133 بازدید
نامه زهرا اشرفخانی (التفات) به پسرش میر واقف صداقی در آلبانی

نامه زهرا اشرفخانی (التفات) به پسرش میر واقف صداقی در آلبانی

نامه زهرا اشرفخانی (التفات) به پسرش میر واقف صداقی اسیر فرقه رجوی در آلبانی

هفتم سپتامبر ۲۰۱۸

پسرم واقف سلام دوستت داریم و چشم براه هستیم. بعد از سی سال دوری بالاخره برادر کوچکت باقر فیلمی از تو برامون پیدا کرد و فرستاد تا ببینم.

من هنوز هم در شوک هستم بدلیل اینکه خودم توان نوشتن این نامه را ندارم از برادرات خواستم کمکم کنند تا این نامه را برات بنویسم.

تقریبا یکسال پیش یک غریبه به اسم تو به من زنگ زد و گفت که من واقف هستم صدای این نفر اصلا شبیه به صدای تو نبود من باور نکردم به او گفتم پدرت ، عموهایت ، دائی هایت و خاله همه و همه  فوت کردند. ولی از او هیچ احساسی ندیدم نه گریه ای و نه چیز دیگر ، او هیچ  احساسی نسبت  به من نداشت خیلی کوتاه و مختصر با من صحبت کرد و تلفن را قطع کرد شماره تلفن او بسته بود و من نتوانستم شماره او را بردارم  اما از آنروز استرس و ناراحتیهای من صد چندان شده ، هر روز جلوی تلفن میشینم و گریه میکنم تا شاید یکباره دیگر آن غریبه زنگ بزند و خبری از تو بشنوم اما  افسوس تا به امروز خبری نشد که نشد.

خانم زهرا اشرفخانی و مرحوم صداقی

پسرم دوستت دارم آخر من هم یک مادرم تمام امیدهام بعد از سی سال یکی یکی دارند از بین میروند ، لعنت خدا بر رجوی ، رجوی در این ۳۰ سال چی یادتان داده که به برادر کوچت بگوئی نابرادری ، پسرم تو را چی شده؟ آیا در اثر فشارها مجبور شدی اینطوری حرف بزنی؟ چرا ۳۰ سال تلفن و نامه نداشتی؟ چرا به ما عکس نفرستادی چرا ازدواج نکردی؟ من که همیشه خوشبختی تو را آرزو داشتم همیشه دوست داشتم نوه هام را بغل بگیرم چرا خودت را بدام انداختی گناه من ، یک مادر پیر چیست؟ پسرم الان ۶۰ سال داری چه بلائی سرت آوردند که این همه دروغ گفتی ، پاپات که آرزوی دیدن تو را به گور برد ، میخواهی من هم همینطور بشوم؟

نامه خانم زهرا اشرفخانی (التفات) به پسرش ـ میر واقف صداقی (تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در آلبانی)

طاقت من دیگر تمام شده نفرین و لعنت  من بر رجوی و آل رجوی یک روزی بالاخره آه من مادر پیر گریبان رجوی را خواهد گرفت. این من بودم که از باقر خواسته بودم دنبال تو بگردد و از باقر خواستم اگر من فوت کردم تو را تنها نگذارد. چی بهت  گفتند و چه فشاری رویت بوده که اینطوری به برادرت پریدی این انصاف نیست نه من ، نه هیچکدام از برادرات و خواهرت از تو دلگیر نیستیم. واقف من اینطور نبود چه بلائی سرش آوردند؟

پسرم همیشه دوستت داریم و همیشه چشم براهت خواهم نشست تنها آرزو و امید من دیدن توست.

فدای پسرم واقف خدا را شکر که فیلم تو را دیدم همین که زنده هستی صدهزار بار جای شکر دارد . خدا نگهدارتو هر جا که هستی مواظب خودت باش هر چه نیاز داری بگو تو تنها نیستی ما همیشه با تو خواهیم بود. از اینجا هزاران بار میبوسم ات.

زهرا اشرفخانی – ایران، شهرک اندیشه – ۱۲ مهر ۹۷

سایت وطنم

لینک های مرتبط :

نامه خانم زهرا اشرفخانی (التفات) به پسرش میر واقف صداقی در آلبانی

جوابی به یاوه های فرقه رجوی علیه من

مصاحبه با آقای میر باقر صداقی در رابطه با مناسبات و تشکیلات فرقه ای رجوی (قسمت دوم)

نامه مجدد برای برادرم میر واقف و آرزوها و دعاها من

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=38099

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

نقطه نظرات جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه مجاهدین (ساکن آذربایجانشرقی): با دکتر ظریف موافقیم که باند رجوی عددی نیست

نقطه نظرات جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه مجاهدین (ساکن آذربایجانشرقی): با دکتر ظریف موافقیم که باند رجوی عددی نیست

نقطه نظرات جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه مجاهدین (ساکن آذربایجانشرقی): با دکتر ظریف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *