766 بازدید
مطلق انگاری

تاملی بر نسبت مطلق انگاری و ستیزه جویی در فرقه مجاهدین خلق

آرش رضایی ـ مدیر سایت نیم نگاه

Saturday, January 14, 2017

مجاهدین خلق از بدو تکوین و پی ریزی تشکیلات و سازماندهی در جهت دستیابی به قدرت و ایجاد مدینه فاضله (جامعه بی طبقه توحیدی) دست به خشونت زدند. اتخاذ خط مشی مسلحانه به مثابه تاکتیک و هم استراتژی ، شاخص و خصلت بنیادین مجاهدین خلق در مرزبندی آنان با سایر گروه ها، سازمان ها و احزاب سیاسی و جنبش های مدنی در دنیای معاصر است.

چرا مجاهدین از بدو تکوین و سازماندهی تشکیلاتی تاکنون ـ شیفتگی بیمارگونه به تحرکات ستیزه جویانه و روش های سیاسی خشونت آمیز برای کسب قدرت دارند؟

در تحلیل و بررسی مواضع و عملکرد مجاهدین خلق در طی نیم قرن اخیر ضروری است تا ریشه ها ، ویژگی های فکری و سیاسی و نیز انگیزه های تاسیس این گروه را واکاوی کرد. بدون شک ، اتوپیای مجاهدین (جامعه بی طبقه توحیدی) که با غلظت و رنگ و لعاب مذهبی و عقیدتی سران و رهبر آن در هم آمیختگی اجتناب ناپذیری داشت در بیگانگی تدریجی رهبران مجاهدین با انگاره ها و مولفه های فکری و سیاسی دنیای مدرن نقش بارز و تعیین کننده ای ایفاء کرد.

پر واضح است در مسیر دستیابی به اتوپیا و مدینه فاضله مجاهدین (جامعه بی طبقه توحیدی) ، باورهای فرقه ای را ”حقیقت مطلق” پنداشتن و مفهوم و معنای ”عدم قطعیت در حیطه ی پدیده های انسانی و اجتماعی” را به سخره گرفتن یکی از ویژگی های فکری و ایدئولوژیک مجاهدین بود و است.

مسعود رجوی

نیم نگاه به جمیع کتب و جزوه های ایدئولوژیک و سیاسی مجاهدین بوضوح روشن می کند که سران این گروه (فرقه) بشدت و به شکلی افراطی و احساسی خود و گروه را در نوک پیکان تکامل اجتماعی می پندارند. امر مشهود این است که چنین خیال و توهم کودکانه در طی تاریخ به خصوص در مقطع قرون وسطی اربابان و شیفتگان قدرت را نیز سرگرم کرده بود که ”همه ی حقیقت” نزد آنان است و بس و سایر انسانها و جوامع از امکان درک مسائل و فهم “حقیقت” عاجز و ناتوان هستند.

 آن هنگام که مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین در حول و حوش ۳۲ سالگی از زندان آزاد شد در حالی که سالها بدلیل فعالیت زیرزمینی و سپس محکومیت به زندان از تحولات فکر و علمی دنیای پیرامون خویش و نیز فضای علمی ، پژوهشی و آکادمیک دنیای معاصر بیگانه و دور افتاده بود و گستاخانه در ماههای پس از انقلاب مردمی ایران در نشست هایی با عنوان ” تبیین جهان ” ادعای پاسخ به پرسشهای بنیادین فلسفی، سیاسی ، روانشناختی و … را طرح کرد میبایست از او سئوال می شد که آیا وی از ”تبیین انسان” و مسائل و پرسش های مربوط به آن که در طی قرون متوالی ذهن اندیشمندان و متفکران جامعه ی بشری را درگیر کرده است، فارغ شده است که به قلمروی چند وجهی “تبیین جهان” بدون بیان فروتنانه وارد می شود؟ براستی رجوی با کدام بن مایه های فکری و علمی و یا فرصت تحقیق و پژوهش های آکادمیک برگرفته از اسلوب و متد علمی چنین ادعاهایی را طرح کرد؟! در حالی که در همان مقطع زمانی شاخه های متعدد علمی و پژوهشی در حیطه ها و حوزه های گوناگون پدید آمده بود و برای شناخت ، مطالعه و اندیشه ورزی در یک عرصه علمی برای مثال روانشناختی اجتماعی یا جامعه شناسی سیاسی میبایست سالها وقت گذاشت و به شکلی سیستماتیک با بهره گیری از متدعلمی به مطالعه و پژوهش در تئوریها و تحقیقات علمی متعدد نظریه پردازان و دانشمندان شاخه های گوناگون علوم پرداخت.

آیا مسعود رجوی اصولا چنین وقت و فرصتی برای مطالعات بنیادین و تحقیق علمی داشت تا به مقوله غامض، پیچیده و چندوجهی ”تبیین جهان” بپردازد؟ چنین ادعاها و گزافه گویی هایی جز این است که زاییده غرور و توهم ذهن ”خودحقیقت بین” و نادانی و جهل مرکب است؟

مطلق انگاری مجاهدین خلق

پرسش مهم این است سرانجام چنین ادعاها و گزافه گوئیها از سوی رهبرعقیدتی مجاهدین در عرصه سیاست و فعالیت تشکیلاتی به کجا انجامید؟ به تحلیل های نادرست ممتد و مستمر در رابطه با سرنگونی حاکمیت سیاسی ایران با وعده های شش ماهه و یا یک ساله از دهه شصت تاکنون ، که در حقیقت رنگی از واقعیت نداشت. سی و پنج سال سپری شد و مسعود رجوی اما باز شعار و وعده ی سرنگونی نظام سیاسی ایران را در طی روزها و ماههای آینده می دهد؟!

مسعود رجوی در پس از پیروزی انقلاب مردمی ایران دچار توهم حل مسائل پیچیده و موضوعات فلسفی و انسان شناختی شد و در پاسخ به پرسش های ذهن جستجوگر آدمی بزعم خود به تبیین جهان پرداخت اما واقعیت این است که وی همواره در ساده ترین مسائل و موضوعات مربوط به تحولات جامعه ی سیاسی ایران درمانده و ناتوان بود.  میبایست به یک مفهوم خاص اشاره کرد و آن صحه گزاردن به ” نسبیت اندیشه ” هاست که قانون و اصلی عقلانی و علمی نیز است. به عبارتی دیگر معیار و شاخص تعیین کننده در تحقق و عینیت یک اندیشه در حیطه قدرت سیاسی ”اراده و انتخاب مردم و شهروندان یک جامعه” هستند نه یک طبقه ، گروه خاص یا نخبگان و فرادستان یک تشکیلات ، حزب ، سازمان و فرقه ای که خود را تجسم حقیقت مطلق می شمارند. متاسفانه رهبر عقیدتی مجاهدین و سایر رهبران این فرقه به دلیل ذهنیت ضد دموکراتیک و فاشیستی و تاکید بر انکار و طرد پروژه دموکراتیزاسیون و نیز روند تکاملی آن از دموکراسی نخبگان به دموکراسی افراد و شهروندان یک جامعه ، شتابزده به پی ریزی تشکیلات و مناسباتی پرداخته اند که هرگز تناسب و همخوانی با مش و تفکر دموکراتیک نداشته و ندارد.

ستیزه جویی و خشونت طلبی

به شهادت تعداد بیشماری از کادرهای تشکیلاتی و پرسابقه ی جداشده ی مجاهدین خلق ، شدیدترین و عریان ترین سرکوب ها در بدست گیری سکان هدایت فرقه ی مجاهدین بشکلی مادام العمر از سوی مسعود رجوی انجام شده است و بدون تن دادن به سازوکار انتخاب دموکراتیک و قواعد آن در دنیای مدرن ، رهبری مسعود رجوی بر تشکیلات مجاهدین در طی چهار دهه استمرار و تداوم یافت. در این میان رهبرعقیدتی مجاهدین با ترکیبی از دو رهیافت یعنی “کسب قدرت برای تحقق فضیلت” و “قدرت برای قدرت” در اتوپیای خود ساخته و مدینه فاضله ی ذهنی خویش از حوزه ی عمومی سیاست یک حیطه ی خصوصی برای خود ساخته است که پرسش در این قلمرو جرمی نابخشودنی بشمار می آید؟ به طوری که هر گونه شک و تردید و یا نقد سازنده ی دستگاه فکری و مشی سیاسی مجاهدین امری و عملی ضد انقلابی و در تضاد با جوهره ی انقلاب افسانه ای و خیالی مریم و مسعود تلقی می گردد.

طبیعی ترین واکنش در برابر چنین رویکرد تقدس مآبانه از قدرت ، عمل سیاسی و تلقی مرسوم  و همیشگی رهبرعقیدتی مجاهدین از مقوله قدرت ، واکنش هایی در بین افراد مستقر در قرارگاه اشرف و سپس کمپ لیبرتی در عراق در بیش از دو دهه برانگیخته است و هرگاه آنان روزنه و فرصتی یافتند طغیان و شورش کرده و از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین فرار کردند. در واقع جدایی و فرار بی سابقه ی کادرهای تشکیلاتی مجاهدین از قرارگاههای مجاهدین در اشرف و لیبرتی و طی ماههای اخیر از کمپ مجاهدین در آلبانی ، پالس روشنی از تمایل درونی و ذهنی عناصر تشکیلاتی مجاهدین به آزادی از قید و بند ها ، حصارهای فرقه ای و شیفتگی به اندیشه و دنیای دموکراتیک است که برای سالیان دراز در مناسبات قرون وسطایی مجاهدین و پایگاه ها و مقرهای این تشکیلات مخوف و ستیزه جو ـ مغفول واقع شده است.

افراطی گری مذهبی

لینک های مرتبط :

مجاهدین خلق ، کابوس یک استراتژی ـ قسمت اول

ناکامی منطق جنگ مسلحانه ، فاجعه ای برای آزادی ـ بخش اول

جریان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران ، با رویکرد فرقه شناسی سازمانی : فرقه رجوی ـ بخش نهم

 

 

 

 

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=23151

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جواد فیروزمند

تلاش مذبوحانه فرقه مجاهدین برای پاک کردن گذشته

تلاش مذبوحانه مجاهدین برای پاک کردن گذشته تلویزیون «vizionplus» آلبانی در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *