هنر و سینما
80 بازدید
استحاله تدریجی میراث محمد حنیف نژاد به فرقه ای، موسوم به فرقه رجوی

استحاله تدریجی میراث محمد حنیف نژاد به فرقه ای، موسوم به فرقه رجوی

استحاله تدریجی میراث محمد حنیف نژاد به فرقه ای، موسوم به فرقه رجوی

نادر کشتکار (عضو سابق فرقه رجوی – ساکن آلمان)

پنجم اوت ۲۰۱۸

در دهه یکهزار و سیصد و چهل چند جوان که از سیری ظالم و گرسنگی مظلوم به ستوه آمده بودند، تصمیم گرفتند حرکتی مسلحانه را آغاز و سازماندهی کنند تا از آن طریق خلق خود را از ستم حاکمان و زیاده خواهی و چپاول امپریالیسم و قدرت های خارجی آزاد کنند.

سازمان مجاهدین درطی مبارزاتش هر چند نتوانست مواضع انقلابی خود را در مقابل امپریالیسم امریکا حفظ کرده و یا در برابر حکومت ایران به توفیقی دست یابد، اما بی شک مسعود رجوی ، با تن دادن به مزدوری و خیانت به کشور و با وطن فروشی که به مرور به همگان ثابت شد ، سازمان را به سازمانی با سرمایه حداقلی صدها میلیون دلاری تبدیل کرد.

جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی

امروزه بر هیچ کسی پوشیده نیست که منابع مالی عظیم سازمان مجاهدین از طریق مزدوری برای صدام حسین و در طول جنگ ایران و عراق و همچنین سایر کشورهای عربی و متخاصم ایران ، من الجمله عربستان و دولت وهابی و ضد ایرانی آن تامین شده و می شود.

فیلمهایی که استخبارات دولت صدام حسین حین گرفتن پولهای هنگفت توسط نمایندگان سازمان مجاهدین از نمایندگان حزب بعث عراق و همینطور دادن گزارش های نماینده سازمان مجاهدین در رابطه با بمب گذاریها و کشتن و به اسارت گرفتن سربازان ایرانی به نیروهای عراقی ضبط شده است ، ماهیت امروزی و واقعی این سازمان را برای همگان کاملأ آشکار کرده است.

اما اینکه سازمان مجاهدین چرا از هیئت یک سازمان انقلابی به هیئت سازمانی تمام قد مزدور بدل شده است را باید تنها و تنها در رهبری آن دنبال کرد.اشتباهات عدیدۀ مسعود رجوی از زمانی که فکر میکرد با راه اندازی جنگ مسلحانه و ترور قادر به ساقط کردن حکومت شده و خود بر مسند رهبری کشور تکیه خواهد زد تا اشتباه مهلک ورود به عراق و همراهی و مساعدت  با نیروهای حزب بعث عراق در کشتار سربازان و جوانان هموطن و صد تحلیل آبکی و اشتباه دیگر همه و همه باعث شدند که کم کم سازمان مجاهدین انقلابی دیروز به فرقه ای مزدور با مختصاتی کاملأ متفاوت بدل شود.

ابراهیم خدابنده در نشست ضیافت اندیشه: بزرگ‌ترین خیانت منافقین به ایران، هم‌پیاله‌شدن با صدام بود

شاید حضور مجاهدین در طول جنگ در کنار نیروهای عراقی آخرین و اصلی ترین ضربه ای بود که باعث شد سازمان مجاهدین پایگاه توده ای خود را در جامعه ایران به یکباره و بکلی از دست بدهد و بدنبال  همین خطای بزرگ استراتژیکی رجوی ، سازمان ابتر شده و پویایی خود را از دست داد. و از همین روی ، همانطور که شاهد بوده و هستیم جوانان سر گشته ایرانی را به اسم کار و یا پناهندگی در کشورهای اروپایی و غیره شکار کرده و میکنند، چونکه قادر به جذب نرمال نیرو از میان جوانان این مردم  نیستند و دلیل یک آن نیز چیزی نیست جز بلاهت رجوی در تصمیم گیری برای ورود به جنگ و کمک به کشور متخاصمی که مناطق مسکونی و مردم بی گناه کشور خودش را هر روز در حال بمب باران کردن بود.

اما هیچگاه رجوی حاضر نشد که مسئولیت اشتباهات تاکتیکی و استراتژیکی خودش را پذیرفته و در فکر اصلاح روشهای پیشین باشد. از آنجا که فرقه رجوی از هیچ حمایت مردمی نه تنها در داخل ایران بلکه حتی در خارج از ایران و حتی مابین سایر اپوزیسیون های ایرانی برخوردار نیست و از طرفی اسناد مربوط به مزدوری آنها  برای حزب بعث عراق در طول جنگ کاملأ  لو رفته است دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و به همین دلیل  چند صباحی است که آمادگی و اشتیاق خود  در جهت خدمت و مزدوری برای عربستان و منافع این کشور را، مستقیم و غیر مستقیم فریاد میزنند.

البته مسعود رجوی با شیادی تمام همیشه سعی داشت با تبلیغات وسیع و برگزاری نشستها و میتینگهای پر هزینه و رنگارنگ در کشورهای اروپایی و بزرگنمایی آنها، از پاسخگویی به سوالات اصلی فرار کند. سوالاتی اساسی مثل چرایی از دست دادن پایگاه اجتماعی ، مثل شکست استراتژی جنگ مسلحانه وعدم سقوط حکومت ، مثل تبدیل شدن از یک سازمان انقلابی با انگیزهای مردمی به فرقه ای با ماهیت مزدوری و در خدمت کشورهای متخاصم ودشمن با ایران و ایرانی و سوالات اساسی بسیار دیگر.

و صد البته برای این فرافکنی رجوی به پول ، آنهم به میزان بسیار بالا نیاز داشت و چه کاری پر منفعت تر و پر سودتر از مزدوری برای صدامیان دیروز و سلمانهای سعودی امروز.

مجاهدین، دیپلماسی، رۆیای قدرت؟

اما همانطور که گفتم رجوی با شیادی با القاء این باور ماکیاولیستی در بین نیروهایش که هدف وسیله را توجیه میکند ، زمینه و بستر فلسفی برای توجیه خیانتهایش به مردم ایران  را از یک سو و فرار از پاسخگویی در برابر اعضاء سازمان و در قبال سیاستهایش که همراه با کشته شدن دهها هزار تن از جوانان ایرانی در طول این سالیان بود را نیز از سوی دیگر فراهم کرد و با ایجاد یک حرمسرا بطور مخفیانه آنهم در داخل تشکیلات به کمک مریم قجر ، سرعت استحاله سازمان مجاهدین انقلابی به  یک سکت و فرقه را تسهیل کرد.

گروه تروریستی مجاهدین خلق در معرض فروپاشی کامل

اکنون بعد از گذشت نیم قرن و به یمن رهبری شخصی به شدت خودشیفته و صد البته با هوش و کلاش به نام مسعود رجوی با سازمانی روبرو هستیم که  دیگر کوچکترین پایگاهی در میان مردم ایران نداشته و ناچارأ با  مزدوری هزینه های کلان ادامه حیات خویش را فراهم کرده و با سیلی صورتی سرخ از خود را به نمایش میگذارد. بعد از نیم قرن تغییر ماهیت این تشکل از یک سازمان به یک فرقه دیگر برای همگان به اثبات رسیده است.

وبلاگ نادر کشتکار

لینک های مرتبط :

گفتگوی صمیمانه نادر کشتکار عضو سابق سازمان مجاهدین با دوستان و بستگان اسیر در فرقه رجوی در آلبانی

نامه سرگشاده به نمایندگان محترم سنا و کنگره امریکا

قصه تلخ سمیه محمدی .. پارادوکس در فلسفه اخلاقی و سیاسی مجاهدین خلق

یعنی میخواهند رجوی را دماغ سوخته بکنند؟!

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=36664

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مبارزه روشنگرانه نجات یافتگان در آلبانی با فرقه مجاهدین

مبارزه روشنگرانه نجات یافتگان در آلبانی با فرقه مجاهدین

مبارزه روشنگرانه نجات یافتگان در آلبانی با فرقه مجاهدین تیرانا – منوچهر عبدی (نجات یافته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *