هنر و سینما
2,905 بازدید
نقد و بررسی کتاب ... کیمیاگر؛ عامه‏ پسندی از جنس آمریکای لاتین

نقد و بررسی کتاب … کیمیاگر؛ عامه‏ پسندی از جنس آمریکای لاتین

افسانه فرقدان

در مرور کتاب‌هایی که در دوره تاریخی جنجال زیادی با خود داشتند و نامشان با کتابخانه ایرانی پیوند خورده، در ادامه بررسی کتاب‌های عامه‌پسند بعد از آثار تازه به بازار آمده جوجو مویز و بامداد خمار، ضروری دیدیم که به کتاب پرحاشیه کیمیاگر که به‌دنبال خود کتاب‌های دیگری را به صدر کتاب‌های پرفروش ایران رساند، بپردازیم. پائولو کوئیلو این روزها در ایران نه نامی غریبه است و نه حتی چهره‏ای ناآشنا. هر کتاب فروشی، هر کتابخانه‌ای مجموعه‌ای کاملی از آثار نویسنده برزیلی یعنی پائولو کوئیلو را در خود جای داده است. پائولو کوئیلو با کیمیاگر به ایران آمد، در میانه دهه هفتاد؛ همان سال‏هایی که آثاری از نویسندگان ایرانی در محاق بود و کتاب‏فروشی‏ها خالی از نامشان و خواننده ایرانی یا آنها را به فراموشی سپرده بود یا از دسترسی به بخش قابل توجهی از کتاب‌های آنها محروم بود.

کیمیاگر، با ترجمه دل‏آرا قهرمان، به‌سرعت بین جوانانی که رمان‏های عامه ‏پسند را تازه زمین گذاشته بودند و سرگردان میانمایگی شده بودند، به شهرت رسید و خواننده ایرانی با فضای مه‏‏آلود و تازه کیمیاگر مجذوب عرفانی خاص شد. فرهنگ و اندیشه ایرانی با سابقه طولانی عرفان تنیده شده به ادبیات و موسیقی و هنر و حتی فلسفه‏ اش همیشه آماده پذیرش فضاهایی فرا‌زمینی و تأیید درون‏گرایی ذاتی خود است. روح همواره عرفان‌زده انسان شرقی به‌دنبال بازگشت به فضایی است که قسمت اعظم ادبیات و تاریخ او را ساخته است. خواننده ایرانی با اشکال مختلف عرفان بیگانه نیست به شهادت چندین قرن حاکمیت مطلق عرفان بر شعر و ادبیات ایران. بنابراین، خودیاری قهرمان (و نه شخصیت) کیمیاگر، با فضای آرام و جادویی و متکی به خود، ذهن شرقی ایرانی را تحت‏ تأثیر قرار داد.

Paolo quillo

کیمیاگر در میان گروه قابل توجهی از تحصیل‏کردگان دانشگاهی بر سر زبان‏ها افتاد و به‏ عنوان کتابی محبوب دست به دست شد و سال ۱۳۷۶ رتبه نخست پرفروش‏‏ ترین کتاب ایران را به خود اختصاص داد و سال ۱۳۷۹، یعنی سه سال بعد از آشنایی ایرانیان با او، پائولو کوئیلو به ایران آمد تا میان استقبال گرم ایرانیان و همراهی وزیر‌ وقت ارشاد و بسیاری بازیگران و نویسندگان سرشناس پای شهرتش را امضا کند و البته نخستین نویسنده‏ غیرایرانی باشد که از ناشر ایرانی حق‌التألیف دریافت می‏کند و حق کپی ‏رایت را در کشوری بگیرد که حق کپی ‏رایت را هنوز هم به‏ رسمیت نشناخته است.

اما این نه آغاز ماجرا بود و نه پایان ماجرا؛ پیش از چنین فروش حیرت‏انگیزی در ایران، کیمیاگر در برزیل، زادگاهش و نیز در آمریکا و تمامی کشورهای اروپایی و استرالیا، رکورد فروش را شکسته بود. دو جایزه مهم ادبی از ایتالیا و یک جایزه ادبی از آلمان دریافت کرده بود. سفیر صلح در یونسکو شد و در فرانسه برای چهار سال متوالی و حتی با کتاب‏های بعدی‏اش در صدر پرفروش‏ترین‏ ها قرار گرفت و شرکت فیلمسازی برادران وارنر در هالیوود امتیاز کیمیاگر را از او خریداری کرد و او توانست رکوردی برای خود در کتاب گینس ثبت کند و پائولو کوئیلو دیگر همچون ستاره‏های پرطرفدار هالیوودی، به‌عنوان چهره‏ای شناخته شده، برای امضای کتاب‏هایش به سراسر دنیا سفر می‏کرد.

پائولو کوئیلو متولد ۱۹۴۷ در برزیل است و در مدارس عیسوی تحصیل کرده و یک معتقد کاتولیک است. از خانواده‏ای متوسط در برزیل بود و قرار بود وکیل شود؛ اما به سودای نویسندگی به تجربه‏گرایی روی آورد و در این سفرها و آزمون و خطاها، با کیمیاگری، جادو و فرقه‌های دینی و غیردینی آشنا شد و بودیسم، یوگا، هندوئیسم و تائوئیسم را تجربه کرد؛ اما هرگز پیرو جدی هیچ آیینی نشد. بنابراین مشتی از روی آب هر آیینی برداشت و بی‌آنکه به عمق حتی بنگرد یا سلوکی جدی و زمان ‏بر در هر کدام از مسلک‏ها داشته باشد، دست به خلق فضاهایی ساکن و بدون دینامیک زد. شخصیت‏هایی در خود فرورفته و در جستجوی سیر و سلوک برای یافتن خویشتن خویش و این درست همان چیزی بود که انسان تازه‌ وارد به قرن بیست‌و‌یکم نیاز داشت تا روایتی برای خود و از خود در میان هیاهوی پر‌ سر‌و‌صدای ماشینیسم بشنود.

رمان کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

پائولو کوئیلو با درایت و هوشمندی از پرداختن به هر‌گونه روایت‏ عاشقانه معمول رمان‏های عامه ‏پسند اجتناب می‏کند و بر آن می‏شود تا طرحی نو دراندازد و حرفی تازه بزند، آن هم برای مخاطب سرگردانی که میان آهن و فولاد و خاکسترهای پس از جنگ در گوشه‌گوشه جهان در جستجوی خویش است.

کیمیاگر که حاصل ۱۱ سال پژوهش او در علم کیمیاست، انسان اجتماعی را برای گریز از زخم‏ها و دردهای گریزناپذیر جهان مدرن به دنیای درون فرا می‏خواند و در استعاره‏ای شبیه مثنوی مولانا سفر به درون و رسیدن به روشنایی را پیش‏روی خواننده قرار می‏دهد. شخصیت‏های داستان‏های پائولو کوئیلو در قرنی که همه درگیر روابط پیچیده انسانی هستند، خط سیری ساده را طی می‏کنند تا از گزند انسان‏ها و ناگواری‏های جهان در امان باشند. پائولو کوئیلو در قرن بیست‌و‌یکم به غریزه تاریخی انسان پاسخ می‏دهد و انسان در نهایت به زمین آمده را دوباره به آسمان‏ها می‏برد. هنگامی که بسیاری از نویسندگان بزرگ قرن بیستم گام‌های بزرگی برای شناسایی انسان با تکیه بر فلسفه و روان‌شناسی برداشتند، کوئیلو نگاهش را به آسمان می‌گیرد و فارغ از هر اندیشه اجتماعی‌ای جهانی بریده شده و کاملاً انتزاعی می‌سازد.

اگر چه ممکن است قیاس کاملاً دقیقی نباشد؛ اما این نوع نگاه در قرن اخیر نظرگاه سهراب سپهری را به جهان به ذهن متبادر می‏کند، سهرابی که تحت ‏تأثیر عرفان بودایی از نور و فضا و نیایش گل و گیاه می‏گوید و گویی از جهان پردغدغه و مردم در حال‌ گذار از بحران سرزمینش بی‏خبر است.

پائولو کوئیلو هم از روان‏شناختی انسان معاصر چشم می‏پوشد و بدون داشتن چشم‏ انداز عمیقی به تمامی کنش‏ها و واکنش‏های مردم پیرامونش شخصیت‏هایی می‏سازد، بدون چالش و یک‌بعدی که راه گریز را در بازگشت به درون می‏بینند.

او نیز همچون سهراب تحت‏تأثیر سطحی عرفان شرقی جهان را فراموش می‏کند و با تمامیت مدرنیته آمیخته به زندگی انسان هم ‏عصرش بیگانه می‏شود و به ساخت قهرمانی تماماً سفید روی می‏آورد. اساسا شخصیت‏ پردازی در داستان‏های او ذهن را به واکاوی وا نمی‏دارد و متعاقب آن فضا و تصویرها نیز کاملا ساده و بدون پیچیدگی هستند؛ تصورهایی در هاله که گویی خواننده را در نوعی خلسه فرو می‏برند.

استعاره‏ای شبیه مثنوی مولانا سفر به درون و رسیدن به روشنایی

پائولو کوئیلو نویسنده‏ای پر‌کار است و ظرف مدت چند سال – نه چندان طولانی- آثار زیادی را به چاپ رسانده که همه کم‌و‌بیش در صدر پرفروش‏ترین‏ ها باقی ماندند؛ از جمله «مبارزان راه روشنایی» و «ورونیکا تصمیم می‌گیرد که بمیرد» و بسیاری آثار دیگر او. اما در تمامی آثار بعد از «کیمیاگر»، او دست به تکرار ضعیفی از خود ضعیفش می‏زند؛ پیرنگ، فضاها، تصویرها و شخصیت‏ها و همان استعاره بازگشت به خویشتن خویش با اندکی تغییر همان است که در کیمیاگر بود؛ تلاشی مذبوحانه برای ماندن با همان داستانی که در سراسر دنیا خواننده عام را با خود همراه کرد، بدون آنکه دست به خلق رمانی با ساختار و فرم متفاوت و جدی‏تر بزند. او هرگز نتوانسته در آثارش به سبکی جدی در فرم و خلق شخصیت‏هایی ماندگار دست یابد. رمان‏های وی حتی از داشتن تصویر محوری برای ماندگاری طولانی و عمیق در خواننده خالی است.

البته تا اینجا نمی ‏توان چندان ایرادی به این رمان‏ها وارد کرد؛ چرا که به هر حال این نوع از داستان حیات خودش و خواننده مخصوص به خودش را دارد. بدون تردید در سراسر دنیا خوانندگانی که جدی به ادبیات و جزئیاتش نگاه نمی‏ کنند فراوانند. اما شگفتی آنجاست که کیمیاگر در ایران و میان خوانندگان ایرانی‏ اش به‏ عنوان رمانی فاخر و تنها به صرف استفاده از مفاهیم سطحی عرفانی ادبیات کمالگرا محسوب می‏شود و البته زمانی بس دراز طول کشید تا سره‌شناسان داستان و ادبیات بتوانند بر فراز قله پائولو کوئیلو نقدی بزنند و ناسره بودنش را اعلام کنند.

در حالی که کیمیاگر و رمان‏های پس از آن در حال شکستن رکورد فروش در سراسر دنیا بودند، منتقدان برزیلی پیش از همه نقدهای تند خود را متوجه او کردند و او را نویسنده‏ای سطح پایین، با آثاری سطحی و ساده خطاب کردند. پائولو کوئیلو حتی نتوانست با وجود شهرت و فروش بالای آثارش، نظر منتقدان سرزمین خودش را نسبت به آثارش تغییر دهد. استقبال عام از داستانی عامه ‏پسند طبیعی و مورد انتظار است؛ اما اینجا باید یک پرسش جدی مطرح کنیم و آن اینکه چرا داستانی عامه‏ پسند در ایران فاخر تلقی می‏شود؟ آیا سطح عامه‏ پسندی در ایران آنقدر پایین است که کیمیاگر، نه داستانی برای نوجوانان و خوانندگان عام مانند تمام دنیا، که برای قشر دانشگاهی، جذاب و خواندنی می‏شود؟

لینک های مرتبط :

علاقه به خواندن «تاریخ عشق» به قلم نیکول کراوس و با ترجمه ترانه علیدوستی

انتقاد پائولو کوئیلو نویسنده شهیر برزیلی از رضا پهلوی جنجالی شد

 

 

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=31000

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

چهار قدم مانده به پاییز ـ شعری از فاطمه هوشیار

چهار قدم مانده به پاییز ـ شعری از فاطمه هوشیار

شاعر: فاطمه هوشیار ـ ساکن تهران ارسال به سایت نیم نگاه Wednesday, April 25, 2018 …

یک دیدگاه

  1. این ب نظرم نقد کتاب و داستان کیمیاگر نبود!بیشتر توضیحی ازنویسنده و فضاو تاریخی ک کتاب ب ایران پاگذاشته و اینکه چ تحولی ب وجود اورده بود.بود!!!:/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *