هنر و سینما
84 بازدید
خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ نقض حقوق انسانی اسرای ایرانی ـ قسمت هشتم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ دارودسته رجوی ارتش خصوصی صدام حسین ـ قسمت هشتم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ دارودسته رجوی ارتش خصوصی صدام حسین ـ قسمت هشتم

اعمال ننگین مسعود رجوی هرگز از خاطرم نمیرود!

رژه سال ۷۰

آماده سازی برای انجام رژه به قبل از جنگ عراق و کویت بر می گردد. سازمان سال ۶۹ دست به آموزشهای نظامی زد.

در همه جا ارتش عارفی ها (عراقی ها) آمدند  و برای نفرات سازمان آموزش گذاشتند. آن موقع نفرات قدیمی در آموزش عارفی شرکت می کردند و هدف از آن آموزش تربیت مربی بود.

بعد از یک ماه همان نفرات آموزش دیده را به کل نفرات رده پایین منتقل کردند. آموزشها در زمینه زرهی شامل تانک، نفربر BMP1 و MTLB ، M113 ، ۵۷۰ M و خودروهای چرخدار شامل جیپ ، آیفا ، کمرشکن و آموزش مخابرات ، سیستم فرماندهی ، شناسائی ، رزم انفرادی ، سلاحهای پیاده ، برجک زرهی ، سیستم های پشتیبانی مثل اداری ، مهندسی ، توپخانه ، تعمیرات و غیره بود. اما در وسط آموزش جنگ عراق با کویت و آمریکا شروع شد و سازمان تا یک ماه مانده به ۱۵ ژانویه آموزشها را ادامه داد ولی بعد از آن تمامی نیروها را به قرارگاه حنیف منتقل کرد. در این جنگ سازمان به نفع صدام جنگ را ادامه داد و این باعث شد صدام با دید جدیدی به مسعود رجوی نگاه کند که همان باعث شد سازمان با دست باز از صدام امکانات بگیرد.

حدود ۱۵۰ زرهی تانک و نفربر آیفا و حدود ۵۰ دستگاه کمرشکن نظامی تک وینچ و دو وینچ ، سلاحهای پیاده و انفرادی تحویل گرفت ، بعد از آن شروع به تعمیرات آنها کردند و قبل از شروع رژه که ۶ ماه به وقتش مانده بود، پیام مریم رجوی را به نفرات قرارگاه فرستادند که در آن پیام آمده بود یک پروژه سنگین در راه است و می خواهم انقلاب را به نمایش بگذارید.

خلاصه بعد از پیام مریم کارهای آماده سازی رژه مثل رنگ زدن و تمرین برای رژه شروع شد و این کار از ساعت ۷ صبح شروع می شد و تا ساعت ۱۲ شب ادامه داشت و در غذاخوری ها تماماً ظروف یکبار مصرف استفاده می شد تا وقت زیادی برای شستن ظرف ها تلف نشود و هر دسته کارش را مستقل انجام می داد.

مجاهدین خلق ستون پنجم حکومت مستبد صدام حسین

سازماندهی

مسئول آماده سازی نفرات مهوش سپهری ، ثریا شهری ، سوسن ، سپیده ، ابراهیم ذاکری و مهدی برانی بودند که همه اینها وصل بودند به فهیمه اروانی که آن موقع معاون مریم بود.

هر یگان بعد از اتمام رژه مجددا بای دسواربه خودروهای آماده شده از مقابل جایگاه رژه رفته و به دسته بعدی ملحق میشد و بدین ترتیب هر نفر حداقل چهار بار دردسته های مختلف رژه میرفت تا تعداد لشکرها را زیاد نشان دهند و به خبرنگاران نشان داده شود که ما یک ارتش کلاسیک هستیم که البته درست نبود و ما این همه افراد را نداشته و نیروی موجود را بیش از ۴برابر به خبرنگاران نشان داده و سر آنها کلاه گذاشتیم!

مثلاً نفربر ۱BMP ، ۹ نفر می خواست که نداشت و دزدانه نفراتی از واحدهای دیگر می آمدند ، یا مثلاً یگان مهندسی آخرین یگانها بودند. نفرات در سان با زرهی ها می ایستادند و بعد از سان با یگان زرهی می رفتند و بعد از یگان زرهی با یگانهای سلاح سبک و بعداً با لودرهای خودشان رژه می رفتند بعضی از این رژه ها ۴ یا ۵ بار انجام می شد مثل یگانهای پیاده که با لباس تکاوری در اول رژه بودند و از جاده بعدی به یگانها می پیوستند.

مسئول اینکار سپیده ابراهیمی ، نسرین و ثریا بودند و یکسری امکانات را هم از بیرون تهیه کرده بودند مثل کمرشکن های شهری که با خاک استتار کرده بودند و یک سری زرهیها را هم استتار کرده بودند که نشان میداد این رژه یک مانور است.

درمراسم جایگاه و بعضی از صحنه ها با ابزار فیلم برداری یا کامپیوتر مورد استفاده در فیلم های رژه قرار گرفت و بعد از رژه همان زرهی ها در قرارگاه ماندند.

بعد از این رژه مانورها شروع شد و در ضلع جنوبی تمرین می کردند که بعداً عارفی ( عراقی ها) را به اطراف قرارگاه آوردند که مسعود در پیامی گفت صاحبخانه اجازه داده است تا فرودگاه ، محل مانور ارتش مریم باشد و مسعود از قرارگاه اشرف مدرکی آورده که نشان دهد، قرارگاه مربوط به مجاهدین است. همچنین گفت هنر انقلاب مریم این است که چشم من را باز کرد و از صاحب خانه مدرک قرارگاهها را گرفتم و اگر حکومت هم عوض شود قرارگاهها مربوط به مجاهدین است!

سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین)

آوردن نفرات شورا و یکسری هوادار برای تماشا

روز رژه موقع عبور زرهی ها متوجه شدیم که یکسری با لباس عادی در کنار خیابان ما را تشویق می کنند برای ما خیلی سخت بود که بدانیم سازمان این نفرات را چگونه و از کجا آورده است. چون قبل از آن در نشست گفته بود راه عراق بسته شده است و آمدن و یا خارج شدن خیلی سخت و به همین خاطر شما باید در کنار ما باشید ولی در رژه یک مرتبه دیدیم که هواداران را از خارج برای تماشا آورده است و بعد از آن هم شورایی ها را آوردند.

اما همان رجوی که برای رژه از خارج هوادار آورده بود در نشست ها می گفت بدلیل اینکه دولت عراق اجاره نمی دهد ، نمی توانیم کسی که از ما می خواهد جدا شده و به خارج برود را منتقل کنیم؟!

دم خروس دراینجا بیرون زد که رجوی دارد دروغ می گوید و برای بستن درب به روی جدا شده ها این حرف ها را می زند در آن زمان حدود ۴۰۰ نفر از خارجه برای تماشا آورده بود ومی توانست آن دسته جداشده هایی که دراسکان زندانی بودند را هم به خارج ببرد ولی اینکار چون به ضررش بود انجام نمی داد ولی آوردن هوادار که به آنها روحیه بدهد که من (رجوی) دراشرف یک ارتش دارم و بیا از نزدیک ببین به نفعش بود که انجام داد!

واقعا رجوی استاد بکار بردن حیله ها و ترفندها بود واگر هنری دارد، همان حیله گری و دروغگویی اش است.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ نقض حقوق انسانی اسرای ایرانی ـ قسمت هفتم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت اول

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ فضای ترس و رعب و وحشت در درون مناسبات مجاهدین خلق ـ قسمت شانزدهم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ همکاری با رژیم مستبد صدام و کشتار شهروندان و پیشمرگان کرد عراقی ـ قسمت بیست و هفت

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=36866

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ نقض حقوق انسانی اسرای ایرانی ـ قسمت هفتم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ نقض حقوق انسانی اسرای ایرانی ـ قسمت هفتم

خاطرات سیروس غضنفری (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین) ـ نقض حقوق انسانی اسرای ایرانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *