هنر و سینما
188 بازدید
خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ انگیزه برگزاری نشست های غسل هفتگی و عملیات جاری ـ قسمت چهاردهم

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ انگیزه برگزاری نشست های غسل هفتگی و عملیات جاری ـ قسمت چهاردهم

خاطرات آقای ناصر شیردم ـ قسمت چهاردهم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ

ارسال به سایت نیم نگاه

از نظر من رجوی از نشست های روزانه و هفتگی جهت “شستشوی مغزی” نفرات استفاده می کرد. مثل قفسی از آن برای اسارت ذهنی و فیزیکی افراد تشکیلات بهره می برد. تاثیر نشست ها ویرانگر بود. تمام کادرهای تشکیلاتی مثل آدم هایی می ماندند که انگار احساس ندارند. اصلاً رجوی با این آدم ها کاری کرده بود کارستان.

من در این مدتی که با مجاهدین بودم چند تا فاکت دیده ام که توضیح می دهم و قطعا همه جداشدگانی که سالها در مناسبات مجاهدین بودند حرفهای مرا تایید خواهند کرد. وقتی می گویم سران مجاهدین از ترتیب دادن نشست ها در واقع حصار ذهنی درست کرده بودند و همچون یک قفس استفاده می کردند بخاطر این است که رجوی فکر می کرد با این نشست ها می تواند احساس برتری مطلق کند!! او واقعا خود را مبرا از هر گونه خطا و عیب می پنداشت این توهم را می شد در چهره او در نشست های جمعی بوضوح مشاهده کرد. او با خواندن آیات بسیار و تفسیر قرآن واقعا خیال می کرد نماینده خدا بر روی زمین است و جز خود و تشکیلاتش همه را بر باطل می دانست و شایسته جهنم!!. من که تشکیلات و مناسبات درونی مجاهدین را از نزدیک تجربه کردم و پای صحبت های رجوی چند سالی نشستم پی بردم که رجوی واقعا دچار خودبزرگ بینی احمقانه ای شده است و خود را حقیقت محض می پندارد!! در حالی که او یک فرد عادی بود و با دانش و سواد متعارف. او حتی تحصیلات تخصصی و علمی در یک رشته خاص و در بین صدها رشته علمی دنیای امروز را هم نداشت.  

من یک فرد عادی بودم که به مجاهدین پیوستم یک معتاد و یک قربانی شرایط نابسامان خانوادگی و اجتماعی، ولی به تغییر انسان ایمان داشتم و دارم و اینکه انسان مدام در حال تغییر و تکامل است من تا حدودی از کارهایی که در جامعه عادی کردم دست کشیده بودم و خیلی چیزهای دیگر… و سعی داشتم تغییر کنم. ولی رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین این اصل بدیهی و ساده را که هیچکس مطلق و کامل نیست انگار فراموش کرده بود و این جز نادانی و جهالت نبود. فاکتی تعریف می کنم که خیلی جالب است و باور نکردنی و این فاکت ها را خیلی از نفرات تشکیلات در قرارگاه اشرف دیده و شنیده بودند و در مناسبات مجاهدین زیاد هم تعجب آور نیست.

یک روز یکی از نفرات بنام حامد ماجرایی را برایم تعریف کرد. حامد اهل شیراز بود و از همان قسمت ورودی قرارگاه اشرف با هم همراه بودیم و در یک FM بودیم. حامد را در مراسمی دیدم او تعریف کرد یکی از کادرهای رده بالا و قدیمی رجوی مورد اخلاقی و انحرافات شدید جنسی داشت. و سعی داشت حامد را نیز به انحراف بکشاند و حامد از او می ترسید. کادری که اف قرارگاه بوده یعنی بالاترین مسئول یک قرارگاه در تشکیلات رجوی چنین رفتار پلیدی داشت!!

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ مکانیزم های کنترل ذهن در قرارگاه اشرف ـ قسمت دهم

موارد بسیار زیادی از انحرافات اخلاقی و جنسی در میان نفرات قرارگاه اشرف در همه سطوح تشکیلاتی را مشاهده می کردیم که محصول القائات ایدئولوژیک، طلاق های اجباری و انقلاب ایدئولوژیک رجوی بودند و به دلیل پاسداشت حیثیت افراد از بردن اسامی آنها خودداری می کنم. حتی شنیدیم که دو تا از زنان مجاهد در اشرف حامله شده بودند و آنها را به بغداد منتقل کردند و …

آیا منطقی است نیازهای انسان را که خداوند به او هدیه داده به بهانه انقلاب ایدئولوژیک محروم و سرکوب کرد!! آیا این گناهی بزرگ نیست آیا این کفر کردن نیست آیا این ظلم نیست آیا رجوی در حق این افراد ستم نکرده؟ آیا خداوند از او خواهد گذشت؟ آیا مردم ایران از سر گناه رجوی خواهند گذشت؟ فکر نمی کنم که خدا و مردم از گناه او بگذرند.

شستشوی مفزی و مجاب سازی فکری در تشکیلات رجوی ادامه دارد

در نشست ها ـ رجوی از نفرات می خواست به او دست خط بدهند که تا سرنگونی رژیم ایران هیچ وقت حرفی از زن و زندگی نخواهند زد! او می گفت بعد از سرنگونی با هم بحث خواهیم کرد رجوی در حرف زدن و توجیه مسائل نظیر نداشت درست بود که تمام حرف هایش دروغ و یاوه بودند ولی این همه آدم را در تشکیلات مخوف و قرون وسطایی اش اسیر کرده و در یک محیط بسته نگه داشته بود و این روش پیچیده شیطانی رجوی بود. آیا رجوی با این دو نشست عملیات جاری و غسل هفتگی توانسته بود به قول خودش حرف اول قرن را بزند یا نه. آیا توانسته با این دو نشست آن همه آدم را در تشکیلاتش شستشوی مغزی دهد یا نه؟ به نظر من رجوی خوب می دانست که کجاها از فرصت استفاده کند.

رجوی یک پدیده فریبنده و اغواگر بود در قرارگاه اشرف خیلی از کادرهای قدیمی تحت تاثیر القائات رجوی مثل آدم آهنی شده بودند انگار که اصلاً این آدم ها احساس ندارند اراده ندارند قدرت اندیشیدن ندارند، رجوی عاطفه را در نفرات تشکیلات کشته بود. به خدا سوگند در بین نیروهای تشکیلاتی عاطفه ای باقی نمانده بود. این نظر صریح من است از سالها بودن در میان مجاهدین خلق و عضویت در تشکیلات رجوی. به نظرم رجوی از نشست های عملیات جاری و عسل هفتگی طرح و راهی درست کرده بود به منظور ترسو کردن، ناتوان و بدبختی کادرهای تشکیلاتی. واقعیت این است که برگزاری نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی ضد انسانی ترین کاری بود که رجوی در تشکیلات کرده است. او با چنین شیوه هایی نفرات را از خود واقعی شان تهی می کرد.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ نشست عملیات جاری ـ قسمت سیزدهم

خاطرات آقای کریم غلامی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ خلع سلاح مجاهدین و آغاز تنافض های ذهنی کادرهای تشکیلاتی ـ قسمت بیست و نهم

بررسی چگونگی به اسارت گرفتن اعضاء در مناسبات درون تشکیلاتی فرقه مجاهدین ـ نشست غسل هفتگی ـ قسمت پنجم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ سلب آزادیهای فردی در تشکیلات رجوی ـ قسمت بیست و پنج

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=33543

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

خاطرات ـ قرارگاه اشرف

خاطرات ناصر شیردم (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ نشست غسل هفتگی در فرقه رجوی ـ قسمت یازدهم

آذربایجانغربی ـ شاهین دژ ارسال به سایت نیم نگاه پس از خلع سلاح از سوی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *