هنر و سینما
387 بازدید
مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ خیانت فرقه رجوی ـ قسمت نهم

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ خیانت فرقه رجوی ـ قسمت نهم

ادامه گفتگو با آقای عادل اعظمی

Sunday, January 28, 2018

آرش رضایی:

عادل جان علیرغم موضوعات و نکاتی که در گفتگوی ما تا این لحظه مطرح شد و ضرورت ادامه آن به نظرم جهت انسجام منطقی گفتگو باید لحاظ شود ولی دوست دارم گریز بزنم به یک موضوع و نکته ی دیگری که مدتهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است و احتمالا واکاوی و توضیح در باره آن برای مخاطبان سایت نیم نگاه و بخصوص نسل جوان و امروز ایرانی روشنگر و آگاهی بخش باشد. خیلی مایلم در باره جایگاه و خاستگاه اعتقادی و اجتماعی اعضای مجاهدین خلق صحبت کنیم اینکه آنها اغلب از چه سطح و میزان دانش و تحصیلات آکادمیک برخوردار هستند؟ و اینکه چه خصوصیات و ویژگی هایی دارند؟ شاید برای شما جالب باشد که تجربه ی من از سالها حضور در تشکیلات مجاهدین و سپس دنیای آزاد و مدرن و دنیای مجازی به شکلی مستمر بویژه از سال ۱۳۸۶ به بعد و تبادل نظر با اقشار مختلف اجتماعی و مواجه شدن با نسل تحصیلکرده و جوان جامعه ایرانی ، وجوه تمایزات و تفاوت های گاه بنیادینی را بین افرادی که در تشکیلات رجوی سالها زیسته و فعالیت کرده اند با نسل تحصیلکرده و جوان امروز جامعه مشاهده و حس می کنم. به عبارتی دقیق تر انگار نسل تحصیلکرده و جوان جامعه ایرانی از مجاهدین خلق بیزارند و در درک کاراکتر ، شخصیت ، روحیات ، سلائق و دستگاه اعتقادی و نوع نگرش آنان بشدت مشکل دارند. دوست دارم دیدگاه و نقطه نظرات شما را در باره موضوعی که ذکر کردم ، بدانم با توجه به اینکه شما نزدیک به ده سال پیش از مجاهدین جدا شده و در دنیای آزاد و عمدتا کشور انگلستان زندگی می کنید.

آقای عادل اعظمی:

سطح تحصیلات افراد سازمان شامل تمام سطوح تحصیلی می شود تقریبا شامل تمام قشرها و لایه های اجتماعی است. هرچند سازمان مدعی ست سطح میانگین تحصیلات سازمان بالاست این هم مثل تمام ادعاها و برآوردهای دیگر یک آمار غلط از واقعیت موجود است. بخش زیادی از لایه ی M جدید یعنی معاون بخش سازمان که بدنه اصلی سازمان را تشکیل می دادند از اردوگاه های عراق آمده بودند که سطح تحصیلات معمولی داشتند. البته کمی سازماندهی و نامگذاری ها اکنون عوض شده است. ولی در محتوا تفاوتی نمی کند و افراد تغییر نکرده اند و در بین این افراد که عموما سرباز زمان جنگ و یا درجه دار بوده اند به ندرت افراد دارای تحصیلات عالی می توان پیدا کرد. بعد از استقرار کامل در عراق و آتش بس و عملیات دیوانه وار فروغ بیشتر افرادی که به سازمان پیوسته اند از قشرهای محروم جامعه بودند و عموما تحصیلات چندانی نداشتند. بیشتر برای فرار از شرایط سخت معیشتی داخل کشور و فقر خانواده و همچنین برای کار و زندگی رویایی در اروپا و امریکا فریب رابطین سازمان را خورده و راهی عراق شده اند و یا از طریق ترکیه به عراق متنقل شدند.

نیروهایی که در عملیاتهای گردانی سازمان و پیش از عراق و دوران کردستان با سازمان بوده اند دو گروه هستند که البته یک دسته ی آنها افراد تحصیل کرده ای بودند که از همان دانشگاه ها در اوایل انقلاب جذب سازمان شدند و یک دسته دیگر میلیشیاهایی بودند که از دبیرستان ها و وقتی که دوران راهنمایی با سازمان کار و فعالیت می کردند و بعد از خرداد ۶۰ درس و مشق را رها کردند و تمام وقت شدند. البته سالها بعد در عراق و تشکیل ارتش کسانی هم بودند که از کشورهای اروپایی تحصیلات عالی را رها کرده و مثل صدها جوان دیگر فریب تبلیغات سراپا دروغ سازمان را خورده و به عراق آمدند این کلیت ی بود از شرایط تحصیلی و کلا تحصیلات در سازمان.

ولی موضوع اصلی در سازمان عقب ماندن افراد از جامعه و سطح روشنفکر و تحصیلکرده دانشگاه هاست. یک عقب ماندگی عمدی و محصور شدن برای سالها در یک شرایط اجباری. جالب این است که سطح روشنفکر و دانشگاهی جامعه با هر گرایش فکری که باشد در یک موضوع تماما متفق القول هستند. یک موضوع بسیار برجسته و یک خیانت نابخشودنی که در آن حتی مینیمم های سیاسی و حتی اخلاقی هم رعایت نشده است و آن حمایت نظامی و اطلاعاتی از صدام در جنگ ۸ ساله است.

خیانت مجاهدین خلق و همکاری با رژیم مستبد صدام حسین

سطح آگاه و تحصیلکرده دانشگاهها با هر عقیده و مرامی که باشند از منتقدین نظام جمهوری اسلامی گرفته تا حتی کسانی که با کل نظام و ولایت فقیه مخالف هستند این خیانت سازمان مجاهدین و بطور خاص رهبری این سازمان را هرگز نمی بخشند و تنها این یک خیانت کافی است که سازمان را همچنان که هست منفور عام و خاص می کند.

برایم خیلی جالب بود طی تمام سالهایی که بیرون از تشکیلات بوده ام و در دنیای آزاد ، در برخورد با افراد از هر سطح و لایه ای به محض اینکه می فهمند عضو سازمان بوده ام اولین تهاجمی که به من می شود این است که چرا واقعا شما زمان جنگ رفتید پشت صدام، و هر بار توضیح می دهم که من دیگر با آنها نیستم و جدا شده ام ولی با اصرار از من جواب می خواهند و می گویند بالاخره یک زمانی با آنها بوده ای، یعنی تمام خیانتهای دیگر مثل همسو شدن و همکاری با آمریکا و عربستان و و و در برابر این یکی رنگ می بازد و چون جنگ یک موضوع ملی بود واقعا نابخشودنی است. کلا تحصیلات دانشگاهی افراد یا کنش و واکنش با یک جامعه زنده می تواند پویایی آنان را حفظ کند و به اصطلاح افراد خود را بازسازی کنند و حفره ها را با تجربه های اجتماعی پر و کمبود ها را برطرف کنند. تحصیلات دانشگاهی یک آموزه تئوری است که با کتابها و نظرات و عقاید دیگر تقویت می شود و در بستر یک جامعه و در برخورد با اکتشافات و تحقیقات و آمار و ارقام تازه ـ پایه های آن محکم می شود.

دگماتیزم و ستیزه جویی در فرقه رجوی

اما تحصیلات در سازمان درست ۱۸۰ درجه عکس این جریان را طی می کند مثل یک فانوس که ذخیره سوخت آن روز به روز رو به اتمام است. نه تنها دانش و تحصیلات فرد از جائی تعذیه و تامین نمی شود بلکه هر روز و هر لحظه تحقیر و سرکوب هم می شود. هیچ بستر زنده و پویایی برای بروز شدن دانش فرد تحصیلکرده نیست و به دلیل شتاب بیش از حد مطالب آموختنی و تکنولوژی، فرد تحصیل کرده در سازمان هر روز عقب و عقب تر می رود یعنی جوشش و پویایی که نیست هیچ، فشار و تحمیل و تحقیر هم هست. افراد گاهی زیر فشار مضاعف هم قرار می گیرند به خاطر تحصیلات بالایشان. چون تحصیل به نوعی روشن بینی و تعقل و تفکر به همراه دارد که برای تشکیلات مجاهدین مثل سم هست. تحصیلات چون و چرا به دنبال دارد و تشکیلات چون و چرا را نمی تواند تحمل کند سوال را نمی تواند تحمل کند و تنها اطاعت مطلق طلب می کند. به همین خاطر به هر شیوه ای که بتواند فرد تحصیلکرده را تا اعماق فرو می برد و از لحاظ شخصیتی خرد می کند.

یادم هست فردی توی قرارگاه ما بود به نام محمدعلی سینکی ـ این فرد فارغ التحصیل رشته فیزیک اتمی بود از یکی از دانشگاه های معتبر آمریکا. از آمریکا هم آمده بود قدی بلند و تکیده داشت و کمی خمیده راه می رفت خیلی هم مودب و مهجور و خجالتی بود. این را به عمد مسئول بند رخت و توالتهای قرارگاه کرده بودند که باید نظافت می کرد البته من شخصا احترم زیادی قائل هستم برای تمام کسانی در هر کجا هستند که چنین شغلی دارند و اتفاقا در این سالهای زندگی در اروپا متوجه شدم به دلیل فرهنگ بالای این کشورها و بخصوص انگلیس احترام ویژه ای برای این افراد و کلا افرادی که در شهرداری و نظافت شهر کار می کنند قائل هستند و به دیده ی تکریم و احترام نگاه می کنند.

اینجا منظور من از تحقیر عمدی هست که تشکیلات دارد با سپردن چنین کارهایی برای به گور سپردن دانش و آموخته های افراد و تحصیلات و پیشینه آنها، و در خیلی از نشست ها هم خود مسعود رجوی محمد علی سینکی را صدا می زد و می گفت کجایی سینکی؟ و سینکی هم آرام ته سالن بلند می شد، بعد رجوی می گفت به تمسخر: من انرژی هسته ای می خوام؟ سینکی شنیدم داری اورانیوم غنی می کنی؟ اشاره ای بود به مسئولیتش که نظافت توالت ها بود و این خیلی دردناک بود اینطور در جمع فرد را کامل خرد و نابود می کنند.

چون سازمان در واقع نفر تحصیلکرده نمی خواهد و اصولا نیازی هم ندارد زیرا نیرویی که تحصیلات دانشگاهی دارد و تحصیلکرده است به سختی می تواند قوانین ضد انسانی یک تشکیلات فرقه ای را تحمل کند معمولا به دلیل تفکر و تعقل و استفاده از منطق انسانی سخت می پذیرند و این را تشکیلات و سازمان خوب می دانست. یادم هست در نشستی بحث روشنگری بود و مسعود گفت: ما اصولا روشنفکر به مفهوم جامعه عادی نداریم و نمی خواهیم که داشته باشیم.

پروفسور یروند آبراهامیان: سازمان مجاهدین همه صفات یک فرقه را دارد

هر روشنفکر به دلیل کار مطلق فردی ، خودش بالقوه یک قطب هست در برابر سازمان ، یک چوب است لای چرخ تشکیلات، یعنی فرقه رجوی علم و دانش و فکر باز و آزاد را پدیده ای ضد تشکیلاتی معرفی می کرد و واقعا هم بود. فکر آزاد هرگز خفقان و سرکوب ضد بشری تشکیلات را نمی تواند بپذیرد مگر اینکه تحقیر و سرکوب شود و بند ناف تعذیه علمی اش از جامعه بریده شود که زندان و غار اشرف این مهم را برای تشکیلات رجوی محقق کرد. همه با هم عقب ماندیم و از دنیا و قشر روشنفکر و دانشگاهی خیلی بیشتر عقب افتادیم.

از طرفی به دلیل همان خیانت بزرگ تشکیلات رجوی (همکاری با رژیم مستبد بعثی صدام در کشتار شهروندان و سربازان ایرانی) منفور ابدی هم هستند هر چند موضوع بحث نیست. اوضاع اخیر ایران و تظاهرات ها ولی برایم خیلی جالب بود ، جدا از اینکه تظاهرات مسالمت آمیز را در هر کجای دنیا حق مردم می دانم و اتفاقا نیاز یک جامعه است برای بازسازی خود. ولی نکته ای که خیلی برایم جالب بود در تمامی این تظاهرات ها و در تمام شهرها حتی یک کلام اسمی از این گروه و فرقه برده نشد و به نوعی به زبانی مردمی به منفوریت این تشکیلات عقب مانده مهر تایید زد. از بچه ی شاه دیکتاتور مخلوع اسم برده شد ولی دریغ از یک نام از این جماعت منفور. تمام رسانه ها و فضای مجازی و تمام احزاب و گروه ها و گرایش های فکری متفاوت یک جمله را مشترکا تکرارکردند و تکرار شد خطاب به مریم و مسعود رجوی : «تو خفه شو».

برای خودم خیلی جالب بود یک صدا از تمام طرف های درگیر برخاست “رجوی تو خفه شو” ، این نشان منفوریت عمیق این ایدئولوژی و فرقه هست بخصوص در بین سطوح تحصیلکرده و فرهیخته. جامعه امروز ما و تیپ روشنفکر و دانشگاهی ایران به سال نوری از افکار بسته و فرقه ای فاصله گرفته اند و بشدت از این نوع نگرش تک بعدی که بر پایه یک ایدئولوژی منحط بنا شده است بشدت متنفر هستند. رفتار و عملکرد های سازمان سالها با جامعه ی جوان و پویای امروز فاصله دارد و برای قشر آگاه غریب و بیگانه هستند، و حتی در چهارچوب بررسی و شناخت یک فرقه بسته و عقب مانده قابل تحمل نیستند و دلیل اصلی دافعه شدید نسل جوان و دانشگاهی امروز از سازمان این است که این نسل ـ خیانت را نمی بخشند و فراموش نمی کنند. به دلیل شناخت درست نسل پیشتاز و دانش آموخته و دانش جو از زوایا و تاریکی های تو در تو و بسیار پیچیده ی فرقه ای تشکیلات رجوی از حتی نزدیک تر شدن به آن هم می هراسند که مبادا غباری از این همه سال انحطاط و فرومایگی سیاسی و عقیدتی روی آنها بنشیند.

ادامه دارد…

لینک های مرتبط :

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عادل اعظمی (عضو جدا شده از مجاهدین خلق ـ ساکن انگلستان) ـ نفی و انکار فردیت و اراده آدمی ـ قسمت هشتم

مریم سنجابی (عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت): “عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)” شکست بزرگ تاریخی فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده در نشست ضیافت اندیشه: بزرگ‌ترین خیانت منافقین به ایران، هم‌پیاله‌شدن با صدام بود

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت پنجم

نقطه نظرات انتقادی جداشدگان در رابطه با ماهیت فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه ستیزه جوی مجاهدین ـ قسمت شانزدهم

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=31666

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

پژوهشگر مطالعات تروریسم: استفاده از تئوری «زیستن در شکاف» توسط سازمان منافقین علنی شد ... پیوند عمیق با ریاض علیه تهران

پژوهشگر مطالعات تروریسم: استفاده از تئوری «زیستن در شکاف» توسط سازمان منافقین علنی شد … پیوند عمیق با ریاض علیه تهران

ارزیابی ریشه‌های ناآرامی‌های دی ماه ۹۶ از نگاه صاحب‌نظران گفت‌وگو با «دکتر رضا حسینی» پژوهشگر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *