780 بازدید
تروریسم

مجاهدین خلق و چرخه ی دوزخی خشونت و ستیزه جویی

نویسندگان : ماه منیر ایران پور (دانشجوی دوره دکترا در دانشگاه تهران) و آرش رضایی (مدیر سایت نیم نگاه)

فاشیسم (Fascism) به معنایی صریح و روشن انکار تفکر دیگری ست و نیز حذف نقطه نظرات و تراوشات ذهنی و تجربه های منحصر به فردی که دیگری یا دیگران با ما در میان می گذارند. مبانی و ریشه های گسترش فاشیسم متاثر از ایده ی “مطلق انگاری” و “خود حقیقت بینی” ست.  مطلق انگاری نوعی جنون و بیماری ذهن است و خود حقیقت بینی انعکاسی از جهل مرکب آدمی به تعبیر فلاسفه تاریخ.

فاشیسم

این معنا که در حیطه ی پدیده های انسانی و اجتماعی حقیقت مطلقی وجود ندارد و صرفا نقطه نظرات متفاوت وجود دارد. محصول تاملات عمیق آدمی و انباشت تجربه های وسیع و گسترده او در اشل تاریخی ست.

که در دنیای مدرن از آن به پارادایم “عقلانیت انتقادی” یاد می شود.

حقیقت ملک آدمیان نیست که ادعای مالکیت بدان داشته باشند. هرکدام از ما بهره ای از حقیقت داریم چون رویکرد و نظرگاه های ما متفاوت است. بنابراین در دنیای مدرن باید فرصت بیان دیدگاه های مختلف فراهم گردد و از مطلق اندیشی و اینکه خودمان را در رأس قله ی حقیقت بدانیم باید اجتناب شود.

با پارادیم تکثرگرایی که به آهستگی در دنیای مدرن جای خود را باز نموده و درحال جایگزین شدن با مطلق اندیشی است، باید فرصت بروز و ظهور به تمام اندیشه ها داده شود و برخی به حاشیه رانده نشوند.

در چنین پارادایمی دیگر جایی برای حضور فرقه ها و گروه های ستیزه جو و خشونت طلب که خود را مالک الرقاب حقیقت میدانند وجود ندارد.

فرقه

از جمله ی گروه هایی که با نگرش مطلق انگاری در دهه های اخیر در سپهر سیاسی ایران ظهور کرد سازمان مجاهدین خلق ایران است که در یک روند تدریجی و در گذر زمان چنان در مطلق اندیشی جلو رفتند که به مرور دچار دگردیسی شده و آرام آرام از اهداف و آرمان های اولیه خود فاصله گرفتند و به فرقه ای مبتذل و ستیزه جو ، استحاله و تغییر ماهیت دادند.

فلسفه وجودی و تاسیس گروه مجاهدین خلق مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و سگ زنجیری آن یعنی رژیم استبدادی شاه (تعابیر از منابع ، کتب و نشریات منتشر شده مجاهدین خلق در دهه ۴۰ ، ۵۰ و ۶۰ شمسی) بود. رهبران مجاهدین به تاسی از جنبش های چریکی چپ در خاورمیانه ، امریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی به راهکارهای خشونت آمیز و قهرآمیز متوسل شدند که تاکنون ادامه دارد.

از نظر آنان، اتخاذ روش های مسالمت آمیز برای رسیدن به هدف سیاسی و سرنگونی هیئت حاکمه ، پناه بردن به خیانت و سازشکاری ست. عناصر و گروههایی که راهکارهای مسالمت آمیز در عرصه ی سیاست و پیروی از قواعد بازی دموکراتیک را تبلیغ می کنند خائن به آرمان های خلق و مبارزه هستند و مستحق مرگ و ترور می باشند.

مجاهدین خلق

تکیه این فرقه ی ستیزه جو در تاریخ فعالیت خود، بر مبارزه مسلحانه و نه گفتمان منطقی و اصلاح طلبانه بوده است. یکی از استراتژی های اساسی و همیشگی این فرقه در مسیر فعالیت هایش که تعمدا از آن با عنوان مبارزه یاد نمی کنیم- راهبرد حذف فیزکی مخالفین و نیز اعضایی از خود که در میانه ی راه از همراهی با مشی مسلحانه و خشن فرقه انصراف دادند؛ بوده است.

در این مسیر و با اتکاء بر این استراتژی ده ها تن از اعضای این فرقه در سالهای قبل از سقوط رژیم ستمگر پهلوی و نیز پس از آن حذف و به انحاء مختلف به قتل رسیدند.

یکی دیگر از راهبردهای اساسی این فرقه در سالیان حیات سیاسی اش، تکیه بر مشی ماکیاولیستی بوده و دقیقا بر همین اساس در نقاط حساس تاریخی حیات سیاسی خود به راحتی آرمان ها و شعارهای خود را زیر پا نهاده و بر خلاف آن عمل نموده است چرا که به باور ایشان “هدف وسیله را توجیه می کند”

ازین رو در تاریخ تقریبا ۵۰ ساله ی عمر این فرقه ما مواضع متضاد و رفتارهای بوقلمون صفتانه ی متعددی را مشاهده میکنیم که بیان تک تک آنها مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.

تروریسم

رویکرد و اتخاذ جنگ مسلحانه به مثابه استراتژی و هم تاکتیک از سوی  مجاهدین خلق در دو مقطع ۵۰ و ۶۰ شمسی پیامدهای مخرب و ویرانگری بر جامعه ایرانی و نیز تشکیلات مجاهدین داشت. انقلاب نوپای ایران که در معرض هجوم بیگانگان و ارتش تا دندان مسلح رژیم بعثی بود از سوی مجاهدین خلق نیز مورد یورش وحشیانه قرار گرفت ترور کور و افسار گسیخته و درگیری سازمان یافته ی مسلحانه با نیروهای حامی انقلاب مردمی و اسلامی ، روند دموکراتیزاسیون جامعه را دچار زیگزاگ و گاه پسرفت کرد و بی شک نقش ارتجاعی و ضد دموکراتیک مجاهدین خلق در تحولات اجتماعی و سیاسی پر واضح و حکایت تلخی از “چرخه دوزخی” بود که در آن گرفتار شدند.

 اما در بحث های تئوریک و نظری نکته ی مهمی را میبایست مد نظر قرار داد.  گروه ، سازمان و تشکیلاتی که ادعای مکتبی بودن می کند بی شک عملکرد و مواضع سیاسی  آن از دو فاکتور “ایدئولوژی” و “شرایط عینی” تاثیر می گیرد. مکتب راهنمای عمل گروه است. در تعریف ، مکتب مجموعه هماهنگی از جهان بینی ، ایدئولوژی و استراتژی است که در یک رابطه ی ارگانیک قرار دارند و ایدئولوژی پایه و مبنای تعیین کننده ی استراتژی برای یک گروه مکتبی بشمار می آید.

 دومین فاکتور تاثیر گذار در تعیین استراتژی ، تحلیل مشخص ، علمی و منطقی از شرایط ذهنی و عینی جامعه است. ارتباط  بین دو فاکتور ایدئولوژی و تحلیل سیاسی از شرایط اجتماعی برای اتخاذ استراتژی ، بسیار تنگاتنگ و رابطه ای دیالکتیکی ست به مفهوم تاثیر پذیری متقابل و نه به معنای تضاد دیالکتیکی. به عبارتی ساده تر ، نوع و مکانیزم برداشت و تفسیر ما از ایدئولوژی و متون مکتبی و مذهبی و ماهیت قرائت ما از منابع ایدئولوژیک تاثیر انکار ناپذیری بر شیوه و روش تحلیل ما از شرایط  ذهنی و عینی جامعه دارد.

مجاهدین خلق از بدو پیدایی گروه تحت تاثیر آموزه های مارکسیسم – لنینیسم و شیدایی کودکانه به جنبش های چریکی چپ گرایانه در دهه ۶۰ میلادی در مسیر تکوین ایدئولوژیک و تدوین اسلام به مثابه ایدئولوژی راهنمای عمل ، دچار انحراف ایدئولوژیک شدند.

 تفسیر و قرائت رحمانی و عقلانی از دین و مذهب که جوهره ی همه ادیان ابراهیمی ست جای خود را به برداشت های التقاطی ، پوزیتویستی ، دگم و ستیزه جویانه از تفکر توحیدی داد.

ستیزه جویی

 در واقع بنیانگذاران و کادرهای مرکزیت مجاهدین خلق در دهه ۴۰ شمسی حتی بدرستی دنباله رو دیدگاهها و نقطه نظرات حاملان اسلام انطباقی که مرحوم مهندس بازرگان و یدالله سحابی چهره های شاخص آن بودند و این جریان ریشه های تاریخی داشت که طنطاوی صاحب کتاب «الجواهر فی تفسیرالقرآن الکریم» از تئوریسین های شاخص آن بشمار می رفت ، نشدند. اسلام مجاهدین قرائتی رادیکال و ستیزه جویانه از متون و منابع دینی بود که هیچ سنخیتی با پارادایم تفکر علمی در دنیای معاصر نداشت. آنان مارکسیسم را همچون نظریه پردازان شهیر مارکسیستی ، علم مبارزه می دانستند و از این متد و شیوه تفکر در تفاسیر و قرائت های خود از متون اسلامی بهره جستند در نتیجه به شکلی ناخودآگاه گرایش عمیقی به خشونت در اعماق ذهن رهبران و پیروان مجاهدین خلق ریشه دواند.

چون کادرهای ایدئولوژیک و سیاسی مجاهدین خلق متدولوژی مارکسیستی را به منظور تحلیل شرایط اجتماعی و تعیین استراتژی بکار بردند دچار بیماری کودکی چپ روی در عرصه تئوریک شدند همان هشداری که لنین در جزوه خود از آن یاد کرده بود و پیروان احزاب کمونیستی را از این بیماری ویرانگر و انحرافات فرقه گرایانه و فرصت طلبانه بر حذر کرده بود.

از دیگر پیامدهای نگرش و تحلیل سیاسی و اجتماعی با پسزمینه ی آموزه های مارکسیستی مجاهدین خلق ، افتادن به ورطه ی سکتاریسم بود. در مجاهدین خلق از ابتدای پی ریزی گروه، خصلت فرقه گرایی بسیار برجسته به نظر می رسید. آنها به دلایل امنیتی و حفظ بقاء و نیز کار ایدئولوژیک و سیاسی فشرده و تشکیلاتی ، بتدریج از واقعیت های اجتماعی ، شرایط عینی و نیز ساخت و ذهنیت جمعی جامعه ایرانی بیگانه شدند. به تعبیری گرایشات «شبه آنارشیستی» و «مارکسیستی» مجاهدین خلق، باعث شد تا آنها دنیای پیرامونی و محیط اجتماعی خود را همواره به «سفید» و «سیاه» تقسیم کنند. هر آن چه به غیر از «خود» آن هاست، در دنیای «سیاه» جای دارد. دنیای آن ها «تخیلی» و «انتزاعی» است. مجاهدین خلق که خود را یک گروه پیشرو تلقی می کردند برای رهایی توده ها (توده هایی که هیچگونه قرابتی و سنخیتی با آنان نداشتند) میبایست به استراژی قهرآمیز متوسل می شدند ، استراتژی ، تشکیل حکومت انقلابی و سرنگونی حکومت ضد انقلابی بود، و تا تحقق کامل این خواست مرکزی ، مجاهدین خلق خود را آغشته به هیچ عملی که خارج از این محدوده است، نباید کنند. هر آن چه غیر از این اتفاق افتد، به زعم آنان «اصلاح گرایی» و تمکین به بورژوازی و گرایش ضد انقلابی است.

فرقه

این توهم باعث شد روز بروز مجاهدین به سمت خشونت افسار گسیخته و ترور کور گرایش پیدا کنند و از انگاره ها و مولفه های دنیای مدرن در مبارزه سیاسی و اجتماعی دور و دورتر شوند تا جایی که ذهن ستیزه جو ، جایگزین ذهن و شخصیت دموکراتیک در تشکیلات مجاهدین خلق شد.

ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

ناکامی منطق جنگ مسلحانه ، فاجعه ای برای آزادی ـ بخش اول

مجاهدین خلق ، نفی فردیت ، دگماتیزم و تقدیس خشونت … قسمت اول

جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی ـ بخش هفدهم

میزگرد بررسی موارد نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه مجاهدین ، ارومیه ـ قسمت هفتاد

به مناسبت هشتم مارس روز جهانی زن

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=25444

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه مجاهین خلق در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه مجاهین خلق در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی ـ ساکن آباده ، استان فارس ارسال به سایت نیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *