937 بازدید
جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی

جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی ـ بخش پانزدهم

جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی ـ  بخش پانزدهم

نویسنده : خانم دکتر پوران اکبری ، دکترای ادیان و عرفان اسلامی از دانشگاه بیروت ـ محقق و متخصص در زمینه فرقه شناسی

ساکن شیراز

ارسال به سایت نیم نگاه

کارکرد فرقه ها :

در فرقه ها ، شستشوی مغزی ، سوء استفاده روانی – سوء استفاده جنسی – و تشکیل عادات خاصی در پیروان به نام “رفتار فرقه ای ” شکل می گیرد.

فرقه ها به شدت تمایل به کنترل اعضایشان دارند.

  فاکتورهای ویژه ای که برای رفتارهای فرقه ای مشاهده شده :

 کنترل ذهن – تلقین و برنامه های سیستماتیک (ایزوله شده از جهان خارج)

این رفتارها به طور کامل در فرقه رجوی دیده می شود :

راه اندازی عملیات جاری و انتقاد افراد از خود – حصار امنیتی که در قرارگاه اشرف راه اندازی شده بود و پیروان را به شدت ایزوله کرده بودند. این ایزولاسیون حتی به شکل :

ایزوله احساسی – عاطفی و جنسی نیز اعمال شده بود.

عدم دسترسی پیروان به اخبار و اطلاعات صحیح و فیلتر کردن اطلاعات در اشرف ، بنا به افشاگری های اعضائ جداشده سازمان دیده می شده است.

مجاهدین خلق

ماکس وبر : (۱۹۲۰-۱۸۶۴) یکی از محققان مطالعات فرقه ها معتقد است :

فرقه هایی که مبتنی بر رهبری هستند اغلب فرآیند ایجاد و نهادینه سازی کاریزماهای جدید را دنبال می کنند، مدل رهبری مسعود – مریم یکی از این فرآیند هاست.

جامعه شناسی به نام  روی والیس (۱۹۴۵-۱۹۹۰) استدلال کرده است :

 که ویژگی اصلی فرقه “فرد محوری” است ، و منظور ایشان این بود که حوزه ی اقتدار یک فرقه بر هریک از اعضایش هیچ مرز مشخصی ندارد.

ماکس وبر

سازمان ۲ جریان ایدئولوژیکی را پشت سر گذاشته است :

  • چرخش ایدئولوژیک در سال ۵۴ با دکترین تقی شهرام و بهرام آرام.

۲- انقلاب ایدئولوژیک در سال ۶۴ و سپس ۶۸ و ۶۹

در حقیفت در انقلاب ایدئولوژیکی سازمان مجاهدین خلق ایران ، یکی از شاخصه های فرقه ای دیده می شود که ماهیت فرقه ای سازمان را پررنگ تر می کند :

– مخالفت با خانواده

محمد حنیف نژاد شعاری داشت : که مجاهدین باید فول تایم در اختیار سازمان باشند و نباید ازدواج کنند ، بنظر حنیف نژاد ، خانواده جلوه ی استثمار بود. علیرغم اینکه خود ایشان با پوران بازرگان ازدواج کردند ولی هیچ گاه زندگی مشترک را تجربه نکردند.

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق

مسعود رجوی سال ۶۴ آنچه را که “انقلاب ایدئولوژیک” می نامید اعلام کرد :

جدایی مهدی ابریشم چی از اعضای رده بالای سازمان از همسر خود مریم قجر عضدانلو.

مهدی ابریشم چی در خصوص این ازدواج گفت :

 “من به مسعود به خاطر انتخاب مریم تبریک می گویم .”

و در یک قیاس مع الفارق ، مسعود رجوی این ازدواج را پیوندی توحیدی با تاسی از ازدواج پیامبر (ص) با همسر مطلقه ی زید بن حارثه پسرخوانده ی خود دانست.

مسعود رجوی تابو را شکسته بود و سعی داشت با برچسب دینی و اسلامی به این پیوند زدن آن را قابل توجیه دانسته و جرات ارتکاب را برای پیروان مهیا نماید، و برای جلوگیری از فشار افکار عمومی سبقه ای تاریخی – دینی برای آن پیدا کند.

در مرحله ی دوم (سالهای ۶۹ تا ۷۰) همه اعضا متاهل سازمان ملزم شدند از یکدیگر جدا شوند و بنا بر فرمان مسعود رجوی به طلاق اجباری تن دهند.

ابراهیم خدابنده

 

فروپاشی کانون خانواده های اشرفی چند دلیل داشت :

  • کنترل نامحسوس ذهن و روان :

وقتی افراد تنها شده و نیازهای طبیعی وغریزی سرکوب می گردند، احساسات را خمود می گذارد و این خمودگی احساس ، تا مدتها می تواند فرد را افسرده و مغموم نگه داشته و مهارت حل مساله و تصمیم گیری را در او از بین ببرد.

  • جدا کردن فرزاندان اعضا و اعزام آنها به اروپا

که حدود ۸۰۰ کودک از خانواده خود جدا شدند. از دست دادن همسر و فرزند نوعی رکود هیجانی در شخص به وجود می آورد و انگیزه اعتراض را تا مدتهااز او سلب میکند. چیزی که رهبر فرقه به آن نیاز دارد : اطاعت بی قید و شرط، اطاعت مطلق ، بدون اینکه پیرو، متوجه جبری بودن آن  گردد ، در ابتدا بخاطر استفاده از فرامین احساس رضایت می کند.

محروم کردن زنان از احساس مثبت مادری و محروم ساختن پدران از نقش حمایتگری باعث می شد که پیروان  به دنبال علقه ای دیگر باشند.

الیزابت روبین و روزنامه نیویورک تایمز

خانم الیزابت روبین در مقاله ای در روزنامه ی تایمز در نیویورک در این خصوص نوشتند : “اعضای مجاهدین نمی توانند ازدواج کنند و تمامی عشق و انرژی شان به مسعود و مریم منتقل می شود .”

سرکوب کردن عواطف و اجبار به فراموشی احساسات نوعی تضاد روانی را بوجود می آورد.

ژان بشلر در تئوری خود می نویسد :

انسانها برای دست یافتن به احساس ایمنی باید یکی از راهبردهای استراتژی را انتخاب کنند:

– راهبرد معطوف به قدرت : انتقال مواضع قدرت برای مصون ماندن از تهدیدات. که در حوزه رهبری اتفاق می افتد.

– راهبرد معطوف به متابعت : که در خصوص پیروان است.

ادامه دارد …

لینک های مرتبط :

جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی ـ بخش چهاردهم

مجاهدین خلق ، کابوس یک استراتژی ـ قسمت اول

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=24218

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

افشاگری های روزنامه نگاران غربی درباره نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین

افشاگری های روزنامه نگاران غربی درباره نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین

امروزه کافی است واژه MEK را در گوگل جستجو کنیم که به انبوهی از منابع …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *