590 بازدید
دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت هفده

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت هفده

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ، خاطرات قلعه اشرف منصور تنهایی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن تهران)

ارسال به سایت نیم نگاه

قسمت هفدهم

اعتراف افسر ارتش امریکا مبنی بر مزدوری مجاهدین خلق

در کمپ سربازان امریکائی برای آنکه وقتشان پر شود سعی داشتند با بچه ها صحبت کنند و فارسی یاد بگیرند. در ظاهر از مجاهدین بدگویی می کردند و می گفتند که آنها تروریست هستند اما افسران و بیشتر سربازان امریکائی مستقر در کمپ در خفا با سران سازمان در قرارگاه اشرف ارتباط داشته و هر هفته چهار شب به میهمانی شام مسئولین قرارگاه اشرف می رفتند و برای ما از غذاهای ایرانی تعریف می کردند.

روزی یکی از افسران امریکائی که دست و پا شکسته فارسی صحبت می کرد به چادر ما آمد و پس از خوش و بش معمول در پاسخ به یکی از سوالات بچه ها در مورد وجود تناقض در گفتار و رفتار امریکائیها در برخورد با مجاهدین گفت: ما از مجاهدین استفاده خوبی می کنیم زیرا آنان علیرغم ماهیت تروریستی شان با ما براحتی همکاری می کنند و کاملا گوش به فرمان ما هستند آنها در دستگیری هواداران صدام خیلی به ما کمک می کنند در گشت زنی ها نیز ما را یاری می دهند. ما آنها را تروریست می دانیم زیرا در گروگانگیری در تهران دست داشتند و در زمان شاه افسران ما را ترور کردند اما هم اکنون آنان مثل “موم” در دست ما هستند و ما از آنان به خوبی در جهت اهداف ارتش امریکا در عراق استفاده می کنیم. سپس افسر مذکور لبخند زیرکانه ای زد و رفت.

من به عنوان یک ایرانی از شنیدن سخنان افسر امریکائی بسیار ناراحت و شرمگین شدم احساس کردم که رجوی و سران سازمان برای بقاء خود چگونه به بهای اندکی ، مزدوری بیگانگان را می کنند و ایرانی را سخیف جلوه می دهند. ناخودآگاه یک لحظه به ذهنم صحنه ای خطور کرد که در آن حنیف نژاد به علت توهین رجوی به ملت ایران و خیانت به آرمانهای ضد امپریالیستی بنیانگذاران اولیه سازمان به صورت سیاه و گندیده اش تف می کند.

جاسوسی و مزدوری مجاهدین خلق

در کمپ امریکا به عینه و در اتفاقات گوناگون مشاهده کردم که سربازان و افسران امریکائی خیلی ترسو و بزدل هستند. وقتی دو نفر از بچه ها دعوا می کردند بیست نفر از افراد ارتش امریکا به داخل اردوگاه می ریختند و همه جا را به کنترل خود در می آوردند. در آن اتفاق دو نفر مذکور را به زندان انفرادی بردند.

 افسران و سربازان ارتش امریکا شب ها هنگام کوچکترین صدایی تیراندازی بی هدف می کردند و از جایگاه های نگهبانی خود بیرون نمی آمدند. عده ای از بچه ها از همین فرصت استفاده کرده و از کمپ به راحتی گریختند و به ایران بازگشتند که اسامی سه نفر از آنان در خاطرم می باشد: غلامرضا موسوی اهل مشهد ، ارشاد با نام مستعار سالار اهل تهران و شخصی به نام عباسی اهل جنوب ایران بودند که بعد از فرار از کمپ امریکائیها به آغوش وطن و خانواده باز گشتند.

پرفسور یروند آبراهامیان

در حدود هشت ماه در کمپ امریکا بسر بردم و در این مدت خانواده ام در ایران مرتب با من تماس می گرفتند و در رابطه با اوضاع ایران و تحولات مثبت داخل کشور توضیحاتی می دادند. آنان در مورد عفو جداشدگان از مجاهدین نیز به من اطمینان داده و تاکید داشتند مسئولین دولت ایران در صورت بازگشت ما جداشدگان به وطن ، دوستانه برخورد خواهند کرد و جداشدگان هیچگونه مشکل قضایی نخواهند داشت و ما جداشدگان می توانیم همچون یک شهروند عادی در ایران به زندگی خود ادامه دهیم. در واقع روشنگری و اطلاع رسانی به موقع مادر و برادرم به من که هیچگونه شناختی نسبت به تحولات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی کشورم نداشتم بسیار امیدوار کننده و کارساز بود و من بعد از سالها زندگی در فضا و مناسبات فرقه ای ، مسموم و غیرانسانی قرارگاه اشرف از شنیدن پیشرفت های خیره کننده کشورم در زمینه های مختلف و تحولات علمی و فرهنگی آن کاملا به وجد آمده بودم. لذا در مدتی که در کمپ امریکا بسر بردم به علت میسر شدن ارتباط با جهان خارج و دنیای آزاد که از طریق در اختیار گذاشتن تلویزیون ماهواره ای از جمله کانال های تلویزیونی ایران و رسانه های گروهی متعدد خارجی ، احساس کردم در مدت هیجده سال زندگی در قرارگاه اشرف ظلم بزرگی به من و امثال من شده است چرا که علیرغم شعارهای آزادیخواهانه سران سازمان ، افراد مستقر در قرارگاه اشرف از هر گونه ارتباط با دنیای خارج محروم مانده و چون برای رشد و تکامل انسانی و در نتیجه انتخاب آزادانه و توام با خرد و آگاهی  تعامل با محیط بیرونی و پیرامونی مهمترین شرط است لذا رهبری فرقه با در خلاء کامل نگه داشتن نیروها سعی داشت از ما انسانهایی بسازد که همانند ربات تحت اختیار باشیم ، قدرت تفکر و استقلال فکری را از دست بدهیم و در اطاعت کورکورانه از رهبری فرقه،  گوی سبقت را از دیگر مقلدین ناآگاه و متعصب فرقه های تروریستی بربائیم.

ادامه دارد …

تنظیم از آرش رضایی

لینک های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=23712

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت شانزدهم

http://www.nimnegah.org/farsi/?cat=17

خاطرات

تشکیلات رجوی

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=23832

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم

عمر بر باد رفته در اردوگاههای مجاهدین خلق … قسمت پنجم خاطرات علی امانی (عضو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *