هنر و سینما
276 بازدید
نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت هیجدهم

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت هیجدهم

میزگرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر تشکیلات رجوی ـ قسمت هیجدهم

آذربایجانغربی، ارومیه

منبع: سایت نیم نگاه

سعید باقری دربندی:

ببخشید قادر جان اگر اجازه بدهید من توضیحی در باره ی موضوعی که خانم مرضیه به آن اشاره کردند، بدهم بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین خیلی از بچه های قرارگاه ما تصمیم داشتند در مورد تناقضات فراوانی که در زمینه مواضع سازمان (مجاهدین خلق) به ذهنشان رسیده بود را با فرماندهان در میان بگذارند و از آنها توضیح بخواهند و در صورت حل نشدن تناقضاتشان سازمان را ترک کنند. افراد قرارگاه ما می گفتند از این به بعد دوره به اصطلاح سلطه و سلطنت سازمان تمام شد و با سرنگونی صدام در واقع سلطنت و قدرت بی چون و چرای رهبری سازمان از بین رفت. به این خاطر افراد قرارگاه ما از دستورات فرماندهانشان همچون سابق پیروی نمی کردند و تن به کار نمی دادند. می دانستیم آنها دیگر قدرت قبلی را ندارند تا هر طور بخواهند با ما رفتار کنند و ما را چون حیوان بشمار آورند. و دوره سین جیم کردن آن چنانی تمام شده است. کم کم ترس و واهمه شدید ما نیز از فرماندهانمان از بین می رفت .

مرضیه قرصی:

 آقای باقری به نکته خوبی اشاره کرد بعد از سرنگونی صدام، مسئولین سازمان مثل سابق جرئت نداشتند بچه ها را اذیت کنند.

سعید باقری دربندی:

مسئولین سازمان در نشست های “عملیات جاری” مثل سابق نمی گفتند چرا فاکت نمی نویسی؟ یا کم می نویسی؟ یا گزارش فاکت نویسی تان را قبول نمی کنیم.

مرضیه قرصی:

فرماندهان با ما خانم ها بعد از سرنگونی رژیم صدام مثل سابق زیاد درگیر نمی شدند و کاری به کار بچه ها نداشتند به این نتیجه رسیده بودند اگر کنترل و فشار روانی و جسمی بر خانم ها مثل سابق ادامه یابد آنها از سازمان براحتی خواهند برید.

قادر رحمانی:

 در این اواخر به ما می گفتند سعی کنید در نشست عملیات جاری نقطه های مثبت همدیگر را نیز بگوئید. واقعا برای ما تعجب آور بود سران سازمان که تا دیروز بیماری سادیسم و آزار نیروها را داشتند به نکاتی اشاره می کردند که حتی طرح و تصورش نیز جرمی نابخشودنی بود.

مرضیه قرصی:

 در واقع سعی داشتند بچه ها را با این طریق و شیوه عصبی نکنند و خیال خروج از اشرف را در آنها از بین ببرند.

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین

قادر رحمانی:

 خانم قرصی من سوالی از شما دارم، ببین، دوستان در این میزگرد به درستی به نکات مهمی اشاره کردند در زمینه های مختلفی صحبت کردند همه دوستان تقریباً در صحبت هایشان سر این موضوع که چطوری افراد را با ترفند های مختلف در تشکیلات نگه داشته اند اتفاق نظر داریم. برای مثال سران سازمان در قرارگاه اشرف با تهدید یا با تحقیر و تبلیغات نادرست از فضای ایران یا اینکه به نیروها می گفتند در صورت جدایی از سازمان به زندان ابوغریب منتقل می شوید و…. همه این روش ها در تشکیلات رجوی به خاطر این بود افراد را در اشرف نگاه دارند و در صورتی که کسی جدا شانس میاورد و به هر دلیلی از اشرف خارج می شد به او نمی گفتند اخراجش کرده اند پس صحبتی از اخراج معمولا نمی کردند اما چرا سازمان در رابطه با شما از واژه اخراج استفاده کرد. چرا گفتند ما مرضیه را اخراج کردیم؟! در حالی که تمام صحبت های ما دال بر این است که افراد قرارگاه اشرف به نوعی در اسارت سازمان هستند تا به قول معروف تشکیلاتشان از هم نپاشد ولی به کار بردن واژه اخراج در رابطه با شما کمی سوال برانگیز است. سازمان چه هدفی را دنبال می کند؟

مرضیه قرصی:

من فکر می کنم چون از اشرف خارج شدم آنها به لحاظ حیثیتی لطمه خوردند شما خوب می دانید چه تبلیغات بزرگی برای قهرمان سازی از من و همسرم آرام گفتاری در اشرف براه انداخته بودند. مسئولین سازمان همیشه مرا چون الگوی مبارزاتی معرفی می کردند. اما واقعیت این بود که من از ابتدای ورودم به اشرف و پیوستن به سازمان تمایلی برای ادامه مسیر نداشتم زیرا من و همسرم در تله سازمان افتادیم و فریب خوردیم و در واقع در اشرف گیر کردیم. من از همان روزهای ورودم به اشرف خواهان بازگشت به زندگی عادی بودم به کانون خانواده ام و به هیچوجه نمی خواستم در آنجا بمانم.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق)

سالها بود قصد بازگشت به ایران را داشتم بخصوص وقتی مادرم بعد از جنگ نیروهای ائتلاف و عراق به ملاقاتم آمد انگیزه ام خیلی تقویت شد و تاکیدم بر بازگشت به ایران بیشتر شد. اصلا تاب و قرار نداشتم فرزندم سعید همیشه در ذهنم بود. همسرم را از دست داده بودم و سازمان نامردانه او را به کشتن داده بود. عواطفم بشدت جریحه دار شد. سازمان همه هستی مرا از من گرفته بود. فرزندم، همسرم و جوانی خودم و حتی فردیت مرا نیز از من گرفته بود. بالاتر از این می توانید ستمی را تصور کنید؟ سازمان با من که یک مادر، انسان و همسری که فقط و فقط می خواست زندگی کند، چه بلایی سر من آورد. خب من با این اوضاع و احوال و سرگذشتی که داشتم تصمیم گرفتم به هر طریقی به ایران بازگردم اما مسئولان سازمان با شرایطی که برایم بوجود می آوردند مایل نبودند به ایران بازگردم آنها مانع می شدند و به راحتی حاضر نبودند مرا از دست بدهند آنها می ترسیدند من ماهیت پلید آنها را افشا کنم. بنابراین سعی می کردند از هر امکانی و حیله ای استفاده کنند تا مرا در اشرف ماندگار کنند به من می گفتند: “مگر بچه ات را نمی خواهی خب، ما فرزندت را از ایران به اشرف می آوریم. بچه ات را به اشرف میاریم. فقط تو بمان.” بعد از اینکه کمپ آمریکایی ها در جنب اشرف تاسیس شد. شور و شوقم برای خروج از قرارگاه اشرف بیشتر شد. تصمیم گرفتم به هر شکلی شده خودم را نجات دهم. نامه ای به “فهیمه اروانی” نوشتم و گفتم باید خودم این نامه را به فهیمه بدهم اما اجازه ندادند. در نامه دلایلم را برای خروج از اشرف توضیح دادم. یک روز فهمیه اروانی مرا احضارکرد همینکه وارد اتاقش شدم با عصبانیت گفت: چه خبره؟ به فهیمه با عزمی راسخ گفتم: تصمیم دارم از اینجا خارج بشوم و به ایران بازگردم. فهیمه گفت: چرا می خواهی اشرف را ترک کنی تو که اینطوری نبودی، تو که ضعیف نبودی چه اتفاقی افتاده؟ چی شده، اینطوری شدی؟ بعد با گستاخی به من گفت این رفتارت زشت است تو مثلا همسرت شهید شده و حالا تو می خواهی بروی ایران؟ این نوع تصمیم برای ما بخصوص زنها که از اینجا به کمپ امریکا بروند خیلی زشت است. به فهیمه گفتم چرا موقعی که من و همسرم را با زور از هم جدا کردید و برای درخواست یک ملاقات ده دقیقه ای با همسرم مرا مورد شماتت خودتان قرار می دادید و می گفتید: همسرت تو را طلاق داده است و تو نباید بگوئی آرام همسرت است. اما حالا شما بگوئید چه شده است آرام را همسر من می دانید؟ و می گوئید به خاطر همسرت که کشته شده است اینجا را ترک نکن. به فهیمه گفتم به هر حال من باید از اینجا بیرون بروم و مصمم هستم به ایران و پیش فرزندم باز گردم.

فهیمه اروانی یکی از مسئولین سرکوبگر فرقه رجوی

فهیمه اروانی وقتی اراده محکم مرا برای بازگشت به ایران حس کرد به طرف من آمد و به خیال خودش خواست تا با برخورد عاطفی مرا تحت تاثیر قرار دهد به این خاطر مرا بغل کرد و به خودش محکم فشار داد و گریه کرد و سپس به من گفت: چرا می خواهی از اینجا بروی؟ گریه می کرد و می گفت: نرو. حتی کادویی را که برای او از اروپا فرستاده بودند به من داد و گفت: در اشرف بمان. به او گفتم: من کادو نمی خواهم فهیمه، من تصمیم خودم را گرفته ام، باید بروم. چرا کادوی خودت را به من می دهی؟ فهیمه با اصرار گفت: نه، کادو مال توست، باید بگیری. این کادو را خواهرت به تو میده، من تو را خیلی دوست دارم. اما وقتی فهمید من در اشرف ماندگار نخواهم شد صندلی خودش را از پشت میز کارش بلند کرد و کنار صندلی من آورد و پس از اینکه کنار من نشست، گفت: باشه، اگر واقعا خسته شدی و نمی خواهی در مقر بمانی من جایت را تغییر می دهم و تو را می فرستم به پذیرش و سمت فرماندهی پذیرش را به تو می دهم. اما تو قول بده از تصمیم خودت منصرف شوی و فعلا در اشرف بمان تا یکماه بمان خوب فکر کن اگر در این مدت منصرف نشدی، می توانی از اینجا بروی. به فهیمه گفتم می ترسم شما بعد از یک ماه نیز اجازه ندهید از اشرف خارج شوم باید تضمین بدهی. فهیمه گفت: مسئله ای نیست. برای تو نامه ای می نویسم و اشاره می کنم شما پس از اتمام موعد مقرر اجازه داری از اشرف خارج شوی. به علت طولانی شدن زمان ملاقات من با فهیمه و درگیری های احساسی و روانی، شدیدا دچار سر درد شده بودم و وضعیت روانی خوبی نداشتم. حس می کردم مغزم در حال ترکیدن است. از بس فهیمه در این ملاقات گریه کرد که از شدت ناراحتی دچار سر درد شدم. او فقط می خواست من از اشرف نروم. برای فرار از این وضعیت ناراحت کننده به فهیمه گفتم حرفش را می پذیرم و او نامه ای نوشت مبنی بر این که من پس از یکماه می توانم از اشرف خارج بشوم و زیر نامه را امضاء کرد.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت هفدهم

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق) – قسمت بیست و چهارم

میزگرد بررسی موارد نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه مجاهدین ، ارومیه ـ قسمت هفتاد و دو

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ خیانت فرقه رجوی ـ قسمت نهم

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=32603

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه مجاهدین خلق ـ قسمت بیست و چهار

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه مجاهدین خلق ـ قسمت بیست و چهار

میزگرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر تشکیلات رجوی ـ قسمت بیست و چهار آذربایجانغربی، ارومیه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *