دانند که سران سازمان فقط و فقط دنبال منافع شخصی خودشان بودند و به فکر کسی نبوده و هرگز به نفرات در تشکیلات رحم نمی کردند و نمی کنند. همه ما بهترین دوران جوانی را در این گروه گذراندیم که در واقع سرمایه جوانی ما بر باد رفت.

و باید از جنایتکاران این سازمان و بخصوص مسعود و مریم رجوی سوال بکنم که چرا؟ مگر من چه کرده بودم چه گناهی داشتم که شما بیشرمانه جوانی ما را از ما گرفتید؟

اگر خبرنگاران و رسانه های دنیا با تک تک نفرات جدا شده حرف بزنند همه آنها اعتراف خواهند کرد که فرقه رجوی ستم بزرگی بر آنها کرده است زیرا حق انتخاب چگونه زندگی کردن را از آنان گرفت و این موضوع بر هیچ یک از نفرات جدا شده تشکیلات پوشیده نیست.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت چهارم

سراب آزادی – خاطرات مریم سنجابی (عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق) – قسمت اول

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق _ قسمت اول و دوم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق) ـ دارودسته رجوی ارتش خصوصی صدام حسین ـ قسمت دهم

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=38806

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق) ـ دارودسته رجوی ارتش خصوصی صدام حسین ـ قسمت دهم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق) ـ دارودسته رجوی ارتش خصوصی صدام حسین ـ قسمت دهم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق) ـ دارودسته رجوی ارتش خصوصی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *