387 بازدید
مصطفی رجوی

نویسنده : ب.ح (جدا شده از فرقه مجاهدین ـ ساکن تیرانا): فروشگاه چلچراغ!!!

نویسنده : ب.ح ـ جدا شده از فرقه مجاهدین ـ ساکن تیرانا ، آلبانی

Saturday, July 08, 2017

ارسال به سایت نیم نگاه

با سلام به خوانندگان عزیز

 در مقالات پیشین که به نشست های درون تشکیلاتی تحت عنوان “سرویس‌های تشکیلاتی” پرداختم به موضوعاتی اشاره کردم که دروغ‌های سرکردگان فرقه را برای همگان آشکار می‌کرد ولی در این فصل می‌خواهم به موضوع پرداخت پول سرانه به نفرات اشاره کنم و گریزی بزنم …

 در سال‌هایی که نازدردانه های مسئولین فرقه رجوی به ارتش (به اصطلاح آزادیبخش ملی)) آمده بودند و می‌بایست سران فرقه آنها را کنترل کنند تا هوای خارجه به سرشان نزند به این بچه‌های نازپرورده رسیدگی ویژه می‌شد و به اسم این‌که پدر یا مادرشان برای آن‌ها اجناسی می‌دهند مزایای زیادی برایشان قائل بودند تا این‌که با ادامه‌ی این وضعیت صدای همه درآمد و نفرات مدام می‌پرسیدند مگر این‌ها چه عنصر ویژه‌ای هستند که این همه خوراکی برایشان آورده می‌شود… فرقه هم از آنجایی‌که نتوانست این وضعیت را کنترل کند دنبال راهکار بود و به این منظور فروشگاه سرانه را دائر کرد تا دهان معترضین را ببندد.

چلچراغ

این فروشگاه بعدها به اسم چلچراغ راه‌اندازی شد که داستان‌های خودش را دارد و در مجالی دیگر به آن خواهم پرداخت. به این ترتیب از سال ۷٨ بود که برای هر نفر هزار دینار در نظر گرفته شد تا نفرات بتوانند مایحتاج خود را در حد محدود تأمین کنند که رفته رفته پول پوشاک و اقلام بهداشتی هم به آن مستمری ناچیز افزوده شد تا نفرات بتوانند خودشان پولی برای ملزومات و لباس‌های مورد نیازشان بپردازند.

اما در این جامعه‌ی بی‌طبقه‌ی توحیدیِ رجوی ملعون که تماما دروغ و کلاهبرداری بود چه مقدار پول پرداخت می‌شد؟!!!!!!!

هرکدام از نفرات اگر زندگی عادی مثل بقیه‌ی انسان‌ها داشتند به میزان ساعاتی که در شبانه‌روز کار می‌کردند اکنون همگی یک زندگی متوسط رو به بالا داشتند و بلکه برخی ممکن بود میلیونر شده بودند اما در فرقه رجوی اولا فرد هیچ ارزش انسانی نداشت و به او دقیقا مانند یک ابزار بی‌جان نگریسته می‌شد.

 بارها دیدم افرادی را که در حین کار مجروح شدند به‌گونه‌ای که قادر به ادامه‌ی کار نبودند اما رفتار سران فرقه غیرانسانی و غیراخلاقی بود و نه تنها هیچ توجهی به  فرد مجروح نمی‌کردند بلکه طلب‌کار او هم بودند که با بی‌احتیاطی سبب شده از دور کار خارج شود و به‌خاطر مجروحیت حین کار به‌جای توجه و درمان مورد حسابرسی و بازخواست شدید قرار می‌گرفت. بگذریم …

استثمار افراد در تشکیلات رجوی در قرارگاه اشرف

برای خرید از فروشگاه هم در این جامعه‌ی بی‌طبقه‌ی دروغین برای مسئولین مقادیر بیشتری پول در نظر گرفته شده بود. با احداث این فروشگاه سران فرقه قصد داشتند افراد معترض را که از نظر آن‌ها ضعیف و بریده تلقی می‌شدند کنترل کنند و بتوانند مدت بیشتری آن‌ها را در فرقه‌ی اهریمنی‌اشان نگه دارند. مسئولین به بهانه‌ی اینکه می‌خواهند به نفرات ضعیف جنس بیشتری برای نگهداری و پایبندیشان بدهند پول بیشتری دریافت می‌کردند. در واقع به اسم نفرات معترض و به رسم خودشان….

 من بارها شاهد بودم اتاق این آقایان و خانم‌های مسئول پُر بود از اقلام و اجناس مختلف که برای خودشان مصرف می‌شد؛ این‌ها می‌خواستند افرادی مانند “مصطفی رجوی” که نمی‌خواست در فرقه بماند و به‌دنبال خلاصی و رهایی بود را به این طریق در فرقه نگه‌دارند…

طی این سالیان در همین فروشگاه‌ها چه حق‌ها که خورده نشد، البته ناگفته نماند که برای اعضای شورای رهبری فروشگاه جداگانه‌ای در نظر گرفته شده بود و اقلامی که در آنجا عرضه می‌شد متفاوت و عالی بود و این‌هم جلوه‌ای دیگر از مظاهر بارز جامعه‌ی دروغین بی‌طبقه‌ی رجوی‌های خائن بود. دروغ در تمامیت فرقه فوران می‌کرد به‌خصوص در جاهایی ‌که مسئول بالا کم می‌آورند و چاره‌ای جز دروغ‌پردازی نداشتند به راحتی دروغ می‌گفتند و برای اثبات ادعای کذبشان به شهادت دروغ “اف قرارگاه” متوسل می‌شدند و او مجبور بود در جلسه برخیزد و بگوید خواهر مسئول راست گفته است. یادم به آن ضرب‌المثل افتاد  که به روباه می‌گویند چه کسی شاهد توست و او می‌گوید دمم!!!!!

 مجاهدین خلق در آلبانی

بقیه و بویژه این نفرات کم سن‌و‌سال تر که از جریانات پشت پرده خبر نداشتند و نمی‌دانستند در لایه‌های زیرین این سازمان دروغ بر روی دروغ انباشته شده‌است، با خود می‌گفتند چه مسئول خوبی!! ببین چگونه از خودش فاکت ارائه می‌دهد!!! اما ما خوب می‌دانستیم پشت‌پرده‌ی رجوی ملعون ففط دروغ و دغل خوابیده ‌است. هرچند فریب دیگران برایشان کاری نداشت اما چشم‌های ما به مرور باز شد و دیدیم چگونه به انحاء مختلف مانند همین پول توجیبی ـ که حق مسلم افراد بود ـ نفرات را به‌بند اسارت فیزیکی و ذهنی می‌کشیدند و تازه بر سر نفرات نگون بخت منت هم می‌گذاشتند…

این داستان ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

نشست‌های “سرویس تشکیلاتی” فضایی برای دروغ و دشنام به نیروها …

“کار انتفاعی” در جامعه بی طبقه توحیدی رجوی یا استثمار بیرحمانه کادرهای تشکیلاتی

سایه‌های شوم جاسوسان فرقه‌ی داعشی رجوی در تیرانا

عوام فریبی رجوی

زالو صفتی رجوی

نویسنده: ب.ح ـ یکی از جداشدگان فرقه رجوی ـ ساکن آلبانی: ناپدید شدن نفرات در فرقه رجوی ـ قسمت سوم

مناسبات و شرایط تحقیرآمیز و غیر انسانی در فرقه رجوی ـ قسمت دوم

سکوت سکته آور …

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=26761

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جواد فیروزمند

تلاش مذبوحانه فرقه مجاهدین برای پاک کردن گذشته

تلاش مذبوحانه مجاهدین برای پاک کردن گذشته تلویزیون «vizionplus» آلبانی در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *