675 بازدید
توجیه های تکراری و ترفندهای لو رفته فرقه رجوی در کمپ تیرانا

توجیه های تکراری و ترفندهای لو رفته فرقه رجوی در کمپ تیرانا

علی جهانی (عضو جداشده از فرقه مجاهدین ـ ساکن پاریس)

نوامبر ۲۰۱۶

در خبرها آمده بود که به دستور مریم قجر که در فقدان رجوی سرکردگی فرقه را عهده دار است از مقر فرماندهی فرقه در اورسورواز شهر پاریس تعدادی از سران فرقه را به کمپ تیرانا گسیل کرده است تا با توجیهات تکراری و ترفندهای لو رفته تشکیلات در حال فروپاشی را نجات دهند و به  نیروهای روحیه باخته و سردرگم و مسئله دار کمی روحیه تزریق نمایند و آنها را سر پا نگه داشته و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند.

اما همه جداشدگان از مجاهدین و بخصوص نیروهای فعلی سازمان بخوبی بیاد دارند که رجوی هرگاه به بن بست رسیده است و تحلیل های آبکی اش منجر به بن بست تشکیلاتی شده و باعث براه افتادن  جریان مسئله داری و ریزش نیرویی گشته است ، برای برون رفت از این مخمصه اقدام به برگزاری نشستهای طولانی مغزشویی و توجیهات مسخره و تکراری کرده است و همچنین به انواع و اقسام ترفندها ، تهدیدها و ترساندن و حتی در بعضی مواقع به تشویق نیروها روی آورده است. برای روشن تر شدن این موضوع کافی است کمی به عقب برگشته و به چند نمونه از اینگونه توجیهات و تاکتیکهای شیادانه رجوی اشاره ای بیندازیم.

۱) رجوی برای توجیه شروع مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل ، حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد.

۲) رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای ضرورت رهبری سازمان این کار را کرده ام تا با تیز شدن رهبری سازمان سرنگونی محقق شود که در همین راستا بود که دفتر سیاسی سازمان را که متشکل از کادر های با سابقه تر از خودش بود منحل کرد.

۳) رجوی برای توجیه رفتن به عراق و مزدوری اش برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران می گفت آمده است تا در جوار خاک میهن و بقول خودش در کوهستانها آتش بر افروزد و می گفت که می خواهد از بیرون به حکومت ضربه بزند و آنرا سرنگون کند و در این راستا فرقه اش را صلح طلب و حکومت ایران را جنگ طلب می دانست و می گفت که حکومت ایران هیچگاه پای میز مذاکره و صلح نمی آید و صلح طناب دار رژیم هست.

ali - jahani - matn

۴) بعد از آتش بس بین ایران و عراق ، رجوی با ریختن نیروهای سازمان در تنور جنگ تحت عنوان عملیات فروغ که قتلگاه نیروهای سازمان بود و بیش از هزار و پانصد تن از نیروها کشته و مفقود شدند. رجوی بعد از برگشت نیروهای لت و پار شده و زخمی به قرارگاه اشرف ، برای توجیه این تصمیم اشتباه و مهلکش همه نیروهای باقیمانده و مسئله دار  را در سالن اجتماعات اشرف جمع کرد و گفت عملیات فروغ بیمه نامه ارتش آزادیبخش بوده است! و اینکه نتوانسته ایم از تنگه چار زبر عبور کرده و  سرنگونی را محقق کنیم تقصیر نیروها بوده که در تنگه ایدئولوژیکی گیر کرده و وابستگی خانوادگی داشته اند!  

۵) رجوی برای توجیه راه اندازی طلاقهای اجباری و سرکوب و خفقان شدید در مناسبات سازمان می گفت این برای ضرورت سرنگونی هست و نیروها بایستی بجای عشق و علاقه به خانواده ، زن ، بچه و زندگی به من و مریم عشق بورزند و مرا بعنوان رهبرعقیدتی بپذیرند تا  بتوانند سرنگونی را  محقق کنند.

۶) رجوی بعد از اینکه همه تحلیل ها و تابلو کشیدنهایش در دوران خاتمی پوچ از آب در آمد ، گفت بخاطر این بوده که نیروها طعمه شده بودند و برای همین حدود چهار ماه و نیم در قرار گاه باقرزاده واقع در غرب بغداد نشست گذاشت و با بدترین تهمت ها و کتک کاری ها و فحاشی ها به نیروهای مسئله دار ، گفت : بریده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم و در همین راستا برای تحت فشار قرار دادن نیروها نشست های مغزشویی و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و غسل هفتگی را در مناسبات استالینی اش بر قرار نمود.

sobhani - matn

۷) رجوی بعد از اینکه مریم رجوی را تحت عنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت به فرانسه فرستاد و گفت که ایشان موشک استراتژیکی مقاومت هست! که از همانجا با محقق کردن سرنگونی به ایران می رود ولی چنین نشد و این موشک کمانه کرده و دوباره بر روی ساکنان قلعه اشرف در عراق فرود آمد و اما گفت دیگر مریم کارش در اروپا بپایان رسیده و ماموریتش را بخوبی انجام داده است و الان بایستی در عراق بالای سر ارتش آزادیبخش باشد تا  با آماده کردن این ارتش سرنگونی را محقق سازد! و بدنبال آن یک سری اقدامات سرکاری برای مشغول کردن نیروها از قبیل : دوران سین و سین آ و آ ۷۷ و غیره راه اندازی کرد.

۸) بعد از سقوط صدام و خلع سلاح مجاهدین و لو رفتن فرار مریم رجوی به پاریس بعد از دستگیری اش ، تعداد زیادی از از نیروهای تشکیلات مسئله دار شده بودند سران فرقه گفتند ما (نیروها) باید شرم کنیم که هنوز زنده هستیم و مریم رجوی در پاریس دستگیر شده است! و همچنین رجوی در مقابل خلع سلاح شدن و اینکه چی شد که سلاحی را که روزی ناموس مجاهد خلق بود راحت و دودستی تقدیم ارتش آمریکا کرده است ، به دروغ  می گفت من اسب را داده ام تا صاحب اسب را حفظ کنم و در مقابل سوالات و تناقضات نیروها در رابطه با همکاری سازمان با ارتش آمریکا که روزی از نظر سازمان امپریالیست جهانخوار و ببر کاغذی بود و اصلا هدف بنیان گزاران سازمان مبارزه با امپریالیست های جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم وابسته اش در ایران یعنی رژیم شاه بود ، می گفت ما اکنون در دوران گذار هستیم و بایستی کمربندها را سفت کنیم و همانطوری که از سال پنجاه با ضربه به سازمان و دستگیری بنیانگذاران  تا سال پنجاه هفت به مدت هفت سال طول کشید تا رژیم شاه به نقطه سرنگونی برسد. الان هم باید صبر کنیم تا به نقطه سقوط رژیم ایران برسیم و در همین رابطه هم یک بند تحت عنوان “بند صاد” به انقلاب کذایی مریم اضافه کرد و بعد گفت به همین خاطر ما باید در این شرایط با آمریکا حرکت موازی داشته باشیم که همان همکاری و نوکری برای ارتش آمریکا بخاطر حفظ تشکیلات و ماندن در عراق بود.

اسارتگاه فرقه رجوی در آلبانی

حالا با خروج مفتضحانه سازمان از عراق ، همه این تحلیلهای آبکی و توجیهات مسخره و ترفندهایش پوچ از آب در آمده است و نیروهای روحیه باخته و بشدت مسئله دار سازمان در ساختمانهای کمپ تیرانا هستند و دیگر از این ارتش به اصطلاح آزادیبخش در جوار خاک میهن هم چیزی بجز یک مشت نیروهای سالخورده و بیمار باقی نمانده است که رهبری این ارتش بی یال و دم و اشکم هم معلوم نیست مرده یا زنده باشد.

 لذا در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم تشکیلاتی سران فرقه به تکاپو افتاده اند تا برای جلوگیری از ریزش عظیم نیرویی با گسیل شدن از فرانسه به آلبانی و برقراری نشستهای تکراری و توجیهات مسخره و لو رفته نیروها را سر پا نگه دارند و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند. ولی به نظر بنده که یکی از قربانیان این فرقه بوده ام و سالیان متمادی در این تشکیلات مخوف بهترین دوران زندگی ام را تلف کرده ام این بار دیگر سران فرقه به دو دلیل اساسی نمی توانند مثل گذشته با اینگونه توجیهات و ترفندها نیروها را سرکار گذاشته و چند صباحی بیشتر آنها را در تشکیلات سر پا نگه دارند و این دو دلیل از نظر من به قرار زیر می باشد :

اول) فقدان رجوی به عنوان رهبری این سازمان :

رجوی که بعد از سقوط صدام سرنوشت نامعلومی دارد و بتازگی هم شایعه مرگش قوت گرفته است لذا اکنون این سازمان با بحران رهبری مواجه هست و مریم رجوی هرچند سعی می کند جای خالی ایشان را پر کند ولی همگان و بطور خاص همه نیروهای سازمان در جریان هستند که ایشان بطور باسمه ای توسط مسعود رجوی در این مسند قرار گرفته است و از لحاظ سابقه تشکیلاتی و مبارزاتی و سواد سیاسی از خیلی از سران فرقه حتی از شوهر سابقش مهدی ابریشم چی بسیار پایین تر می باشد و به همین منظور نمی تواند آن اعمال نفوذی را که مسعود رجوی در مناسبات سازمان داشت و منحصر به فرد بود ، داشته باشد.

دوم) این تشکیلات دیگر در عراق و بقول خودشان در جوار خاک میهن نیست و بدنبال آن هم ارتشی تحت عنوان ارتش آزادیبخش وجود خارجی ندارد به همین دلیل نیروهای سازمان انبوهی سوال دارند که در این شرایط سرنگونی چه می شود؟ 

حال سران فرقه می خواهند با توجیهاتی مثل اینکه ما توانسته ایم فرماندهان را از عراق بیرون کشیده و تقریبا تمام تشکیلات را یکجا به آلبانی منتقل کنیم پیروزی بدست آورده ایم! و حالا هم با تهاجم سیاسی می خواهیم رژیم را به نقطه سرنگونی برسانیم! که به هیچوجه این توجیهات خریدار ندارد و تشکیلات رو به زوال و فروپاشی را نجات نمی دهد.

لینک های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=21966

در تاریک خانه های فرقه رجوی در آلبانی چه میگذرد؟

http://www.nimnegah.org/farsi/?cat=14

مقالات جداشدگان مجاهدین

کمپ مجاهدین خلق در تیرانا

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=22128

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جواد فیروزمند

تلاش مذبوحانه فرقه مجاهدین برای پاک کردن گذشته

تلاش مذبوحانه مجاهدین برای پاک کردن گذشته تلویزیون «vizionplus» آلبانی در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *