352 بازدید
مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت ششم

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت ششم

قسمت ششم

لینک قسمت پنجم

آرش رضایی:

این یک امر مشهود است که یکی از الزامات زیست در دنیای مدرن حس و دریافت آزادی به مفهوم واقعی کلمه است. آزادی یک اصل است بدون آزادی کرامت و شان انسانی مفهومی ندارد حتی عدالت نیز محقق نمی شود شما که سالهای طولانی در روابط و مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین خلق در عراق بسر برده اید چه نظری در باره باور و پایبندی مجاهدین خلق به آزادی دارید؟ چه نگرشی  رهبرعقیدتی و سران مجاهدین به مقوله  و مفهوم آزادی داشتند؟

آقای سعید باقری:

من در پاسخ به سوالات قبلی اشاره ای هم به این موضوع کرده ام ولی باز اگه بخواهیم در باره آزادی در فرقه بحث بکنیم باید بگویم اصلیترین مشکل درون فرقه همین نبودن آزادی بوده و هست.

رهبران فرقه اساسا اعتقادی به آزادی و مفهوم آن ندارند چرا که آنها نیروها را خیلی ناآگاه و کودک فرض کرده که نیاز به کسی دارند که آنها را هدایت و رهبری بکند و به همین خاطر نیروها هیچگونه آزادی عمل و آزادی اندیشه را ندارند پس با چنین طرز تفکری چگونه آنها میتوانند آزادی به اعضای فرقه بدهند چون هر چه قدر نیروها در ناآگاهی و خفقان و در سرسپردگی مطلق باشند آنها بیشتر و راحت تر میتوانند خط و خطوط خود را پبش ببرند.

به عنوان مثال در به اصطلاح انتخابات مسئول اول سازمان که قبلا انتصاب شده بود. در نشستهای عمومی فقط یک کاندیدا بود که از طرف رهبران فرقه انتخاب شده بود فقط با بلند کردن دست رای میدادیم که آن هم به صورت صوری بود یعنی اینکه یک انتصاب ساده را میخواستند در قالب رای گیری و انتخابات ارائه داده و بگویند که اینجا هم حق انتخاب وجود دارد.

 در تشکیلات رجوی انتقاد از رهبری فرقه یعنی مسعود رجوی "مرز سرخ" بود

در کارها و مسائل خیلی ساده و پیش پا افتاده هم تشکیلات مخوف فرقه تاب تحمل نداشت. مثلا اگر دو نفر بیش از دو بار باهم سر میز غذاخوری میرفتند باید حساب پس میدادند که چه رابطه ای با هم دارند یعنی افراد اینقدر میباست تحت کنترل میبودند و حق هیچگونه تحرک فردی و شخصی نداشتند و یا کسی نمی توانست نه تنها ارتباط با خانواده بلکه اصلا نمی توانست سراغ آنها را از فرقه بگیرد. افراد حق نداشتند حتی ترانه و آهنگهای مورد علاقه خود را گوش کنند چون سران فرقه می گفتند اینها مربوط به جامعه عادی است و شما حق ندارید دوباره وارد جامعه عادی و دنیای بیرون فرقه بشوید!! و به این صورت افراد را در درون قبری که ساخته فرقه بود نگه می داشتند. پنجشنبه شبها که یک فیلم در هفته پخش میکردند اکثرا تکراری بود و کسی نمی توانست اعتراض بکند که چرا فیلم جدید پخش نمی کنند. این فاکتها شاید خیلی خیلی ساده و پیش پا افتاده باشند ولی از قدیم گفتند مشت نمونه خروار است یعنی زمانی که فرقه در تشکیلات خودش تاب تحمل کوچکترین آزادیهای فردی افراد را نداشت چگونه در یک جامعه بزرگتر میتواند آزادیهای اجتماعی  و سیاسی را تضمین بکند.

سعید باقری (عضو جدا شده از فرقه مجاهدین) پس از بازگشت به ایران ازدواج کرد و دو فرزند دارد

آرش رضایی:

رهبران فرقه رجوی و مسعود رجوی عموما در نشست های جمعی در مناسبات درون تشکیلاتی بر موضوع سرنگونی رژیم ایران طی شش ماه یا یک سال تاکید داشتند و این تحلیل ها و پیشگویی ها رنگ واقعیت به خود نگرفت به نظر شما چرا هرگز رهبر فرقه مجاهدین، نیم نگاه به تحلیل های آبکی و غیر واقعی خود نکرد و به تعبیری به خود انتقادی در جمع نیروهای تشکیلاتی نپرداخت؟

آقای سعید باقری:

اگر خیلی خلاصه بخواهم به این سوال جواب بدهم باید بگویم که رهبری فرقه به هر نحو ممکن که می شد، میبایست نیروها را در تشکیلات نگه میداشت و آنها را امیدوار می کرد و با وعده های تو خالی این امید را می خواست در دل نیروهایش زنده نگهدارد. یکی از این وعده ها این بود هر سالی که شروع میشد آن را سال سرنگونی یا آمادگی برای سرنگونی می نامید! البته این تنها وعده ای بود که دل نیروهایش را خوش میکرد ولی من بعد از چندین سال دیدم که اینها سرابی بیش نیستند چون میدیدم هیچکدام از تحلیلهای آب دوغ خیاری درست از آب در نمی آیند.

مثلا سال ۷۱ بحث “جرقه و جنگ” بود و برای عملی کردن آن عملیاتهای نامنظم را در نقاط صفر مرزی از اواخر سال ۷۱ و در ادامه در سال ۷۲ شروع کردند ولی نتیجه نداد. سال ۷۶ هم عملیاتهای به اصطلاح “راهگشایی” شروع شد که سر نیروها را مشغول کنند که بازهم بی نتیجه بود در سال ۷۷ اعلام کردند که سال آمادگی برای سرنگونی است و شروع به آموزشهای تکراری و سرویس و تعمیر زرهی ها و جنگ افزارها کردند و همچنین مانورهای زرهی انجام میشد که آن هم برای سرگرم کردن نیروها بود.

نقطه نظرات سعید باقری (عضو جدا شده از فرقه مجاهدین) در مصاحبه با سایت نیم نگاه

در سال ۷۸ تا ۸۰ عملیاتهای داخله شروع شد که آن هم بیشتر به ضد خودشان تبدیل شد چون آن عملیاتها، عملیلتهای تروریستی تلقی میشد و این بیشتر وجهه خودشان را خراب می کرد.

خلاصه منظور از بیان این تاریخچه این است که رهبری فرقه با هر وعده و وعیدی فقط قصد داشت نیروها را در فرقه نگه بدارد و از ریزش آنها جلوگیری بکند و اینکه وقتی تحلیلها هم غلط از آب در می آمد مقصر خود نیروها بودند چون با جان و دل کار نکرده بودند و در این رابطه رهبری تقصیری نداشت و این روال کار فرقه بود. چون بتی که از رهبری ساخته شده بود نمی توانست ترک برداشته و شکسته شود.

یعنی انتقاد از رهبری فرقه یعنی مسعود رجوی “مرز سرخ” بود و خود رهبری هم که تاکنون حتی برای یکبار هم که شده، نتوانسته از خودش و از کارهایش در مقابل نیروهایش و مردم ایران انتقاد کند و جوری رفتار کرده که انگار همیشه مورد ظلم واقع شده و مظلوم و معصوم می باشد!!

لینک های مرتبط :

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت چهارم

مصاحبه با نصیر حیدری (عضو سابق فرقه مجاهدین) ـ تشویق به خودسوزی اعضای مجاهدین ـ قسمت هشت

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ خیانت فرقه رجوی ـ قسمت نهم

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت هفدهم

 

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=32349

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

نشست کارشناسی ایران و ۱+۴، چهارشنبه در اروپا ... سازوکار ویژه مالی اروپا حتماً عملی می‌شود

نشست کارشناسی ایران و ۱+۴، چهارشنبه در اروپا … سازوکار ویژه مالی اروپا حتماً عملی می‌شود

نشست کارشناسی ایران و ۱+۴، چهارشنبه در اروپا … سازوکار ویژه مالی اروپا حتماً عملی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *