هنر و سینما
56 بازدید
رجوی با اقتدارگرایی بدنبال نابودی فردیت پوینده انسانهاست

رجوی با اقتدارگرایی بدنبال نابودی فردیت پوینده انسانهاست

رجوی با اقتدارگرایی بدنبال نابودی فردیت پوینده انسانهاست

فرشته هدایتی (عضو سابق مجاهدین خلق – ساکن اسلو، نروژ)

Monday, September 10, 2018

تنها چیزی که آنجا (تشکیلات رجوی) بروز می شد (آبدیت) ، شیوه های کنترلی بود در واقع شما می توانید یک زندان را در نظر بگیرید که علاوه بر نشست ، دائم نفرات را رصد (کنترل) می کردند  یا تعقیب می کردند یا بعنوان مراقبِ افراد در کنارشان قرار می گرفتند در چنین تشکیلاتی هیچکس جای ثابتی نداشت اگر کسانی هم به نوعی بکار گرفته می شدند بعنوان جلاد ، مطمئناً در آینده نزدیکی تبدیل به قربانی می شدند.

فرشته هدایتی در سخنرانی اسلو به شکلی مستدل به اقتدارگراییِ رجوی در تشکیلات سازمان مجاهدین می پردازد:

از موضع کسی که عمر و زندگی ام را در تشکیلات سازمان مجاهدین گذراندم ، می توانم بعنوان کسی که خطوط سیاسی این  تشکیلات را از نزدیک تجربه کرده نکاتی را توضیح بدهم. البته من سخنگوی این سازمان نیستم ، بعنوان  جدا شده و صرفاً بعنوان اطلاعاتی که دارم صحبت می کنم ، محدودهَ  صحبتهایم گواهی آنچه با آن بطور واقعی روبرو بودم ، می باشد ، قصد تحلیل و نظر فردی ندارم، اینجا از موضع کینه و عداوت صحبت نمی کنم.

اقتدارگرایی مفهوم علمی دیکتاتوری است به نظامهای بسته ای اشاره دارد که در آن حقوق انسانها پایمال می شود. آن دستگاهِ بسته از تکلیف و وظیفه افراد و اعضاء بیشتر سخن گفته می شود تا حقوق نفرات ، در واقع من ویژگی ها را اینجا می شمارم که از یک تشکیلات بسته مثل سازمان مجاهدین تراوش کرده است. جالب اینکه تشابهات زیادی با صحبتهایی که آقای فکری با شاخصهای جریانات اقتدارگرا مطرح کردند ، دارد.

شاخصهای اقتدارگرایی در تشکیلات رجوی

شاخصهای اقتدارگرایی در تشکیلات رجوی:

در این تشکیلات تکالیف و وظیفه را برای افراد مشخص می کردند. یعنی تکالیف و وظیفه اهمیت بیشتری برای گردانندگان تشکیلات داشت نه اینکه هر نفر چه حقی در تشکیلات رجوی دارد ، یعنی حق افراد تعریف نمی شد.

(زهرا میرباقری: البته بطور واضح مریم رجوی در جلسه در کنار مسعود رجوی اعلام کرد که مجاهد خلق هیچ حقی ندارد جزء فدای خالصانه برای رهبری).

افراد حق اظهارنظر نداشتند و برای بیان اظهارنظر امنیت نداشتند. یعنی یا نباید اظهارنظر می کردند و یا امنیتی برای اینکه آنجا صحبتی را بیان کنند برایشان قائل نمی شدند.

نقش رهبر و اطرافیانش مهمترین نقش بود در واقع همه چیز در این تشکیلات نقش رهبری بود که شما می توانید هر موردی را که می گویم این تشابهات را با جمهوری اسلامی یا هر جریان اقتدارگرای دیگر به قیاس بگذارید.

گردش فکر و اطلاعات بسیار محدود است رهبر (مسعود رجوی) در واقع این را میخواهد همه چیز از افکار خودش شروع بشود و به افکار خودش ختم بشود ، به این مفهوم که در تشکیلات ، آقای رجوی هرچه را  تشخیص می دادند با رزمندگان در میان می گذاشتند و حول آن فقط  افراد باید آموزش می گرفتند و همان موضوعات را در تشکیلات می چرخاندند.

دکتر مسعود بنی صدر عضو سابق مجاهدین خلق ساکن اروپا

در چنین تشکیلاتی یکسان سازی افراد و ترویج پوپولیسم یعنی افراد عین یکدیگر باید باشند چه به لحاظ ظاهر و چه به لحاظ افکار.

جریان بسته ای مانند سازمان مجاهدین مانع تشکلهای دیگری بین ایرانیان بود. وقتی خودش برای مثال تشکیل شوراها را مطرح می کرد ، محوریت این شورا را هم خودش به عهده می گرفت و با ایجاد بی اعتمادی بین ایرانیان این امکان را که بین اپوزیسیون فعال خارج و داخل کشور کسی بخواهد تشکلی ایجاد کند چنین امکان و شانسی را برایشان قائل نمی شد. چون به محض اینکه کسی می خواست وارد بشود از منظرِ سازمان مجاهدین مارک هایی به سمتش می آمد که این امکان را از وی می گرفت.

چنین تشکیلاتی کلاَ با شعارها و هدفهای کلی که در واقع به نوعی شعارها و حرفهای آسمانی و رویایی بود. مثل جامعه بی طبقه توحیدی و آنچه در انتهای ایدئولوژی مذهبی در واقع دنبالش هستند. با چنین آرزوهایی نیروها را جذب کردند و در داخل تشکیلات حفظ کردند. نفرات را برای اینکه به یک شکل و یک جهت فکری بکاربگیرند ، مستمر کنترل می کردند ، یکسری نشست های کنترلی ، انواع نشست های مشخص که شاید در اذهان نگنجد. یک رزمنده طی  یک روز چند نشستِ (جلسه) پشت سرهم می گذراند تا اینکه روزش به شب می رسید تا زیر کنترل تشکیلاتی سازمان باشد.

رهبر عقیدتی مجاهدین خلق به آزادی و انتخاب آدمی باور ندارد

نظر مخالف در تشکیلات حذف می شد ، یا با طرد کردن یا با منزوی کردن و نهایتا راهکارهای دیگری هم داشتند که من اینجا به آن نمی پردازم. کلاَ هدف اصلی به لحاظ ایدئولوژیک و برخورد آرا ، از بین بردن فردیت پوینده نفرات بود.

یعنی هیچ نفری حق اظهارنظر و ابراز وجود نداشت ، مطرح کردن خود از نظر سازمان بی معنی بود. چون همه باید در رهبری حل می شدند ، بنابراین اگر جمعی هم در کار بود این جمع برای فراموش کردن خود بود نه اینکه افراد عقایدشان را با یکدیگر ضرب بزنند و مطرح کنند.

تنها چیزی که آنجا (تشکیلات رجوی) به روزمی شد شیوه های کنترلی بود در واقع شما می توانید یک زندان را در نظر بگیرید که علاوه بر نشست ، مستمر نفرات را رصد می کردند، یا تعقیب می کردند حتی بعنوان مراقبِ افراد در کنارشان قرار می گرفتند در چنین تشکیلاتی هیچکس جای ثابتی نداشت اگر کسانی هم به نوعی بکار گرفته می شدند بعنوان جلاد ، مطمئناً در آینده نزدیکی تبدیل به قربانی می شدند.

 دکتر پوران اکبری ، دکترای ادیان و عرفان اسلامی از دانشگاه بیروت ـ محقق و متخصص در زمینه فرقه شناسی ساکن شیراز

درچنین تشکیلاتی همه همیشه مظنون و مسئله دار بودند.

این ده ، پانزده خصوصیت را که برشمردم بقیه را هنوز نتواستم ریزش کنم و به تصویر کلمات بکشم. چون من آنجا زندگی کردم.

من سی سال در این تشکیلات بودم. شرایط خاص عراق از یک سو و شرایط تشکیلاتی آنجا از سوی دیگربود. دراین چند سالی که من از تشکیلات بیرون آمدم شاید خیلی نتوانم خوب باز و مطرح کنم آن شرایطی که ما آنجا از سر گذراندیم به چه شکلی ما را با خودمان به فاصله انداخت. درواقع نمی فهمیدیم که در شرایط آنجا چگونه غرق شده بودیم  و چیزهایی که آنجا به خورد ما داده می شد ، هیچ تفکیک ذهنی نداشتیم.

آقای فکری ، یکی از شاخصهایی را که برای اقتدارگرایی بر شمردند ، گفتند: افراد شاید نخواهند انتخاب کنند و بخواهند خود را به رهبری یا ولایت فقیه بسپارند. دقیقاً در تشکیلات مجاهدین البته و البته با توصیفات و تلقینات مکرر و نشست های متعددی این را به ما تزریق می کردند و به خورد ما می دادند که به جز با پای رهبر نباید فکرکنید و راه بروید و کاردیگری به جز این نباید بکنید.

یعنی اصطلاحاتی که اگرآنجا ما بکار نمی گرفتیم (مثل روی پای رهبری راه رفتن) ، انگار بحث ها را نفهمیده بودیم. ما باید با پای رهبری راه برویم ، ما باید با گوش رهبر بشنویم با یادِ رهبر بخوابیم با فکر رهبر کار کنیم هرکس در این دستگاه کم کاری داشت باید پاسخگواین کم کاریهاش می بود. در واقع اگر من بخواهم بعنوان تجربه تاریخی حضور در این تشکیلات حرفی در اینجا داشته باشم سازمانی که خودش را بعنوان اپوزسیون درصحنه معرفی کرد و نیروهای زیادی را جذب کرد برای اینکه حق یک ملتی را برای کسب آزادی بدست بیاورد و پرچمداری آنرا بدست بگیرد. ولی درون تشکیلات خودش تبدیل شد به یک جریان اقتدارگرایی که الان مجبوراست خیلی از چیزهایش را پنهان کند.

بدتراز آن (فرقه رجوی) ما را مجبور می کند که روی آنتن نیاییم و اشکالات را نگوییم. چه خوب که این جمع  وآقای فکری این فضا را بازمی کنند و شرایط برای حرف زدن وجود دارد. اگر ما الان این حرفها را نزنیم و در باره سازمان مجاهدین نگوییم و برخلاف کسانی که ما را منع می کنند و به ما مارک های متفرقه می زنند که شما به نفع و سمت رژیم هستید و الان برضد ایران حرف می زنید ، من فکرمی کنم برای اینکه این تجربه به تمام جوانان ما که در صحنه هستند و ایرانیانی که دارند فریاد می زنند بخاطر مشکلاتشان بخاطر گرانی بخاطر تمام سختی هایی که تو ایران هست و اگر بخواهیم بحث فروپاشی را بکنیم هر کدام از اینها همه موضوعات وهمه شقوق را بخواهیم در نظر بگیریم ، باید تجربه سازمان مجاهدین را باز و مطرح نمود.

بتول سلطانی و نسرین ابراهیمی دو عضو سابق مجاهدین خلق ساکن آلمان و سوئیس

اگر رضا شاه و پهلوی در حاکمیت همه امتحاناتشان را پس دادند ، الان سازمان مجاهدین بعنوان جریان بسته ای که خودش را همواره اپوزیسیون می داند و خودش را پرچمدار سرنگونی رژیم می دانسته است ، مردم باید بدانند که این جریان در مخفیگاه و آن تشکیلاتی که در عراق حفظ کرده است چه چیزها و اهدافی را در سرش دنبال می کرده است. از این بابت وجدانم راحت است که بیایم دراین موضوع صحبت بکنم.

این سوء تفاهم که اگر ما اپوزیسیون هستیم و ما بخواهیم سرنگونی را دنبال کنیم من فکر می کنم که نباید دوباره به چاله جدیدی بیافتیم ، بخصوص که کسانیکه مدعی هستند و (تشکیلات مجاهدین _ رجوی)  هرحرکت کوچکِ داخل کشور را درجیب کانون های شورشی خود می ریزند و درعین حال دستشان به دامن امریکا است.

من حداقل خوشحالم که برای یک گام کوچک می توانم اینجا حرفهایم را بزنم.

ادامه دارد…

پیاده  کردن سخنرانی خانم فرشته هدایتی از نوار و تنظیم: زهرا سادات میرباقری

فرشته هدایتی عضو سابق مجاهدین خلق ساکن نروژ

لینک های مرتبط :

گفت‌ و شنود با خانم فرشته هدایتی (کاندیدای سابق شورای رهبری مجاهدین خلق، ساکن نروژ) – قسمت سوم

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ ذهن بیمار و تحلیل های نادرست از بافت و ساختار اجتماعی ایران ـ قسمت دهم

مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ قسمت هفتم

رهبر خودکامه و خودشیفته فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق

 

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=37446

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مصاحبه سایت نیم نگاه با سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت نهم و پایانی

مصاحبه سایت نیم نگاه با سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت نهم و پایانی

نقطه نظرات سعید باقری (عضو سابق فرقه مجاهدین) آرش رضایی: آقای باقری، مجاهدین خلق به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *