491 بازدید
حمیرا محمد نژاد عضو سابق مجاهدین خلق

موقعیت کنونی فرقه رجوی “سازمان مجاهدین خلق ایران”ـ معضل اصلی و انتخاب مسئول اول

حمیرا محمدنژاد (عضو جدا شده از فرقه مجاهدین، ساکن آلمان)

توضیح سایت نیم نگاه : مقاله با جرح و تعدیل در معرض دید مخاطبان گرامی سایت قرار می گیرد

بعد از انتخاب نوری المالکی در دور دوم به نخست وزیری عراق، رجوی غافلگیر شد چون به روی کار آمدن ایاد علاوی حساب کرده بود و شرایط شبیه به (دوران) حاکمت صدام حسین را در رؤیاهایش برای خود متصور می دید. اما مالکی بسیار مصمم بود که تشکیلات رجوی را ازعراق جمع کند. کشورهای زیادی هم اعضای تشکیلات را (به عنوان پناهنده) پذیرفته بودند و رجوی که می دانست به محض رسیدن اعضا به اروپا کسی در تشکیلات نمی ماند سرانجام به آلبانی راضی شد یا به بیان دقیق تر به وی تحمیل شد. اما همین کشور آلبانی با وجودی که در رده بندی دولت های فاسد قرار دارد تشکیلات سازمان توان سازگاری با شرایط آلبانی را ندارد و با گذشت حدود یک سال ، تعداد جداشدگان هر روز رو به افزایش است حتی تهدید به قطع کردن هزینه زندگی جداشده ها هم که در ژنو محمد سیدالمحدثین (بهنام) امضا کرده بود دردی درمان نکرد بلکه موقعیت جدا شده ها را محکم تر کرد.

براساس اطلاعات دقیق ترس سازمان از موقعیت کنونی که در آن قرار گرفته است و تعداد رو به افزایش جامعه جداشدگان در تیرانا به حدی رسیده که سران تشکیلات را به فکر چاره جویی جدی انداخته و به معضل روز سازمان تبدیل کرده است بطوریکه افراد رده بالای تشکیلات همچون عبدالله تهرانی با جداشدگان برخورد می کنند و مستمرا نفرات را برای ترک آلبانی تحت فشار قرار می دهند و حتی حاضر هستند مقداری از هزینه قاچاقچی ها را بپردازند در حالیکه استراتژی تشکیلاتی سازمان از سال ۱۳۷۴ این بود که حتی یک نفر هم نباید پایش به اروپا و دنیای آزاد برسد چون بنا به گفته لابی های سازمان در محافل اروپایی گفته می شود مشکل در پارلمان اروپا، رژیم نیست بلکه جداشدگان خودتان است که هرکجا ما می خواهیم اقدام کنیم آنها جلوی ما ظاهر می شوند.

سازمان

هم اکنون بنا به شواهد تعداد حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر در قرنطینه خروج در محیطی محصور در شمال تیرانا بدور از چشم و نظارت کمیساریای عالی پناهندگان نگهداری می شوند حتی مقامات دولت آلبانی هم خبر ندارند. تعداد حدود ۳۰ تن از زنان رده های بالا در یک پایگاه مخفی تر با تهدید ، تطمیع و ارعاب تحت مراقبت شبانه روزی بسر می برند. حتی (طرح) شورای رهبری به شورای مرکزی (از سوی مسئولین به منظور مانع شدن از ریزش نیرویی) و اینکه دختران جوانتر را در بر بگیرد، باز نتوانست از ریزش زنان جلوگیری کند و تبدیل شورای رهبری به شورای مرکزی (در واقع برای) همین هدف بود برای این که به دختران جوان این انگیزه را بدهد که تشکیلات را ترک نکنند چون تعدادی از مسن تر ها را با ترفندهای مختلف (در تشکیلات نگه داشته اند) و آنها با وجود گذشت سالیان پا به سن گذاشته و چشم انداز یک زندگی مشترک معمولی برای آنان متصور نیست اما برای جوانترها این ترفند کارساز نبوده و نخواهد بود.

برگزاری باصطلاح انتخابات و انتخاب زهرا مریخی به عنوان مسؤل اول و نرگس عضدانلو دختر محمود عضدانلو و شهرزاد صدر به عنوان یکی از معاونین مریخی هم در همین راستا بود که البته همه اینها در چند روز اخیر با فرار ۵ تن از زنان از رده های سنی مختلف و چند تن از مردان ـ همه طرح و برنامه های سازمان را نقش بر آب کرد و فلش فروپاشی را پر رنگ تر نمود و آلبانی را که در تشکیلات از آن به عنوان کشف برادر یا معجزه برادر یاد می کردند به عنوان آخر خط سازمان و تشکیلات نشان داد.

مجاهدین خلق

بد نیست اشاره ای هم به پدیده ای به نام انتخابات در تشکیلات سازمان شود.

موضوع انتخابات در سازمان مجاهدین بقدری با تشکیلات در تضاد هست که در یک نشست در سال ۱۳۶۸ مسعود رجوی در یک دیالوگ با محمود مهدوی معروف به محمود قائمشهر از وی سوآل کرد چرا ما در تشکیلات انتخابات نداریم در حقیقت این حرف رجوی به در بود که تخته بشنود چون تعداد زیادی از نفرات خارج کشور به تازگی وارد تشکیلات شده بودند و مسئله انتصاب های رجوی برایشان سوال شده بود.

 رجوی بحدی با انتخابات بیگانه بود که بدون هیچ توضیحی با بقول معروف بدون هیچ ملاحظه ای مقوله انتخابات را در تشکیلات خط بطلان کشید چون پشتیبان وی صدام در حاکمیت بود و نیازی به توضیح آنچنانی نداشت. رجوی (در آن نشست) خودش پاسخ به محمود قائمشهر داد و گفت اگر ما با انتخابات مسئولین را سر کار بیاوریم آنوقت ملاک می شود رضایت پایین ترها ـ و تو سعی میکنی رضایت نفرات زیر دست خودت را جلب کنی و نه بالاتر را ـ که البته منظور از بالاتر شخص خودش بود. اما سازمان از چه موقع یادش به انتخابات به شکل کوزه و گلدان افتاد.
در سازمان هیچ گاه هیچ انتخاباتی صورت نگرفته است در سالهای آخر حکومت صدام حسین در سال ۱۳۸۰در انتخاب مژگان پارسایی، رجوی وی را معرفی کرد و از همه خواست موافق و مخالف با بلند کردن دست، موضع خود را اعلام کنند حالا چه کسی در آن فضای رعب آور جرات داشت به کسی که رجوی کنار دست خودش نشانده رای مخالف بدهد پیدا کنید پرتقال فروش را؟ اگر هم رجوی می خواست پز دموکراتیک بدهد و چیزی نگوید مریم آرام نمی گرفت و اگر مریم را مسعود باصطلاح می خواست ساکت کند چماقدران شروع به فحاشی ، مارک زدن و ترور شخصیت می کردند. انتخاب مژگان پارسایی نیز به این دلیل بود که پاداشی برای اجرا و سازماندهی حملات مرزی و شهری در اواخر دهه هشتاد باشد.

۱- اولین انتخابات کوزه ای در انتخاب صدیقه حسینی رخ داد که در سالهای اول بعد از اشغال عراق توسط آمریکا بود چون افراد زیادی به کمپی که آمریکاییها برای جداشدگان اختصاص داده بودند به نام جیاتیف یا در اختصار تیف ـ فرار کرده بودند و آژانس های مختلف آمریکایی توانستند از نزدیک با شاهدان زیادی از جمله شاهدان شکنجه صحبت کرده و اطلاعات و ارزیابی دقیقی از مناسبات درونی سازمان جمع آوری کنند. حتی زندان قلعه هم که برای عدم کشف آن با خاک یکسان شده و روی آن ساختمان پیش ساخته جدیدی بنا شده بود را هم توانستند در همان محل مورد تحقیق قرار داده و از آن مطلع شوند.

۲- دومین بار در سال ۱۳۹۰ زمانی که نماینده دولت آمریکا به نام باتلر برای تخلیه اشرف در آنجا مشغول مذاکره بود بلافاصله (سران سازمان) در شروع مذاکره برای وی یک نوار از باصطلاح انتخاب زهره اخیانی  گذاشتند باتلر که شناخت دقیقی از سازمان و مناسبات درونی آن داشت به همین دلیل هیچ اعتنایی نکرد و تعجب هم کرد که نشان دادن این ویدئو چه ربطی به ماموریت وی دارد.

۳- سومین بار در سال جاری بود که تشکیلات رجوی از عراق جمع آوری و به آلبانی اخراج شد. اما این بار باید به چه کسی انتخابات نمایی شود؟ شورایی ها و بازنشسته ها یا مقامات سابق که همه حقوق بگیران خود سازمان هستند و تنها چیزی که برایشان مهم نیست انتخابات درون سازمانی است و آنچه که برای آنها مهم می باشد حقوق های چند ده هزار دلاری شان است. هوادارن هم که تعدادشان آنقدر اندک است که حتی در محاسبات خود سازمان هیچ نقشی ندارد تنها همان دویست سیصد نفری که برای پر کردن صف های اول در گردهم آیی سالانه پاریس بماند کافی ست. این بار (طرح و برنامه) برای جامعه آلبانی هست اما با وجودی که بسیاری از مقامات را با میهمانی ها و هدایایی که در پاکت تقدیم آنها می شود (جذب می کنند) طیف بسیاری از جامعه سیاسی آلبانی از سازمان دل خوشی ندارند که از این گروه تروریستی و خشن وحشت هم دارند با توجه به اینکه تعدادی حدود ۲۵۰ نفر هم اکنون در تیرانا از سازمان جداشده و مستقل زندگی می کنند این تعداد مستمرا در حال افزایش می باشند و جداشدگان در آلبانی شناخت بسیار دقیقی (از ماهیت تروریستی و افراطی مجاهدین خلق) به جامعه سیاسی آلبانی ارائه داده و می دهند.

لینک های مرتبط :

مجاهدین خلق و مردم آلبانی ـ مقاله ارسالی از آلبانی ، تیرانا

نامه سرگشاده خانم حمیرا محمد نژاد به خانم والری کروا خبرنگار رادیو فرهنگ فرانسه

نامه سرگشاده خانم حمیرا محمدنژاد (عضو جدا شده از فرقه مجاهدین خلق ، ساکن آلمان) خطاب به رسانه تاپ چنل در کشور آلبانی

مصاحبه با خانم حمیرا محمدنژاد (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن آلمان) ـ قسمت ششم

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=28814

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جواد فیروزمند

تلاش مذبوحانه فرقه مجاهدین برای پاک کردن گذشته

تلاش مذبوحانه مجاهدین برای پاک کردن گذشته تلویزیون «vizionplus» آلبانی در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *