هنر و سینما
136 بازدید
اعلام جدایی رسمی حسن حیرانی آخرین عضو جدا شده از مجاهدین خلق در آلبانی _ 17 تیر 1397

اعلام جدایی رسمی حسن حیرانی آخرین عضو جدا شده از مجاهدین خلق در آلبانی _ ۱۷ تیر ۱۳۹۷

اعلام جدایی رسمی حسن حیرانی آخرین عضو جدا شده از مجاهدین خلق در آلبانی _ ۱۷ تیر ۱۳۹۷

تیرانا، یازدهم ژوئیه

من حسن حیرانی دانشجوی ترم آخرمهندسی عمران کارشناسی ناپیوسته در سال ۱۳۸۲ با دوستم حسن شهباز در سفری به عراق با سازمان موسوم به مجاهدین برخورد کردیم که البته به دلیل اینکه آن زمان شبکه های خبری و اجتماعی اینجور ماهیت این سازمان را برای مردم ایران افشا نکرده بود ، شناخت کافی از آن نداشتیم اما با تشویق دوستم که از من بزرگتر بود و در دوران نوجوانی در فاز سیاسی سازمان مجاهدین را  کمی میشناخت  به اشرف رفتیم. در برخورد اول با محمد سادات دربندی (کاک عادل) و رفتن به موزه و غیره و صحبتهای رنگارنگی که میکردند و تهییج حس وطن پرستی و… خلاصه تصمیم به ماندن گرفتیم مخصوصا که آن اوایل بسیار کم تجربه بودیم و سازمان با اعلام زمانبندیهای کوتاه برای سرنگونی  و نشان دادن در باغ سبز و… و اوهام سازی هایی ازجمله جذابیتهای آموزشهای سیاسی ، چریکی و شعر و شعار و غیره چند سالی به همین منوال به کارهای بیگاری از جمله بنگال سازی و غیره گذشت تا شش و هفت مرداد و غیره همین طور که بحث خروج معرفتی شد که انگار رفتن نامردی و تنها گذاشتن هموطن ایرانی است و… که این بحثها بی تاثیر هم نبود تا اینکه لیبرتی والنهایه آلبانی… بعد از اعتصاب غذای صد روزه در لیبرتی من به قسمت سیاسی سازمان منتقل شدم و حدود کمتر از پنج سالی را در ستاد سیاسی که توسط احمد واقف اداره میشد تحت امربودم.

ین ویدیو مربوط به سال ۲۰۱۲ است. زمانی که حسن حیرانی در سازمان مجاهدین و در اشرف بوده و از آن سازمان دفاع می کرد

در طی چند سال اشرف و لیبرتی همیشه ابهامات پایه ای این دستگاه فکری که نمود آن در تشکیلات خودش را نشان میداد که نگاه به انسان علیرغم شعارهای بیرون پسند ، تناقض بود و به مسئولین میگفتم ولی هر دفعه به من گفته میشد که شما خواهر مریم و برادر مسعود را نمی شناسید که چگونه هرگونه محدودیت فکری ، روحی و روانی را برای انسان ناقض ذات آفرینش می دانند و سازمان در خارج اصلا اینجوری نیست این تنها و تنها به دلیل شرایط عراق که باعث بوجود امدن این شرایط شده و تشکیلات به این شکل شده و اشل و ظرفیت پایین افرادی از جمله لایه “ام جدید” که اردوگاهی هستند هم بی تاثیر نبوده و در خارج دیگر نیازی به این وضعیت نیست.

بازجویان و شکنجه گران مجاهدین خلق

با مصامحه این را پذیرفتم گرچه این استدلال پر از تناقض بود به هرحال امید به آینده بهتر داشتم که این اشکالات نخواهد بود تا اینکه به آلبانی آمدیم و به مرور فهمیدیم که آن حرفها و استدلالها پوچ و بیهوده بوده است و ذات استبدادی این دستگاه به واقع برای همه مشخص شد. از طرفی موضوع دیگری هم برای ما پیش آمد. موضوع حسن شهباز دوست من که با هم به آلبانی منتقل شدیم و بعد توسط من به خانواده اش وصل شد. ما در طی سالیان گذشته تماسی با داخل ایران نداشتیم چون هر دفعه (از سوی مسئولین سازمان) بهانه ای آورده میشد یا ما را می ترساندند که رژیم اینکار را می کند و آن کار را می کند!! خلاصه ما در اثر تماس با خانواده متوجه شدیم حسن شهباز که در زمستان ۸۶ مسئولین تشکیلات به او گفته بودند بیا زنگ بزن و خانواده خودت رابه اشرف دعوت کن. به این خاطر خانواده حسن در بهار ۸۷ به اشرف آمد ولی درجلوی درب اشرف از سوی مسئولین سازمان مجاهدین تهدید شدند که آمریکاییها دستگیرتان می کنند و از اینجا بروید و هر چه آنها قسم و آیه خوردند که حسن از اینجا زنگ زده و خودش ما را دعوت کرده است اما مسئولین تشکیلات به خانواده حسن گفتند اگر هم او دعوت کرده است الان بریده و رفته است. و خانواده حسن فردای آن روز به اشرف بر میگردند و عکس مرا نشان مسئولین میدهند که اینها با هم به اشرف آمدند اگه پسر ما نیست لااقل به حسن حیرانی بگویید بیاید پیش ما تا با او حرف بزنیم که باز هم مسئولین تشکیلات به دروغ میگویند نه ، او هم نیست و رفته است. ناگزیر خانواده حسن به ایران برمیگردند و مسئولین تشکیلات رجوی به ما چیزی در باره خانواده نمی گویند.

بعدها وقتی متوجه آمدن خانواده به اشرف شدیم موضوع را به تشکیلات گفتیم به جواد خراسان ، حبیب رضایی ، اف مقر یعنی یوسف و… که همه خودشان را ابتدا به بی اطلاعی می زدند و چند ماهی ما را چرخاندند که باید چک کنیم. بعد که ما خیلی پافشاری کردیم و چون اینها بهانه ای نداشتند به من و حسن گفتند: حالا مگر چی شده است موضوعی که متعلق به ده سال پیش بود را زنده می کنید!! من به حبیب رضایی گفتم اینقدر بحث “ف و فردیت” می کنید چرا یک عذرخواهی از ما نمی کنید؟

خلاصه این موضوع و به موازات آن زندان هارون الرشید که بنام “اشرف سه” مشهور است باعث شد تمام این سازمان در ذهنم زیر سوال رفت و مخصوصا امید به آینده روشن و رو به گسترش و نه انقباض.

اسارتگاه مجاهدین خلق در آلبانی موسوم به اشرف سه

دوستم حسن از فرصت سیزده بدر استفاده کرد و فرار کرد و به کمیساریا خودش را معرفی نمود که کل طرح و برنامه ریزی فرار با مشورت و کمک خودم بود. بعد از رفتن حسن طبیعی بود من زیر مانیتورینگ مسئولین تشکیلات بروم. خیلی از بچه ها از من سوال میکردند که چی شد حسن شهباز فرار کرد؟ واقعیت را برای آنها گفتم و گزارش این مسائل به مسئولین تشکیلات داده می شد خب این مسئله برای مسئولین سازمان قابل تحمل نبود که النهایه در غروب بیست فروردین مرا صدا زدند  جواد خراسان ، فائزه و افشین “اف مقرمان” هم بود و به من گفتند در رابطه با دوست خائن ات موضع تو چیه؟ من گفتم خائن شما هستید خیانت را شما کردید که نشست بهم ریخت و مرا بشدت تهدید کردند. در عرض کمتر از ده دقیقه کار به جای باریک کشید و به مسئولین تشکیلات گفتم دیگر نمی خواهم اینجا بمانم و شما می خواهید من بین شرافتم و تشکیلات شما، شما را انتخاب کنم!! هرگز من شرفم را نمی فروشم تا اینکه در عرض بیست دقیقه نشست تعطیل شد مسئولین تشکیلات رجوی فکر نمی کردند بحث به اینجا بکشد.

فردا صبح ساعت نه – صدایم زدن احمد واقف هم در بین مسئولین بود آنها یک حکم اخراج به دلیل شک امنیتی و تبانی در فرار یک خائن!! جلوی من گذاشتند. بعد هم وسایلم را جمع کردند و دو ساعت مرا بازرسی کردند و در نهایت شب ساعت نه  – جلوی میدان اسکندر بیک مرا از ماشین پیاده کردند آن شب به هتل رفتم و صبح هم به “رمسا” خودم را معرفی کردم.

طی مدتی که از تشکیلات رجوی بیرون آمدم و ناگفته ها و درد دلهایی که افراد جدا شده از تشکیلات برایم تعریف می کنند در واقع روز به روز بیشتر و بیشتر به ذات کثیف و رذل این دستگاه فکری فاسد پی میبرم و به عیان خیانت و بیشرفی این جماعت تاجر مسلک برایم آشکار شده است.

من حسن حیرانی جدایی خودم را از فرقه مجاهدین خلق اعلام میکنم و در راه افشای ماهیت این سازمان ضد ایرانی از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم کرد.

حسن حیرانی

سایت نجات یافتگان در آلبانی

لینک های مرتبط :

رهایی و نجات مالک مرتضوی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین خلق

مرگ مشکوک مالک شراعی، عضو فراری از مجاهدین در آلبانی

فرار دو نفر از اسارتگاه فرقه مخوف رجوی در آلبانی … ریزش نیرو ادامه دارد

اردوگاه سوم و پایان راه

 

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=36055

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

مواردی از جامعه بی طبقه توحیدی ... مقاله یکی از نجات یافتگان فرقه رجوی در آلبانی

مواردی از جامعه بی طبقه توحیدی … مقاله یکی از نجات یافتگان فرقه رجوی در آلبانی

مواردی از جامعه بی طبقه توحیدی سعید داوودی (نام مستعار) – نجات یافته از اسارتگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *