هنر و سینما
83 بازدید
نگاهی به تحلیل مفتضح یک مرید رجوی!

نگاهی به تحلیل مفتضح یک مرید رجوی!

نگاهی به تحلیل مفتضح یک مرید رجوی!

حمید تبریزی، چهاردهم اوت ۲۰۱۸

من برای خواننده بد شانسی که باید این تحلیل بچه مرشد رجوی را بخواند ، شخصا فداکاری کرده و از۱۰ صفحه متن ملال آور او گذشته و به بررسی ۲ صفحه از یاوه های این شخص پرداختم!  

او که مانند روسایش از نشست وزیر خارجه آمریکا با گروه های غیر مجاهد (سلطنت چی ها، تجزیه طلبان ، پاره ای از شخصیت های چپ سابق و بریده ی فعلی و …) دچار سراسیمگی شده ، بدون اینکه به پارامتر مهمتری بنام مردم ایران فکر کند – چرا که مانند مرادش مردم در محاسبات او جایی ندارند – نوشته است: 

” امروز دیگر کسی تردید ندارد که خواست عموم مردم ایران، چه در داخل و چه در خارج کشور، تغییر رژیم است۰… استفاده از زور برای سرنگونی این دستگاه اهریمنی که از هیچ گونه مشروعیت سیاسی برخوردار نیست و با بکارگیری خشن ترین شیوه ها میلیون ها ایرانی و سرنوشت حال و آینده شان را به گروگان گرفته و سرمایه های مادی و معنوی شان را در آتش جنگ های منطقه ای در سوریه، یمن، لبنان، عراق و دیگر کشور ها به باد فنا می دهد، از نظر اخلاقی مجاز و موجه است “.  

تئوری امریکایی خاورمیانه جدید مبتنی بر تجزیه کشورها است

فاصله بین نارضایتی مردم و امر سرنگونی، بسیار است و البته فهمیدن این مهم، از عهده کسی که چیزی جز نصایح و تئوری های مالیخولیایی رجوی را نشنیده و نخوانده برنمیآید ، چنانکه می بینید! 

وجود نارضایتی های عمیقی که سران ایران خود نیز صراحتا آنرا اعلام میدارند ، چیزی قابل کتمان نیست! 

در توضیح علل بروز بوجود آمدن این نارضایتی ها، نظریات مختلفی وجود دارد و اقتصاد دانان مردمی، دلیل عمده ی آنها را ضعف مدیریتی از یک طرف و دشمنی های خارجی از طرف دیگر میدانند که البته وظیفه حاکمیت برطرف کردن موانع داخلی (قطع رانت ها، اختلاس ها و…) است که تصمیم قطعی بگیرد، که میتواند و باید  هم بگیرد. 

البته نظر مشابهی هم بنام اثر ویرانگر اقتدار زیاد اقتصاد غیرمولد است که ظاهرا آنقدر واضح است که نیازی به تفسیر بیشتری ندارد. 

ما درکنار مدیرانی که به کشور و انقلاب مردم خیانت کرده و دست به فساد زدند، هنوز صاحب هم متخصصین باوجدان، پاکدست ومیهن دوستی هستیم که میتوانند همکار حاکمیتی باشند که ظاهرا راهی جز این ندارد! 

اما مشکلات خارجی از جنس دیگری است و دست سران حکومتی باندازه ای درمرتفع کردن این مشکلات باز نیست که در حل مشکلات داخلی باز است و باید که با اتخاذ سیاست های پیچیده و بهره مندی از تضادهای موجود بین دشمنان فعال وغیر فعال ، راهی برای حل این معضل تحمیل شده پیدا کنند. 

درجواب به قسمت اخیرتر ادعای این مرید رجوی باید گفت که دخالت های محدود ایران در حوادث منطقه ، من حیث المجموع مثبت بوده و جنبه مبارزه با تروریزم آن، بر دیگر جهاتش غلبه دارد و از این رو، این بچه مرشد رجوی ، بطور سفیهانه ای فتوای اعمال هر نوع خشونت برعلیه حکومت را صادر میکند! 

بن نورتون خبرنگار امریکایی به وابستگی و سر سپردگی مجاهدین خلق به دولت ترامپ اذعان دارد

این بچه مرشد رجوی به سخنان رجوی وش اش چنین ادامه میدهد: 

” وزیر خارجه ایالات متحده در جمع گروهی از ایرانیان به گوشه کوچکی از کارنامه سیاه آنان اشاره می کند، سروش فیلسوف الدوله را چنان برآشفت که کف بر دهان دست به قلم برد و آن چه را سزاوار حاکمان تبهکار ایران بود نثار پمپئو و ایرانیان حاضر در آن جلسه کرد و نشان داد که در شرایط بحرانی امروز نظام ولایت، سروش در کنار جانیان حاکم بر ایران می ایستد و توقع ندارد وزیر خارجه آمریکا نازک تر از گل به عمال دستگاه ولایت بگوید “. 

من البته کاری با افکار وعقاید دکتر سروش و فعالیت هایش در روزهای آغاز انقلاب فرهنگی و… ندارم. 

اما اینطور نیست که درمقام دفاع از او که درمقابل زورگوئی این نماینده سیستم سلطه و تابعیت ، اعتراض نموده ، برنیآیم! 

بلی دکتر سروش هرکه بوده و هست، این حق را دارد که در برابر اهانت و تحقیر کشورش سکوت نکند و شما وطن فروشان چرا ازاین رویه ناخشنود هستید؟! 

دوباره میخوانیم این حرفی را که تنها میتواند از دهان یک رجویه ای و یا از قلم آلوده به خیانت او و افکار مالیخولیایی اش تراوش کند: 

” دیگر، در شرایط کنونی چه چیز برای نظام از این بهتر که توده ی ناراضی با پیروی از رضا پهلوی به این نتیجه برسد که برای تغییر رژیم نباید از زور استفاده کرد۰ به این شیوه رژیم جمهوری اسلامی می تواند خیالش راحت باشد که دست کم تا وقتی که همان ستاره ی دنباله دار هالی دوباره گذارش به زمین بیفتد، در قدرت خواهد ماند “. 

هیچ آدم عاقلی دست به این نظریه سازی های محیرالعقول نمی زند و البته وابستگان رجوی چرا؟! 

توده ناراضی، هیچ منافع مشترک ملموسی با رضا پهلوی ندارد و از طرف دیگر، شکل تغییر یک رژیم را معادلات گوناگون و شرایط مدام در حال تغییر تعیین میکند و اینطور نیست که مثلا رجوی بگوید ما بطور قهر آمیز این کار را میکنیم و رضا پهلوی جواب دهد که نخیر آقا، شما غلط میکنید، مال من مسالمت آمیز خواهد بود! 

انچه که در ایران میگذرد، ربطی به این یاوه بافی های پادوهای رجوی ندارد و مردم تره ای باین ترهات خرد نمی کنند و در دلواپسی باند رجوی که گویا اربابان مربوطه، رضا پهلوی را بر او ترجیح خواهند داد شرکتی ندارند! 

درسوء برداشت از یک مرحله ی تاریخی: 

” …این واکنش مردم توضیح و تفسیر بسیار ساده و روشنی دارد و به طور خلاصه تنها گویای آن است که مردم ایران تا کجا از حاکمیت ولایت فقیه در رنج و عذاب هستند که در مقام مقایسه با آن، دیکتاتوری شاه و رضاشاه برای شان قابل تحمل و مقبول می شود “. 

عماد الدین باقی: فرقه رجوی پایگاه اجتماعی در ایران ندارد

بی توجهی به تاریخ و کم مطالعگی، درد بزرگ مردم ماست! 

مجبورم برای یکبار که شده – بعنوان کسی که یک روستازاده ای که زندانیان سیاسی متعددی در اطرافم بود در دوران شاه- به ذکر موضوعی بپردازم و مشت محکمی بر دهان این نوع استلالات که زمان شاه طلایی بود و مردم مشکلی نداشتند ، زده باشم: 

دراواخر سال ۱۳۴۰ که معلوم شد که طلاهای امریکا ته کشیده و دلارهایش بی پشتوانه چاپ میشود، کیسینجر بعنوان یک متفکر برجسته سلطه گران جهانی ، باین نتیجه رسید که دیگر نمی توان از طلای زیاد آمریکا صحبت کرد و بنابراین، دلار به پشتوانه ی محکمتری نیاز دارد! 

در این میان قرعه فال بنام نفت عربستان، ایران و …. افتاد که پشتوانه ی محکمی برای دلار آمریکائی که طلاهایش را صرف صدور ضد انقلاب به اقصی نقاط جهان کرده بود ، باشد. 

از این رو بود که قیمت نفت بشدت بالا رفت وایران ۳۰ میلیون نفری، روزانه ۶میلیون بشکه نفت صادر میکرد! 

با توجه باینکه ترکیب جمعیتی ایران آن زمان ۶۵ درصد روستایی در مقابل ۳۵ درصد شهری بود و دولت شاه در اصل چیزی برای روستاها هزینه نمی کرد، قسمت قابل توجهی از شهرنشینان ، از ریخت و پاش های درآمد افسانه ای نفت منتفع شده و بدین ترتیب طبقه ی متوسط و مرفهی درایران تشکیل شد که زندگی بهتری را شروع به تجربه کردن نمودند! 

آری ، با اراده امریکا که منافع اش را درآن میدید ، حداکثر ۲۰ درصد مردم ایران سهم قابل توجهی از این ریخت وپاش های نفتی بدست آوردند! 

آیا حالا هم ۲۰ درصد ازمردم ایران در ناز و نعمت بسر نمی برند، سفر کنار دریا چطور و مسافرت های خارجی  و…؟؟!! 

ازسال ۱۳۵۵ کشتی بان را سیاستی دیگر آمد تا بهای نفت را ارزانتر کرده و شاه را دچار بحران های عمیق تورمی بکند و این طبقه متوسط صدایش در بیآید و همراه ۱۵ درصد زیر متوسط ها و زاغه نشین هایی که در تنگنا بودند ، قرار بگیرد و پایه های انقلاب ۱۳۵۷ ریخته شود! 

شما اگر نظری به روزنامه های سال های ۱۳۵۶-۱۳۵۷بیاندازید، اخبار کافی ای در مورد فساد اجتماعی، اقتصادی و فحشا را بدست میآورید و میفهمید که چرا بعضی از مردم، با بخاطر سپردن ساال های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ آرزوی آن دوران را میکنند ولی صحبتی از سال های  ۱۳۵۵به بعد که بحرانش شاه را معلق کرد، حرفی نمی زنند! 

اتفاقا وظیفه یک فرد روشنفکر ، بیان تمام وقایع بوده و خائنانه است که با عمده کردن بخشی از تاریخ و پنهان نگه داشتن بخش دیگرش ، خاک بچشم جوانانی بپاشد که تجربه ای ندارند و تنها اخبار حوادث خوب از دوران شاه به آنها حقنه میشود! 

علت علاقه نشان دادن جوانان ناآگاه به سلطنت ، از این وارونه نمائی تاریخی است و البته باند رجوی هم در تبعیت از رسانه های صهیونیستی- امپریالیستی  ناشر ۹۰درصد از اخبار و تفسیرها در سراسر جهان ، بدون اینکه انحصار طلبی اش مایل به این کار باشد، باین کج فهمی و انحراف کمک میکند که با توجه به ماهیت ضد ملی اش ، چنین هم باید بکند! 

لینک های مرتبط :

عماد الدین باقی: اتحاد دشمنان حقوق بشر در تجمع اجاره ای پاریس

گفت‌ و شنود با خانم فرشته هدایتی (کاندیدای سابق شورای رهبری مجاهدین خلق، ساکن نروژ) – قسمت سوم

یک معمای سیاسی در پاریس

استاد ایرانی دانشگاه آمریکا: تازه ترین خیانت‌ فرقه مجاهدین به کشور و مردم ایران

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=36877

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی هشتم سپتامبر ۲۰۱۸ طبق اطلاعاتی که ایران اینترلینک در اختیار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *