هنر و سینما
227 بازدید
انقلاب مصر ، میدان تحریر و قدرتي سرکوبگرتر از هميشه

انقلاب مصر ، میدان تحریر و قدرتی خشن تر و سرکوبگرتر از همیشه

مطالعات سیاسی

مصری ها در ٢۶ مارس برای انتخاب رییس جمهوری به پای صندوق رای فراخوانده شده اند. اپوزیسیون انتقاد می کند که نتیجه رای گیری از پیش معلوم است و هیچ نامزد نیرومندی حق رودررویی با رییس جمهوری کنونی، مارشال عبدالفتاح السیسی را نیافته است. رای گیری در شرایطی انجام می شود که امیدهای به وجود آمده براثر قیام ژانویه ٢٠١١ دود شده و به هوا رفته و مردم گرفتار بدی اوضاع اقتصادی و شدت عمل رژیم حاکم هستند.

در یک شامگاه دسامبر ٢٠١٧، در محوطه جلوی ساختمان «موگاما»، ساختمان اداری بزرگ سال های دهه ١٩۵٠ که توسط اتحاد جماهیر شوروی با سبک ویژه آن ساخته شده، گروهی از جوانان با جدیت به تمرین اسکیت برد در زیر چشم دو پلیس خیلی خوش اخلاق مشغولند. زوجهایی با سنین مختلف اینجا و آنجا روی دیواره های کوتاه سنگی نشسته اند و صحنه را تماشا می کنند. به نظر می آید که همه نسبت به صدای گوش خراش خودروها و گرد و غبار، که هیچ انقلابی برای غلبه بر آن کوشش نکرده، بی تفاوتند. زمانی که صدها هزارتن از مصریان شانه به شانه هم در این میدان بزرگ تحریر با فریاد «مبارک، بزن به چاک» یا «نان، آزادی، عدالت اجتماعی» رژیمی از نفس افتاده را سرنگون می کردند، بسیار دور به نظر می رسد.

دو سال ونیم پس از آن «انقلاب ژانویه»، چنان که امروز مصریان آن را می نامند، بدون آن که به روز (٢۵) یا سال آن (٢٠١١) اشاره کنند، در این میدان که به عنوان محل اظهار وجود مردم درآمده بود، تعداد بیشتری از مصریان خواهان کناره گیری محمد مرسی، عضو جنبش اخوان المسلمین و رییس جمهوری بودند که به صورت دموکراتیک انتخاب شده بود. برپایه کودتایی که برخواست بخشی از مردم تکیه کرد ، ارتش در ٣ ژوییه ٢٠١٣ قدرت را دردست گرفت. جریان مقاومت هوادار مرسی سعی کرد خود را سازماندهی کند ولی در حمام خونی که چند هفته بعد راه افتاد سرکوب شد: در ١۴ اوت ٢٠١٣ حدود ١٠٠٠ تن در میدان ربیه در قاهره کشته و درپی آن چندین هزارتن بازداشت شدند. یک سال بعد، در ماه مه ٢٠١۴، مارشال عبدالفتاح السیسی با رای ٩٧ درصدی به ریاست جمهوری رسید. پس از آن چه شد ؟ زندگی در قاهره چگونه می گذرد؟

میدان تحریر مصر

شبکه های تلویزیون در دستان رژیم

درنظر اول، اوضاع بدتر از پیش نیست. کافه های عمومی، که مردم برای ساعت ها کشیدن قلیان و تماشای فوتبال یا گفتگو درباره هیچ و همه چیز با دوستان به آنها می روند همواره پر است. کسانی که ترجیح می دهند به صورت مختلط – دختر و پسر – آبجویی بنوشند به بارهای واقع شده در ساختمان های اطراف می روند. می توان به سینما یا کنسرت رفت یا به تحسین آثار هنرمندان معاصر، به عنوان نمونه، در گالری «تاون هاوس» که نمایشگاهی عالی واقع در چندصدمتری میدان تحریر است پرداخت. میدان که دارای یک پارکینگ زیرزمینی فوق العاده و پرچم بزرگ مصر در آن در اهتزاز است، به نظر می آید که همه کار می کند تا زمانی را به فراموشی بسپارد که مردم درهمین محل خواستار سرنگونی دو رییس جمهوری شده اند. خیابان های اطراف میدان پاکیزه اند و وزارت کشور، که مورد نفرت انقلابیون است، محتاطانه به محلی دور در حومه شهر نقل مکان کرده است. بجز چند مامور راهنمایی با پیراهن های آبی و دفتر برگ های جریمه در دست، اثری از حضور پلیس به چشم نمی خورد. با این حال، در پاییز گذشته سازمان عفو بین الملل در گزارشی فضای سیاسی را مسموم و خطرناک توصیف می کرد: «وکلا، روزنامه نگاران، مخالفان سیاسی، هواداران، مدافعان حقوق بشر و هیچ صدای انتقادی از سرکوب شدید مقامات مصری در امان نیستند. مقامات به بازداشت، تعقیب یا زندانی کردن افراد تنها به دلیل استفاده ساده از حق آزادی بیانشان ادامه می دهند».

خانم میران ف.، زنی که ما با او و دوستانش در نزدیکی میدان تحریر دیدار داشتیم با این نظر موافق نیست: «آیا من احساس می کنم که تحت یک نظام دیکتاتوری زندگی می کنم ؟ نه ، واقعا نه!». اوکه سی سال پیش در یک خانواده طبقه متوسط قاهره به دنیا آمده، پدرش مهندس و مادرش خانه دار است. «البته» او در انقلاب سال ٢٠١١ و سپس در تظاهرات مردمی سال ٢٠١٣ شرکت داشته است: «مادر من طرفدار سرسخت سیسی است. او را تحسین می کند. پدرم از سیسی انتقاد می کند و باور دارد که او نمی داند چگونه اقتصاد را به راه اندازد و از زمانی که سر کار است گرانی خیلی افزایش یافته است. من حد وسط آن دوهستم. او را تحسین نمی کنم اما فکر می کنم وارث یک وضعیت اقتصادی فاجعه بار بوده و دارد سعی خود را می کند». و درمورد سرکوب، افراد زیادی که زندانی شده اند او را ناراحت نمی کند ؟ «چرا، کمی. اما در میان زندانیان افراد تروریست نیز هستند. و بعد، سیسی باید بداند که چه می کند. به محض آن که وضع بهتر شود، آنها را آزاد خواهد کرد». درهرحال، خانم ف. و دوستانش از صحبت کردن درباره سیاست در کافه های کنار خیابان، که به رغم صدای ممتد خودروها، فرد ناشناس نشسته سر میز کناری می تواند همه چیز را بشنود، بیم ندارند. دوستش احمد ت. می گوید: «حتی روی فیسبوک، من ابایی از انتقاد از دولت و حتی رییس جمهوری ندارم ! و هرگز از این بابت نگرانی نداشته ام. به هر حال، مسئله واقعی نه آزادی، بلکه پول است و امروز همه از بحران اقتصادی رنج می برند».

جنبش مدنی مردم مصر

در ورای مطالب متفرقه گردآوری شده در دیدارهای اتفاقی، که عقاید به اندازه اعضای خانواده خانم ف. متفاوت است، دانستن این که نظر مصریان درباره این رژیمی که برای جلوگیری از تظاهرات دست از شدت عمل برنمی دارد چیست دشوار است. مارشال السیسی در ماه ژانویه در هشداری خطاب به شخصیت ها و حزب های اپوزیسیون که برای تحریم انتخابات ریاست جمهوری در پایان ماه مارس فراخوان داده بودند با خشم گفت: «کسانی که چیزی از مفهوم “حکومت” نمی دانند، می خواهند مداخله نموده و حرف هایی می زنند. این غیر قابل قبول است». مخالفان این انتخابات را به دلیل بازداشت ها و جلوگیری کم وبیش با اِعمال زور شرکت شماری از رقیبان رییس جمهوری «مضحکه ابلهانه» توصیف می کردند. آقای السیسی در ادامه سخنان خود گفت:«ما ثبات و امنیت را تامین می کنیم، درغیر این صورت فروپاشی خواهد بود. من کسی را تهدید نمی کنم. آنچه که هفت سال پیش رخ داد، دیگر در مصر تکرار نخواهد شد».

درمورد یک چیز یقین است: ویژگی فضای سیاسی حاکی از بازگشت زورمندانه نظامیان در همه حوزه های قدرت به ویژه در اقتصاد است. توفیق اکلیماندوس، مدرس دانشگاه قاهره یادآوری می کند که: «ارتش مدت زمانی طولانی تصویری مثبت داشت. غلط یا درست کمتر از پلیس فاسد به نظر می آمد، بیش از دستگاه های اداری مدنی کارآمدی داشت. ارتش بیانگر خواست مردم است. در مصر همه یک فرد نزدیک یا آشنا در ارتش دارند». او درمورد این که مردم درباره رییس جمهوری چه فکر می کنند می گوید: «به هرحال انجام هرگونه نظرسنجی واقعی درباره او ممنوع است» و ادامه می دهد: «ما باید به نشانه های خوشبینانه قناعت کنیم. ازاین منظر، تقریبا یقین به نظر می آید که ستایشی که در سال های ٢٠١۴ – ٢٠١٣ رییس جمهوری السیسی را به قدرت رساند، به ویژه پس از حمله هواپیمای روسی در سال ٢٠١۵ به شدت کاهش یافته ولی هنوز پایگاهی مستحکم دارد».

رژیم برای حفظ حدی کافی از نظرات مساعد، ابزاری خیلی نیرومند در اختیار دارد: این ابزار رسانه ها و به ویژه پرطرفدار ترین آنها یعنی تلویزیون است. در دوره ریاست جمهوری حسنی مبارک و سپس در سال های پس از انقلاب، شبکه هایی تلویزیونی به وجود آمد که برنامه های های گفتگوی خیلی پرطرفداری داشتند و به بحث درباره مسایل واقعی جامعه می پرداختند. همه اینها از بین رفته است. امروز همه این شبکه ها در دست رژیم و دوستان آن است. درمورد رسانه های نوشتاری نیز، شاید به استثنای روزنامه المصری الیوم – روزنامه ای که در ١٢٠ هزار نسخه منتشر می شود – وضع به همین منوال است واین برای جامعه ای است که جمعیت آن تازگی از مرز صد میلیون تن فراتر رفته است. دعا العادی، یکی از کاریکاتوریست های این روزنامه می گوید: «این درست است که ما در کارمان مستقل هستیم، اما محدودیت هایی وجود دارد. به علاوه، این محدودیت ها بد تبیین شده و این امر کار مرا پیچیده تر می کند. هر موضوعی می تواند موجب خشم رژیم شود. من سعی می کنم خود را سانسور نکنم، اما می دانم که این کار را می کنم». به عنوان مثال، حتی فکر کشیدن کاریکاتور رییس جمهوری را هم نمی توان کرد. درعوض، در نوامبر ٢٠١٧ او طرحی را منتشر کرد که جوانان مصری را در زندان نشان می داد و این در زمانی بود که رییس جمهوری السیسی یک همایش بین المللی جوانان در شرم الشیخ را افتتاح می کرد. اوادامه می دهد: «من مشکل عمیق تری دارم. به محض آن که موضوع خیلی حساس باشد، هیچ روزنامه ای حتی روزنامه خودمان درباره اش حرف نمی زند».

این سانسور به قدرت حاکم امکان داده که ترس از جاسوسی بیگانه را در ذهن ها ترویج کند. خالد الخمیسی، نویسنده یک مجموعه داستان به نام «تاکسی» (٢٠٠٧) و بعد رمان «کشتی نوح» (٢٠٠٩) (۶) توضیح می دهد که: «بر صفحه های تلویزیون و در روزنامه ها همواره یک کارآگاه پلیس هست تا توضیح دهد که ایالات متحده و متحدان اروپاییش برای سرنگونی رژیم مبارک از جامعه مدنی مصر حمایت کردند یا این که یک توطئه مشترک آمریکایی – صهیونیستی درصدد است بخشی از صحرای سینا را به فلسطینیان بدهد ولی خوشبختانه رییس جمهوری السیسی موفق شده این توطئه ها را خنثی نموده و مصر را نجات دهد!» و این امر کارساز است. کافی است عکس هایی از داخل اتوبوس از پشت شیشه گرفته شود تا ظرف چند لحظه یک مسافر فرمان قطع «فوری!» عکس برداری را بدهد. چرا؟ «این یک مسئله امنیت ملی است!».

اخوان المسلمین مصر

اخوان المسلمین از چشم انداز سیاسی پاکسازی شده

در چنین وضعیتی، فضای ابراز مخالفت بی نهایت محدود شده است. سازمان های مصری دفاع از حقوق بشر از «۶٠ هزار زندانی سیاسی» سخن می گویند و تصریح می کنند که تعیین ارقام قابل اعتماد غیرممکن است. شمار زیادی از افراد پس از بازداشت با تودیع وثیقه آزاد شده اند. بیشتر اینها وابسته به اخوان المسلمین یا تنها مظنون به هواداری از مرسی هستند. هواداران انقلاب نیز به این جمع افزوده می شوند. کمیسیون مصری حقوق و آزادی ها (ECRF) مسئله ۴٠ ناپدید شده درهرماه را مطرح می کند. اخوان المسلمین که در طول چند دهه تنها نیروی اپوزیسیون بوده، به معنای واقعی کلمه هم به خاطر سرکوبی که متحمل شده و هم براثر درگیری های داخلی خود، از چشم انداز سیاسی پاکسازی شده است. هزاران تن از آنها به ترکیه پناهنده شده اند. فتحیه عمال عباسی که در مرحله پایانی نوشتن پایان نامه دکترایش در مورد اخوان المسلمین است می گوید: «آنهایی هم که در مصر مانده اند اگر در زندان نباشند زندگی شبح وار دارند. آنها نوع لباس پوشیدن وحرف زدن خود را تغییر داده اند و «اوسرا» نشست هایی هفتگی که اعضاء مقید به شرکت در آنها بودند تعلیق شده است. عده زیادی هم که با رهبران این جریان مخالفند از سازمان فاصله گرفته اند». به نظر می رسد که چند تنی نیز به سازمان های تروریستی پیوسته اند، اما مقامات که هر مخالفی برایشان یک «تروریست» است، از این پدیده، بدون آن که هیچ تحقیقی انجام شده باشد با بی شرمی استفاده ابزاری می کنند.

درمورد هواداران سال ٢٠١١، که موتور انقلاب بودند، به نظر یوسف الشازلی، کارشناس سیاسی فرانسوی- مصری«گروهی در آغاز چند هزار تنی بودند که گرد آنها گروه بیشتری جمع شدند بدون آن که هرگز یک سازمان سیاسی یا حزب تشکیل دهند» و غالب آنها هرگونه فعالیت سیاسی را کنار گذاشتند. برخی در زندان هستند، شماری دیگر زندگی در خارج را برگزیدند و بسیاری یک دوره افسردگی را پشت سر گذاشتند. منصوره عزالدین، روزنامه نگار ادبی نشریه«اخبارالادب» و نویسنده یک رمان لطیف درباره ضرورت نوشتن به نام «بلندی زمرد» می گوید: «خیلی دردناک است که در چیزی به بزرگی انقلاب مشارکت کرده باشی، درحد خیلی زیاد رویای تغییر چهره کشورت را درسر پرورانده باشی و سرانجام شاهد شکست خویش شوی». اودرحالی که در «کافه سوییس» (چیزی که روی نمای کافه نوشته شده) در خیابان «عدلی» نه چندان دور از میدان تحریر و محل روزنامه اش نشسته ادامه می دهد: «من با خواندن و نوشتن و تمرکز درباره چیزهای کوچک زندگی دوام آورده ام. همراه با همسر و فرزندانمان به قاهره جدید، که از حومه های خیلی دوردست شهر است، نقل مکان کرده ایم. در آنجا این احساس را دارم که در فضایی دور از میدان تحریر زندگی می کنم».

محمد مرسی در زندان

هرگونه گردهمایی مهم ممنوع است

مشتی از انقلابیون پیشین به ادامه کار در سازمان های غیر دولتی (ONG) دفاع از حقوق بشر رو آورده اند. آقای مالک عدلی مسئول شبکه وکلای «مرکز مصری اقتصادی و حقوق اجتماعی» (ECESR)، که در سال ٢٠١۶ چهار ماه در زندان بوده از این جمله است. اومی گوید: «ما مورد آزار پلیس هستیم، بیشترمان حق خروج از این منطقه را نداریم. ما در معرض تعلیق محاکمه به اتهام دریافت پول از بیگانگان و “تجاوز به امنیت حکومت” قرارداریم و خطر دهها سال زندان تهدیدمان می کند، اما به مبارزه ادامه می دهیم». این ممنوعیت دریافت کمک مالی از خارج، که مقامات از آن به عنوان مبارزه ضروری علیه «دست خارجی» نام می برند، به صورت ابزاری برای ازبین بردن سازمان های مخالف درآمده است. این امر بر فضاهای فرهنگی نیز اثر می گذارد. وزارت فرهنگ که هیچ یارانه ای توزیع نمی کند، خود سال هاست عادت کرده که با دریافت کمک های خارجی کار کند. اکنون این وزارتخانه یا باید منابع مالی دیگری پیدا کند یا درش بسته می شود. در ماه مه ٢٠١٧، قانون جدیدی درباره سازمان های غیردولتی تصویب شد که این خطر را دربر دارد که آخرین سازمان های هنوز فعال در این عرصه را نیز ازبین ببرد: فزون بر ممنوعیت دریافت پول از منابع خارجی، هریک از این سازمان ها اکنون باید درخواست جدیدی برای ثبت خود در یک کمیسیون که اعضای آن نظامیان هستند بدهد.

خانم اسرع عبدالفتاح، که در زمان انقلاب به عنوان «دختر فیسبوک» شناخته شده بود هم از این وضع ناراضی است: «من ١٨ روز از سال ٢٠١١ (از ٢۵ ژانویه تا ١١ فوریه یعنی روز کناره گیری حسنی مبارک) را در یک آرمانشهر باشکوه زندگی کردم. ولی ما کودن بودیم. کودن برای آن که وعده های دموکراسی مرسی و سپس السیسی را باور کردیم و امروز وضعیت از زمان مبارک هم بدتر است. گاهی ، فکرمی کنم که هیچ امیدی نیست و سیسی برای همیشه خواهد ماند. اما اگر دست از باورم بکشم به همه کسانی که کشته شده یا در زندانند خیانت خواهم کرد».

به رغم قدرت ظاهری – رسانه های تحت کنترل و اپوزیسیون از بین رفته – به نظر می آید رژیمی که آقای السیسی تجسم آن است ترسی عمیق از مردم دارد. کریمه ه. یک جامعه شناس فرانسوی که مدتی طولانی است در قاهره اقامت دارد و با ذکر «احتیاط شرط عقل است» می خواهد ناشناس بماند می گوید: «قدرت حاکم که هراسی وسواس آمیز از یک “میدان تحریر تازه” دارد، هرکاری می کند تا جلوی خیزش جامعه را بگیرد». هرگونه تظاهرات و گردهمایی کمی مهم به شدت ممنوع است. در اطراف همه وزارتخانه ها و بانک مرکزی مصر، به بهانه «خطر تروریستی» دیوارهای بتونی به ارتفاع ۴ متر کشیده شده و سربازهای مسلح از ورودی آنها حفاظت می کنند. هر جمعه، روز تعطیلی که معمولا تظاهرات بزرگ برگزار می شود، پلیس هایی با کلاهخود و چکمه دربرابر ٧ خیابانی که به میدان تحریر منتهی می شود گماشته می شوند و کامیون های ضد شورش در اطراف به حالت آماده باش موضع می گیرند. در دوسال اخیر تنها دو تظاهرات در جاهایی دیگر از شهر برگزار شده است: یکی علیه انتقال مالکیت دو جزیره کوچک و غیرمسکون تیران و سنافیر در دریای سرخ به عربستان سعودی در آوریل ٢٠١۶ (٩) و دیگری علیه تصمیم آقای دونالد ترامپ درمورد به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسراییل در آغاز دسامبر ٢٠١٧. تصمیمی که انتقاد همه مصریان که نسبت به مسئله فلسطین خیلی حساس هستند را برانگیخت. اما، در پایان گردهمایی برخی شعار دادند: «نان، آزادی، سرنگون باد رژیم!». اخلال گران بلافاصله به زندان افکنده شدند. در آغاز فوریه، ١٧ تن به خاطر انجام تظاهرات علیه نامزدی آقای السیسی در انتخابات ریاست جمهوری به حبس ابد محکوم شدند.

در بحث های عمومی بسیاری از تابوها شکسته شده است

البته، انجام بحث سیاسی در میان دوستان مانند خانم ف. امکان پذیر است. برای نیازهای این تحقیق تعداد زیادی گفتگو بدون برخورد با مشکل انجام شد. اما محدودیتی وجود دارد که از آن نباید عدول کرد و آن تماس با افراد ناشناس و واداشتن آنها به انتقادکردن از رژیم است. ما با آقای محمود س. نزدیک خانه اش در عین شمس، یکی از محلات فقیرنشینی که در قاهره ٢٠ میلیونی رشد می یابد درفاصله یک ساعته از میدان تحریر دیدار کردیم: «من نمی توانم جلوی حرف زدنم را بگیرم. درکافه های محله خود بحث هایی برمی انگیزم». این جوان حدود سی ساله بیکار که در تظاهرات سال ٢٠١١ شرکت داشته می گوید: «وضعیت بسیار اسفناک است. همه از گرسنگی رمق از دست داده اند. هیچ گونه آزادی نیست. اما، سه روز پیش دوستانم به من گفتند پلیس های لباس شخصی آمده و درباره من پرسش هایی کرده اند. من دوستی دارم که همین وضع برایش پیش آمد و اکنون در زندان است. این یک اخطار است، من از گفتگو با هر کسی خودداری خواهم کرد».

با اخطارهایی از این دست است که حکومت می کوشد مردم را در حالت آزادی تحت نظر نگهدارد و جلوی هرگونه تلاش برای شورش را بگیرد. با آن که گفتگوآزاد است، اما شمار زیادی از مخاطبان ما تصریح کردند که: «این مطلب را ننویسید، زیرا مرا در خطر به زندان افتادن قرارمی دهد!». در محافل دانشگاهی مرگ جولیو ریجنی، پژوهشگر ایتالیایی در شرایطی تیره و مبهم، با ربودن او از وسط خیابان جنبه هشدار دادن داشت. بنابر گزارش خبرگزاری «رویترز» این مرد جوان توسط پلیس های لباس شخصی بازداشت و به یک پاسگاه پلیس پایتخت برده شده و سپس ناپدید گردیده و سرانجام پیکر شکنجه و مثله شده اش پیدا شده بود (١٠). مقامات مصری فرضیه های متعددی مانند آدم ربایی تبهکارانه بدفرجام یا جنایت جنسی را مطرح کردند که کسی چندان آنها را باور نکرد (١١). یک پژوهشگر فرانسوی که ناگزیر به صورت «مخفیانه» درمیان مردم تحقیق می کند می گوید: «اعم از این که این یک خطای تاسف بار پلیسی یا آدم کشی آمرانه باشد، ما همه بسیار محتاط شده ایم».

به رغم وضعیت ناامید کننده دربرابر فشاری که همه یک صدا آن را «بدتر از زمان مبارک» توصیف می کنند، همه شرکت کنندگان در «انقلاب ژانویه» می پذیرند که آن رویداد آثار مثبت «نازدودنی» در جامعه به جا گذاشته است. به نظر قدا عبدالعال، ٣٩ ساله و نویسنده کتاب مشهور «همایش خواستگاران»  در سال ٢٠٠٨: «انقلاب باعث شده که تابوهای بسیاری در بحث عمومی و گفتگوهای شبکه های اجتماعی شکسته شود. امروز می توان درباره روابط جنسی پیش از ازدواج، همجنس گرایی و تجاوز جنسی صحبت کرد و برخی از مقررات مذهبی و حتی خداباوری را زیر سئوال برد. دولت، که همچنان در این موارد خیلی محافظه کار است به اِعمال مجازات ادامه می دهد اما در جامعه بحث ها وجود دارد».

مارشال عبدالفتاح السیسی

«مردم کمتر خود را زیر نظر دیگران می بینند»

سه سال پیش، او به اقدام عملی پرداخت و آن را در صفحه فیسبوک برای بیش از ١٨٠ هزار مشترک خود منتشر کرد. او حجابی که از کودکی «به خاطر رعایت مقررات اجتماعی» داشت را ازسر برداشت. به نظر دکتر ژرژ سیف، که در سال ٢٠١١ در میدان تحریر پزشک داوطلب بود: «مردم کمتر خود را زیرنظر دیگران می بینند. حتی “بواب” نوعی سرایدار- جاسوس که در ساختمان ها رعب می پراکند، کمی از قدرتش کاسته شده است». به نظر خانم سارا محمد، هوادار انقلاب از نخستین ساعت ها، پیش از سال ٢٠١١: «هنگامی که مردم زنی را در حال کشیدن سیگار در یک کافه می دیدند، خودبه خود به او به چشم یک بدکاره می نگریستند. اکنون دیگر چنین نیست». امروز درخیابان یا در یک کافه اشخاص قربانی تخطی یک کارمند یا حتی پلیس جرئت می کنند «نه» بگویند و خواستار رعایت حقوق خود شوند. «این پیشتر غیرقابل تصور بود».

توضیح:

*بعد از چند دادگاه، آقای حسنی مبارک در مارس ۲۰۱۷ آزاد شد. آقای مرسی که مدتی به اعدام تهدید می شد، اکنون در حبس است و به ۴۵ سال زندان محکوم شده است.

لینک های مرتبط :

حمله به آزادی بیان

ژولیا کریستوا و تاملات فلسفی و سیاسی در باره «نبوغ زنانه: هانا آرنت»

معرفی کتاب: «هانا آرنت: آخرین مصاحبه و دیگر گفت‌وگوها» … نیندیشیدن خطرناک‌تر است

هانا آرنت و خوانش توتالیتاریسم

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=33248

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

ژوليا کريستوا و تاملات فلسفی و سیاسی در باره «نبوغ زنانه: هانا آرنت»

ژولیا کریستوا و تاملات فلسفی و سیاسی در باره «نبوغ زنانه: هانا آرنت»

ژولیا کریستوا، فیلسوف، منتقد ادبی، روانکاو و رمان نویس بلغاری-فرانسوی است. کریستوا بعد از انتشار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *