111 بازدید
نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه مجاهین خلق در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه مجاهین خلق در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی ـ ساکن آباده ، استان فارس

ارسال به سایت نیم نگاه

لینک نامه و مقالات خانواده ها

سلام خدمت برادر عزیزم حسین نعمت الهی

پس از سالها سکوت و بی خبری امروز دوم مهرماه ۹۷ مصادف با سی و هشتمین سال اسارتت که در چنین روزی در سومار اتفاق افتاد. به نامه ای در سایتی برخورد کردم از جنابعالی به تاریخ ۹۷/۷/۱ تحت عنوان وارونه گوئی و … مقاله ای مربوط به کاظم (پسرعمو) پس از مشاهده و جستجو نامه ای دیگر تحت عنوان “این بار وزارت اطلاعات با نقاب برادر چشم انتظار”  نظرم را جلب کرد. پس از خواندن بارها که توام با خوشحالی بود که مرا مزدور اطلاعات نامیده بودی: مسرور شدم از اینکه فهمیدم نامه ام در سایت نیم نگاه را دیده ای به همین دلخوشم که مرا هر چه می خواهی خطاب کنی نامه ی من در سایت تایپ شده است و با دستخط خودم نیز گذاشته ام. شماره ی تماسی اوایل مقاله نوشته بودی کسی بجای برادرم نامه نوشته – پس قبول داری که برادرت هستم اما اواسط نامه مرا نابرادر خطاب نموده ای به این نتیجه رسیدم که من باید شک کنم از اینکه کسی بجای تو برای من نامه نوشته ، چون حتی کلمه ای از دستخط خودت نیست بدون امضاء است.

با توجه به نشانه های در نامه شکی ندارم که خودت نوشته ای اما نوشته ها را شک دارم از دلنوشته ی خودت باشد. اگر من مزدور اطلاعات بودم چرا باید پس از گذشت هفت ماه در سایتی که نامه نوشتی مطلع گردم در صورتی که باید همان روزهای اول یعنی اسفند ۹۶ مطلع می شدم. امروز هم بطور اتفاقی مقاله ات درباره کاظم را دیدم در مقاله ات جستجو کردم نامه ی قبلی جواب نامه خودم را دیدم.

آقای احمد نعمت الهی برادر چشم انتظار و دردمند حسین نعمت الهی

حسین جان امید است اگر همانطور که نوشته ای در تیرانا آزاد می گردی واقعیت داشته باشد دوباره و چندین بار مرا مزدور خطاب کرده و باز هم بنویسی با جان و دل خریدارم. بازهم امید دارم که هر چه زودتر خودت را از این باتلاق بیرون بکشی. همانند دوستان جداشده ات در آلبانی زندگی کنی اما دور از اسارتگاه موسوم به “اشرف ۳” در اینجا باید از افرادی که سمت فرماندهی دارند تشکر کنم که نامه های قبلی مرا به برادرم اطلاع داده اند و زحمت جواب را خودشان کشیده اند آخر چگونه باورم شود که برادرم مقاله بنویسد چون او سواد کافی نداشت حتی زمان اسارت بیاد دارم که نامه های مرا دوستانت برایت می خواندند و جوابش را هم تو می گفتی و آنها می نوشتند این یکی و دیگر چنانچه می دانم و خودت گفته ای آزادانه در شهرهای آلبانی دسترسی به تمام رسانه ها داری و در شهر میگردی اما خوشحالیم از این صد چندان که با اسکورت به شهر میروی چرا چون حتما فردی مهم هستی و گرنه افراد عادی  اسکورت نمی شوند پس معلوم است دارای پست مهمی می باشی و حق داری مرا تحویل نگیری.

برادری که من در ذهن متصور هستم مکانیکی است که در ترابری همیشه مشغول است و کاری با مقاله و تلفن و سایت و این جور چیزها ندارد پس به من حق بده که باور نکنم این ها دلنوشته های توست.

دیگر اینکه با تماس سال ۹۰ از اشرف جهت اطلاع فوت کاظم با اینکه قول دادی که با من تماس می گیری درست ۷ سال گذشت و من هنوز منتظرم این هم یک نشان دیگر.

برادرم حسین جان در پایان سلامتی و صحت وجودت برایم آرزوست هر چه می خواهد دل تنگت بگو. من دست بردار نیستم همچنان به دنبالت می گردم والله اگر بضاعت مالی داشتم تا آلبانی هم مثل مصطفی محمدی می آمدم و پشت درب اشرف ۳ در آلبانی به امید دیدنت شب و روز می گذارندم. در آخر نامه نیز متذکر شده ای موجودی است که ادعای برادری با مرا دارد و از جیره خوران آخوندها که اطراف اشرف آورده شده. من با میل خودم آمدم هیچ گونه وابستگی به وزارتی یا ارگانی ندارم اما وای بر احوال رهبری که افراد گروه را از خانواده جدا می کند و می ترساند کجای دنیا سراغ داری که ارتشی به قول خودتان بجای مبارزه با شعار خانواده اش را الدنگ خطاب کند الدنگ رهبری است که نزدیک ۱۵ سال است وجود فیزیکی ندارد. در پایان باید بگویم پدر و مادر سالهاست در نبود شما دستشان از دنیا کوتاه شد من هم دارای ۲ فرزند پسر و دختر می باشم و آنها نیز مستقل اند و احتیاج به لباس و غذا که من از خون شما تهیه کنم ندارم خودم تنها هستم و همچنان به دنبال گمشده ای بنام حسین و برادری به نام حسین که توسط رهبری و عمالش دزدیده شده است. و الان تحت رهبری زنی است که مقر فرماندهی اش در فرانسه می باشد.

در پایان از جداشده ها و کسانی که دسترسی به این نامه داشتند خواهش میکنم که به گوشت یا روئیتت برسانند. چون همانطور که گفته ای دسترسی به همه چیز داری و آزادانه مثل دیگر مجاهدان در آلبانی می گردی و من باور ندارم که خودت مستقیما روئیت کنی.

من آروزی سلامتی و صحت برایت – آرزوی آزادیت را هم دارم در حد یک تماس که بقول خودت شماره هم داری. سالم و سرحال باشی خدانگهدار.

باور کن الان اینها را نوشتم تنهای تنها در مرغداری نشستم بدون هیچ شخصی یا بقول خودت مزدوری و دلنوشته های خودم است امیدوارم تو هم دلنوشته هایت باشد نه دست نوشته

دوم مهرماه یکهزار و سیصد و نود و هفت

احمد نعمت الهی

شاه میرزا

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادر اسیرش در آلبانی

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادر اسیرش در آلبانی

لینک های مرتبط :

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه رجوی در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه رجوی در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آلبانی

بیانیه خانواده های استان زنجان خطاب به نهادهای حقوق بشری

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=37843

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

نقطه نظرات جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه مجاهدین (ساکن آذربایجانشرقی): با دکتر ظریف موافقیم که باند رجوی عددی نیست

نقطه نظرات جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه مجاهدین (ساکن آذربایجانشرقی): با دکتر ظریف موافقیم که باند رجوی عددی نیست

نقطه نظرات جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه مجاهدین (ساکن آذربایجانشرقی): با دکتر ظریف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *