797 بازدید
تحلیل و بررسی اجمالی مناسبات درونی فرقه‌ی منافقین با تکیه بر مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم نسرین ابراهیمی ـ قسمت دوم

تحلیل و بررسی اجمالی مناسبات درونی فرقه‌ی منافقین با تکیه بر مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم نسرین ابراهیمی ـ قسمت دوم

تحلیل و بررسی اجمالی مناسبات درونی فرقه‌ی منافقین با تکیه بر مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم نسرین ابراهیمی ـ قسمت دوم

خانم ماه منیر ایران پور ـ دانشجوی دوره دکترای رشته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران ، ساکن شیراز

ارسال به سایت نیم نگاه

 یکی از نعمت‌های الهی وجود غرایز در نهاد انسان است که مایه بقای او محسوب می‌شود. غرایز در وجود انسان طبیعی و غیر قابل انکار بوده، هدایت و ارضای صحیح آن، زمینه‌ساز اصلاح فرد و جامعه و انحراف از آن، سرچشمه بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی خواهد بود. غرایز در خلقت بشر برای سوق دادن او به‌‌سوی هدفی معین مقرر گردیده‌است. انسان خواه ناخواه در برابر هرگونه سرکوبِ غرایز ایستادگی و مقاومت می‌کند. رعایت اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از افراط و تفریط در پاسخ‌گویی مناسب به همه غرایز از اصول مهم برای زندگی سالم است که مورد تأکید متخصصان و پژوهشگران می‌باشد.

مطالعه‌ی مناسبات درونی فرقه‌ی رجوی از طریق انجام مصاحبه‌های گوناگون با افراد جداشده از این فرقه و نیز مکتوبات منتشر شده از سوی این افراد نشان می‌دهد که فطریات انسانی و از جمله عواطف و نیز غرایز انسانی به‌شکل بیمارگونه‌ای درین فرقه مورد هجمه قرار گرفته و منجر به بُروز افراط و تفریط در این زمینه شده‌است. قریب به اتفاق گزارش‌دهندگان از مناسبات درونی این فرقه به عوارض و پیامدهای متعددی در این زمینه اشاره کرده‌اند.

سرکوب غریزه‌ی جنسی به این معناست که این غریزه به‌طور کلی نادیده گرفته‌شود و نیازهای جنسی انکار و با آن مقابله شود. چنین رفتاری در فرقه‌ی رجوی آشکارا وجود دارد. در این فرقه علاوه بر نادیده گرفتن عواطف و غرایز، شاهد انجام کارهایی برای عقیم کردن اعضای زن فرقه نیز بوده‌ایم.

مؤلفه‌های سرکوب عواطف و غرایز که در این نوشتار مورد توجه و بررسی قرار گرفته‌اند از جمله اصلی‌ترین مقوله‌ی مستخرج از مصاحبه‌ی خانم نسرین ابراهیمی به‌وسیله‌ی روش تحلیل محتوای کیفیِ استقرایی است که در بخش دوم این نوشتار بدان‌پرداخته شده‌است.

نسرین ابراهیمی عضو جدا شده مجاهدین خلق ساکن سوئیس

در فرقه‌ی منافقین علی‌رغم شعار دروغین برابری زن و مرد، زنان مظلومین مضاعفند و ازین برابری دروغین تنها کارهای یدیِ سختِ مردانه و بیگاری شبانه‌روزی نصیب ایشان شده‌است و ظلمی که بر ایشان رفته صدچندان است. به‌خاطر زن بودن تنها معدودی از ایشان توانسته‌اند از چنگال این فرقه‌ی اهریمنی نجات یابند و ازین معدود نیز تنها چند نفر به بیانِ حقایقِ تلخِ ظلم‌هایی که در این فرقه بر زنان روا داشته‌شده است، پرداخته‌اند.

 این پرهیز از بازگویی واقعیات به‌خاطر پس‌زمینه‌های ذهنی و تابوهای فرهنگی است که به‌صورت کهن الگوها بر افکار و رفتار زنان ایرانی سایه افکنده است و ازین رو این گروه از زنان جداشده از بیان رفتارهای غیر انسانی که با ایشان در مقرهای این فرقه صورت‌گرفته اِبا دارند.

یافته‌های علم روان‌شناسی تأکید دارد که سرکوب عواطف و غرائز آسیب‌های جدی بر ذهن و روان آدمی به جای می‌گذارد.

برخلاف شعار دروغین برابری زن و مرد در فرقه‌ی منافقین، به جداسازی زنان و مردان و تحمیل محدودیت‌های مضاعف بر زنان  اقدام شده‌است به‌گونه‌ای که در این فرقه حتی بر اماکن عمومی  نیز تفکیک جنسیتی حاکم بوده است.

آزادی‌های فردی و نیز توجه به علایق شخصی در این فرقه به شدت ممنوع ‌است.

سرکوب امیال جنسی در قرارگاه اشرف

در این فرقه مقوله‌ای بنام اوقات فراغت وجود ندارد و زندگی شبانه‌روزی افراد طبق برنامه‌‌ای از پیش تعیین‌شده به‌شدت کنترل می‌گردد و از این رو چنان که خانم ابراهیمی نوشته حتی گوش دادن به موسیقی موردِ علاقه ممنوع و تخلف از آن با بازخواست شدید و شکنجه‌‌های روحی و روانی همراه بوده‌است.

پس از بنای انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک که یک فریب بزرگ بیش نبوده‌است؛ جداسازی و تفکیک جنسیتی با شدت و حِدّت اجرا شده، مقوله‌ی “ولدادگی” مطرح  و بدین طریق فشارها و محدودیت‌های بیشتری بر زنان اعمال شده‌است.

منظور از ولدادگی چنان که خانم ابراهیمی در مصاحبه‌ی خود طرح نموده‌ اند، دچار لحظه شدن، فکر کردن به جنس مخالف، فکر کردن به عشق، فکر کردن به مادر شدن و فکر کردن به تمام مظاهر یک زندگی عادی است.

یعنی سران تمامیت‌خواه و جانیِ فرقه، با جداسازی و اِعمال تکنیک‌های کنترل ذهن و شستشوی مغزی و با اِعمال کنترل‌های شدید بیرونی سعی وافر در سرکوب عواطف و غرائز فطری و انسانی نموده‌اند.

این امر علاوه بر ایجاد ناکامی‌های شدیدِ شخصیتی و روحی در اعضای تحتِ ستم فرقه، به‌تدریج اعتماد به نفس، خودباوری و عزت نفس ایشان را به‌شدت تنزل داده و باعث فروشکستن شخصیت ایشان در درون خودشان گردیده‌است.

این سرکوب‌ها در افراد درونِ فرقه میل به روابط پنهانی مختلف را ایجاد، توسعه و تشدید می‌کرده است. کما اینکه خانم ابراهیمی چندین بار از اصطلاح “محفل زدن” صحبت کرده که گویای صحبت‌های مخفیانه‌ی افراد در درون فرقه می‌باشد. این روابط پنهانی تنها به گفتگو منحصر نمی‌شده‌است که در ادامه بدان پرداخته خواهد‌شد.

یروند آبراهامیان

از جمله مصادیق بارز سرکوب عواطف در این فرقه ممنوعیت محبت کردن به یکدیگر است چنانچه خانم ابراهیمی نوشته‌اند روابط محبت‌آمیز بین بانوان نیز شدیداً منع و درصورت برملا شدن عواقب سختی به‌دنبال داشته‌است. از آن‌جا که افراد در درون این فرقه به‌خاطر سرکوب‌ مداوم فطریات دچار خلاء شدید عاطفی می‌شوند و به‌طور طبیعی تمایل به پُر کردن این خلاء عاطفی دارند و لاجرم به‌دنبال رابطه‌ی محبت‌آمیز هستند. به‌طور مثال بانوان مسن‌تر به دختران جوانی که اسیر فرقه بوده‌اند مادرانه اما مخفیانه و تلویحی اظهار محبت داشته‌اند اما فرقه این نوع از رابطه‌ی عاطفی را نیز بر نمی‌تابد و سخت مجازات می‌کند.

جداسازی کامل زنان از مردان که برخلاف طبیعت انسان است و این فشارها و محدودیت‌های مداوم و روزافزون باعث گردیده که افراد اعم از زن و مرد به راه‌های غیر اخلاقی برای ارضاء غرائز و عواطف خود سوق یابند. چنانچه در این مصاحبه اشاره شده – و البته در سایر مصاحبه‌ها و آثار مکتوب جداشدگان از فرقه اعم از زن و مرد، نکات مشابهی بیان شده‌است- برخی از زنان به‌سوی خودارضایی و همجنس‌گرایی روی آورده‌اند که این امر پیامدهای نامطلوب زیادی و از جمله شیوع بیماری‌های مزمن در بین این گروه از افراد داشته است. از پیامدهای ناگوار دیگر این قضیه که خانم ابراهیمی به آن اشاره نموده روحیه خشن، تند و عصبی بانوان در درون فرقه می‌باشد که در کنار مشکلات عدیده‌ی جسمی ناشی ازین سرکوب‌ها باعث رنج مضاعف بانوان اسیر بوده‌است.

همجنس‌گرایی هم در بین مردان و هم بانوان فرقه گزارش شده‌است.

 در مصاحبه‌ی خانم ابراهیمی به سوء استفاده‌ی جنسی مسؤولین زنِ فرقه از دختران جوان وکم سن و سال به‌وضوح اشاره شده که بیان‌گر عمقِ فاجعه‌ی انسانی و اخلاقی است که دراین فرقه‌ی خشونت‌طلب و اهریمنی در جریان‌است.

تبعاً ارتباط نامشروع بین زنان و مردان نیز چنانچه در مصاحبه اشاره شده یکی از معضلات اخلاقی این فرقه می‌باشد که در اثر طلاق اجباری و ممنوعیت ازدواج و نیز سرکوب‌ها و اِعمال محدودیت‌ها، در بین برخی از افراد این فرقه وجود داشته‌است.

افسردگی زنان مجاهد در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین

براساس مطالعات انجام گرفته، سرکوب عواطف انسانی و به‌ویژه غریزه‌‌ی جنسی پیامدها و مضرّات جسمی و روحی متعددی را به‌دنبال دارد. غرایز سرکوب شده و ارضاء نشده، جریاناتی را طی می‌کنند که چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی فوق‌العاده برای بشر گران تمام می‌شود و برای این که تمایلات و غرایز طبیعی بهتر تحت حکومت عقل واقع شوند و آثار تخریبی به بار نیاورند باید تا حد امکان از سرکوب شدن و زخم خوردگی و ارضاء نشدن آنها جلوگیری کرد.

روان‌شناسان ریشه‌ی بسیاری از عوارض ناراحت کننده‌ی عصبی و بیماری‌های روانی و اجتماعی را احساس محرومیت خصوصاً در زمینه‌ی امور جنسی تشخیص داده‌ و ثابت کرده‌اند که محرومیت‌ها مبدأ تشکیل عقده‌ها و عقده‌ها احیاناً به‌صورت صفات خطرناکی مانند میل به ظلم و جنایت، کبر، حسادت، انزوا و گوشه‌گیری، بدبینی و … تجلی می‌یابند که بسیاری ازین عوارض در بین افراد گرفتار در فرقه مشاهده و گزارش شده است. از سوی دیگر، سرکوب این‌گونه عواطف از نظر متخصصان و پزشکانِ طبِ بالینی، موجب بسیاری از بیماری‌های دیگر از جمله، افزایش فشارخون، افزایش ضربان قلب، سردردهای تشنجی همراه با فشار، میگرن، اسهال و یبوست‌های دائمی و مزمن، قاعدگی‌های نامنظم ،سخت ،دردناک و طولانی با خونریزی‌های شدید در بین بانوان، بی‌نظمی‌های ضربان قلب، آسم، بی‌اشتهائی و یا پرخوری‌های عصبی و در نتیجه کاهش شدید وزن و یا چاقی‌های مفرط، زخم معده، نیش زبان زدن، طعنه‌آمیز صحبت کردن و حتی در نهایت افسردگی، خودکشی و آدم‌کشی می‌گردد که بر اساس مصاحبه‌ی خانم ابراهیمی بسیاری از این عوارض و ازجمله خودکشی، در بین افراد گرفتار در فرقه‌ی منافقین مشاهده شده است که مبین عمق رفتارهای مغایر با حقوق بشر دراین فرقه می‌باشد.

چنانچه قبلا گذشت، خودارضایی یا استمناء یکی از پیامدهای مستقیم اِعمال فشارها و محدودیت‌های فرقه در زمینه‌ی فطریات انسانی است.

نتایج پژوهش‌ها و تحقیقات مختلف نشان می‌دهد که خودارضایی عوارض بسیاری را در پی خواهد داشت و در صورت تبدیل به یک عادت مداوم، خطرناک بوده و مانند هر اعتیادی، روح، جسم و روان فرد را به‌هم می‌ریزد و زمانی‌که فرد اقدام به خودارضایی می‌کند جنبه‌های مهم و عاطفی یک ارتباط صحیح جنسی را دریافت نمی‌کند و دچار خلاء عاطفی، افسردگی به میزان بالا، فقر سلامت جسمی و روحی، اضافه شدن اضطراب، عدم اعتماد به‌نفس و شادی و عشق کمتر، اختلال در رشد کامل جنسى، لاغرى، از بین رفتن زیبایی  و به‌ویژه براقیت و زیبایی چشم‌ها، ضعف در بینایی و تارشدن دید چشم‏ها، ضعف در شنوایی همچون شنیدن صدای وزوز در گوش، مریض شدن پی‌در‌پی، اختلالات و افزایش سطح آنتی ژن‌های پروستات، سرطان پروستات، سرطان پستان، کمردرد، به‌هم خوردن تناسب اندام و زشتی هیکل، کمى قدرت و ضعف در قوای جسمی و جنسی، بی‌اختیاری ادرار، ریزش موهای سر و نازک شدن موها (به دلیل برهم خوردن نظم هورمونی)، ضعف شخصیت، ضعف اراده، ایجاد مشکلات جدی روحی مثل بدبینی و تندخویی، ضعف اعصاب و کم شدن قدرت تحمل در برابر مسائل، نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی، حساسیت بیش از حد و زودرنجی، افزایش استفاده از مکانیسم‌های نابالغ دفاع روانی، رضایت روانی کمتر، اسکیزوفرنیا، حجب و گوشه‌گیرى مُفرَط، کمرویى فراوان و بى‌حالى، سستى و ضعف همیشگی و خستگی و کوفتگی، کم شدن حافظه و قدرت یادگیری و عدم تمرکز حواس می‌شود.

سرکوب غرایز جنسی در فرقه ی رجوی

براساس مصاحبه‌ی خانم ابراهیمی بسیاری ازین علائم و نشانه‌ها در رفتار و کنشِ افراد گرفتار در فرقه‌ی منافقین مشاهده گردیده است.

چنانچه در متن مصاحبه آمده‌است، رجوی‌ها از پیامدهای ناگوار اِعمال این فشارها مطلع بودند اما از آن‌جایی‌که مسعود رجوی فردی به‌شدت متوهم، تمامیت‌خواه و خودخواه بوده‌ تصور می‌کرده که با مغزشویی و کنتزل ذهن می‌تواند تمام فطریات را در افراد زایل و آنها را به‌گونه‌ای تغییر شکل بدهد که برخلاف فطرت و غریزه‌ی خود عمل کنند. گویی العیاذ بالله خود را در مقام خدایی تصور می‌کرده‌ است. این سران ستمگر از وجود روابط نامشروع، خودارضایی و روابط ناسالم جنسی مطلع بودند اما باز ظالمانه گناه را متوجه بانوان دربند نموده فشارها را بر ایشان دوچندان می‌کردند که شما باید با خودتان و امیال‌تان مقابله کنید و باز آنها را بیش از پیش چنان سرکوب می‌کردند که در خود برای ابد فرو روند و فکر رهایی به ذهنشان خطور نکند و ازین سرکوب با عنوان “فتح قله‌ی رهایی” یاد می‌کردند و زنان را با این عناوین دهان پرکن به سکوت وامی‌داشتند. منظور از رسیدن به قله‌ی رهایی کشته شدن تمام عواطف و غرایز انسانی و تبدیل افراد به موجودات بره‌وار و کاملا مطیع و فرمانبر بود که منویات رهبر خودکامه‌ی فرقه و همسر روان‌پریشش را مو به‌مو عملیاتی کنند.

در پایان باید افزود که برای دست‌یابی به وضوح و شفافیت کامل از مناسبات غیر‌انسانی و ضد بشری در درون این فرقه‌ی اهریمنی، نیاز به باهم‌نگری کلیه‌ی مصاحبه‌ها و آثار مکتوب جداشدگان و رهایی‌یافتگان از فرقه اعم از زن و مرد می‌باشد و تحلیل اجمالی مصاحبه‌ی خانم نسرین ابراهیمی می‌تواند از نخستین گام‌ها درین عرصه باشد.

همچنین انجام پژوهش‌های کمّی و کیفی و به‌ویژه پژوهش روایی و نیز پدیدارشناسانه با تکیه بر مصاحبه‌ی عمیق با جداشدگان، درین عرصه‌ی بِکر پژوهشی به پژوهش‌گران توصیه می‌گردد.

به جداشدگان و رهایی یافته‌گان عزیز هم توصیه می‌شود تا همگی به یُمن این رهایی، دست به قلم برده و مشاهدات عینی و خاطرات خود را به‌صورت کتاب به رشته‌ی تحریر درآورند تا به‌عنوان منابع پژوهشی در اختیار پژوهشگران قرار گیرد. به‌نظر می‌رسد این دِینی است که نسبت به جامعه‌ی انسانی در جهت روشن شدن زوایای تاریک این فرقه‌ی خشونت‌طلب و تروریست بر گردن دارند.

لینک های مرتبط :

تحلیل و بررسی اجمالی مناسبات درونی فرقه‌ی منافقین با تکیه بر مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم نسرین ابراهیمی ـ قسمت اول

مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ قسمت هفتم

نسرین صداقت راستین ـ نگاهی گذرا بر مصاحبه خانم نسرین ابراهیمی با سایت نیم نگاه ـ قسمت سوم و پایانی

کالبد شکافی مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم نسرین ابراهیمی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن سوئیس)

نسرین صداقت راستین ـ نگاهی گذرا بر مصاحبه خانم نسرین ابراهیمی با سایت نیم نگاه ـ قسمت دوم

پارادوکس با خود حقیقی (نامه ی ماه منیر ایران پور به مریم رجوی)

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=20611

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه مجاهین خلق در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی به برادرش (حسین نعمت الهی اسیر فرقه مجاهین خلق در آلبانی)

نامه آقای احمد نعمت الهی ـ ساکن آباده ، استان فارس ارسال به سایت نیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *