76 بازدید
عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت چهارم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت چهارم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت چهارم

خاطرات علی امانی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و فرقه مجاهدین خلق)

ارسال به سایت نیم نگاه

یک شب در قرارگاه جلولا بعد از خوردن شام همه مسموم شدیم و در آسایشگاه ها بستری شدیم. نمی دانم چه سمی به غذا زده بودند؟

جالب توجه اینکه مسئولین سازمان مستقر در پایگاه جلولا هیچکدام مسموم نشده بودند. ظاهرا از غذا نخورده بودند! خلاصه بعد از چند روز بیماری شدید که همه نفرات در استراحت بودند یک شب متوجه شدم دکتر اکبر ربیعی به آسایشگاه آمده و یکی یکی مریض ها را چک می کند. نفر کناری مرا که خوابیده بود بیدار کرده و عوض کردند و قردی به نام منصور را به جای او آوردند. از این جابجایی چیزی نفهمیدم اما هنگامی که داشتند سرم ها را عوض می کردند وقتی نوبت من شد جواد امدادگر ، عسگر مومن زاده و یوسف از مسئولین رده بالای تشکیلات در پایگاه جلولا با من بی مقدمه حرف زدند و ناگهان متوجه شدم جواد امدادگر یک آمپول بزرگ به رگ من تزریق می کند. بلافاصله مغز من آتش گرفت و ناخودآگاه با دستم مانع شدم و گفتم چه می کنی؟ چون دیدم آمپول خالی شد در پاسخ گفت: مسیر آنژوکت لخته کرده آن را باز می کنم آب مقطر است. خلاصه من از ترس دیگر نخوابیده و بلند شدم و بیرون رفتم.

از ترس کم مانده بود دیوانه شوم ترس تمام وجودم را فرا گرفت با خودم گفتم خدایا این چه کاری است که این جنایتکاران در حق من می کنند؟ مگر من چه گناهی مرتکب شدم؟ اما آنها دنبالم آمدند و بلافاصله جمع و جور کردند و فوری رفتند.

 فضای ترس و رعب و وحشت در درون مناسبات مجاهدین خلق

بعد از این قضیه یوسف جنایتکار در بیرون آسایشگاه به سراغم آمد و گفت: امانی تو مریض هستی چرا بلند شدی برو استراحت کن. در جواب به او گفتم: نه، حالم خوب شده و بهتر است. خدا می داند بعد از این ماجرا و زدن آمپول چه حال و هوایی داشتم تصور کنید آدمی چه احساسی پیدا می کند؟ بعد از مدتی که از تزریق آمپول گذشت دستهایم به لرزه افتاد به لحاظ روحی و روانی درب و داغون شدم از طرفی اضطراب شدید پیدا کردم. بعد از این شب اضطراب و استرس عجیبی پیدا کردم.

اسامی مسئولین فرقه رجوی که در آن شب به آسایشگاه ما آمدند و به نفرات آمپول و سرم زدند بشرح زیر است:

حبیب افشار ، کامران خطایری ، مصطفی کنجیان، افشین علوی، فریده ونائی، مژگان پارسایی (مسئول اول سازمان مجاهدین) است و احمد تاجگردون. خلاصه باید روزی این جنایتکاران پاسخگو و جواب بدهند که چرا و چرا؟ چنین جنایتی مرتکب شدند مگر بنده چه گناهی داشتم چه کرده بودم. جز خدمت در این گروه چه کاری کرده بودم راستی هرگز نمی توانم قبول کنم و برایم سوال است که چرا و چرا؟ تنها آرزویم این است روزی عدالت اجرا گردد و آنان مورد بازخواهی قرار گیرند. این جنایتکاران با یک تیر دو نشان می زدند هم به قول خودشان حلقه های ضعیف” تشکیلات را از میان بر می داشتند و هم بنام شهید سوء استفاده هایی از نفرات می کردند و از آن بهره سیاسی می بردند. پس ننگ و نفرین به این سازمان و مسعود و مریم رجوی که دست به چنین جنایتی می زنند.

مژگان پارسایی (رقیه مشهدی آقا) متولد تربت جام است. او در جریان توصیه های سال ۷۲ و ۷۳ تحت فرمان “بتول رجایی” یکی از شقی ترین شکنجه گران سازمان مجاهدین بود

باید گفت تک تک جداشدگان و نفرات سازمان به خوبی می دانند این فرقه چه بلاهایی بر سرشان آوردند. این سازمان در دنیای بسته و فرقه ای خودش همیشه می گفت اسیران پیوستی به ما – صد سال هم که با ما باشند عوض نمی شوند و با ما نیستند.

مسئولین سازمان از روشهای کثیف و غیر انسانی به منظور حذف افراد و اعضای منتقد و خواهان خروج و یا به اصطلاح آنها “حلقه های ضعیف” استفاده می کردند. و با تمام نیروهای مسئله دار و زاویه دار برخوردهای حذفی می کردند بخصوص با اسیران پیوستی.

افشین علوی از عوامل سرکوبگر و کلیدی فرقه رجوی

حلقه های ضعیف که مسعود رجوی می گفت این تیپ نفرات بودند و باید آنها به طرق مختلف دفع و حذف می شدند و یا باید مثل مسعود رجوی و مریم رجوی حلقه ی قوی بود که بتوان دست به چنین جنایاتی زد. در واقع سازمان مجاهدین متخصص حذف و دفع اعضای منتقد تشکیلات بود. و هیچ حزب و یا سازمان سیاسی همچون مجاهدین در استفاده از روش های کثیف خبره و مهارت نداشتند. ضمنا دورویی و عوام فریبی و به اصطلاح عوام با پنبه سر بریدن – حرفه و ماهیت این سازمان است.

ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت سوم

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ جاسوسی مسعود رجوی و سران فرقه مجاهدین برای بیگانگان ـ قسمت بیست و هفت

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ فضای ترس و رعب و وحشت در درون مناسبات مجاهدین خلق ـ قسمت شانزدهم

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ فضای ترس و رعب و وحشت در درون مناسبات مجاهدین خلق ـ قسمت شانزدهم

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=38225

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم خاطرات علی امانی (عضو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *