1,708 بازدید

مجید محمدی ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ) : روش های فریبکارانه رجوی برای به اسارت نگهداشتن افراد

اگر رهبران و سردمداران مجاهدین ادامه دهنده ی سنتی آزادیخواهانه و عدالت طلبانه بودند پس نمی بایست با فریب و اغوا و شگردهای ماکیاولی انسانها را همچون سکوی پرش به قدرت رسیدن خود قلمداد کنند و شان انسان را در حد یک ابزار مکانیکی پایین بیاورند هویت آنان را مخدوش کنند و یا افراد را چنان درمخمصه و تنگنا قرار دهند که با خط مشی تروریستی فرقه مجاهدین همسویی ناگزیر کنند.

 مبارز آزادیخواه و حامی حقوق بشر در هر شرایطی بایستی به مسئولیت وجدانی خویش عمل کند و از وسیله پنداشتن انسانها و افراد تشکیلاتی برای رسیدن به امیال و اهداف حتی مقدس خود بشدت پرهیز کند. چرا که به تعبیر ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف شهیر فرانسوینمی توان با دستهای آلوده و خونین از مبارزه برای آزادی سخن گفت و حرف زد

 پر واضح است که دست نوشته ی آقای مجید محمدی عضوسابق مجاهدین خلق بیانگر واقعیاتی از نحوه عمل و روند سیستماتیک شستشوی مغزی افراد درتشکیلات مخوف مجاهدین را برای ما آشکار کند ، روندی که جز ویرانگی و تخریب شخصیت انسانها را بازگو نمی کند.

آقای مجید محمدی متولد ۱۳۵۲ ساکن سوادکوه در سال ۱۳۶۷ در حین خدمت سربازی درعملیات شلمچه از قسمت پا زخمی و در حال بی هوشی اسیر نیروهای ارتش صدام شد. ایشان در مصاحبه ای که با رسانه های گروهی داشت می گوید: ” بعد از آتش بس در زیر فشار فرماندهان عراقی و با تبلیغات فریبنده فرماندهان سازمان ( فرقه مجاهدین ) به آنان پیوستم

آقای محمدی تا سال ۱۳۹۰ در قرارگاه اشرف بود. تا اینکه در زمستان سال ۱۳۹۰ به همراه سایر اعضای مجاهدین به لیبرتی منتقل شد و در اردیبهشت سال ۱۳۹۱ موفق به فرار از تشکیلات جهنمی رجوی در کمپ لیبرتی گردید وی در شهریور ماه امسال به ایران و کانون گرم خانواده اش بازگشت.

تیم مدیریت سایت نیم نگاه

…………………………………………………………….

مجید محمدی ـ عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق

Tuesday, February 19, 2013

انجمن نجات

بعد از ورود به اشرف مدتی در قرنطینه بودیم و سپس ما را در لشگرهای مختلف سازماندهی کردند. فشاری هماهنگ شده و وحشی گری های سربازان و افسران عراقی در اردوگاه های صدام باعث شده بود که بعد از ورود به اشرف کمی احساس راحتی کنیم . قبل از تقسیم ما در یگانها ، رجوی با ما نشست گذاشت و گفت حالا به سازمان آمدید نسبت به انتخابتان شک نکنید و اگر هم دوست ندارید در سازمان بمانید شما را تحویل دولت عراق ( صدام ) می دهیم ولی دیگر به اردوگاه اسرا بر نمی گردید بلکه دولت عراق شما را در زندان ابوغریب زندانی خواهد کرد در واقع از همان روز اول پل پشت سر ما را خراب کرد تا ما از انتخاب خود پشیمان نشویم .

بازگشت آقای مجید محمدی عضو سابق مجاهدین خلق به کانون گرم خانواده ـ ایران ـ شهریور سال 1391پای من در آن مقطع نیمه فلج بود که برای بکارگیری کامل من در اشرف مرا تحت درمان قرار دادند تا هم منتی بر سرم بگذارند و مرا مدیون خود کنند و هم بتوانند بعنوان یک سرباز سالم از من کار بکشند .

 مدتها در مناسبات سازمان بودم و کم کم مناسبات تشکیلاتی و فرقه ای آنها خود را نشان می داد و فشارهای تشکیلاتی را روی خودمان حس می کردیم. ضوابط سفت و سخت لشگرها و تعیین محدوده های قدم زدن ، جلوگیری از نشست و برخاست با دوستان تحت عنوان محفل و … خیلی از اسرای پیوسته را خسته کرده بود .

 تعدادی از آنان نیز که از قبل قصد فرار داشتند و به ستوه آمده بودند شبانه از قرارگاه فرار می کردند خیلی از این افراد دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و یا زندانی شدند .

 من هم نتوانستم طاقت بیاورم و طی نامه ای درخواست بازگشت به اردوگاه ( اسرای ایرانی ) در عراق را نمودم .

 یک هفته بعد از نوشتن نامه روزی زنی ( از مسئولین فرقه مجاهدین ) به نام فائزه محبت کار صدایم کرد و گفت رقیه عباسی ( زن پسرعموی پدرم ) با تو کار دارد . نزدیک ظهر بود که نزد رقیه عباسی رفتم و دیدم دو عدد شمع یک جلد قرآن مجید و یک سینی حلوا در اتاق اوست تعجب کردم پرسیدم موضوع چیست؟ او در جوابم گفت خبر آمد پدر و مادرت را رژیم در زندان اوین اعدام کرده است و برادر و خواهر بزرگت ناپدید شدند و خواهر و برادر کوچکترت در یتیم خانه نگهداری می شوند با بغض پرسیدم چرا؟ پدرم بسیجی بود و اسم و رسم در نظام داشت مادرم چه گناهی کرده است؟

 رقیه با حالت ناراحتی گفت بخاطر تو آنها جانشان را از دست دادند و شروع کرد به انگیزه دادنم که تو نباید جز به انتقام گیری به چیز دیگری فکر بکنی تا روح پدر و مادرت را خوشحال کنی .

 بعد از شنیدن این خبر دیگر فراموش کرده بودم که قصد خروج از سازمان را داشتم و با دست مسئولین فرقه میخ اول دروغ و فریب در درونم کوبیده شد با خودم می گفتم دیگر خانواده ای ندارم تا به ایران برگردم و بدین طریق مسئولین فرقه منافقانه تخم کینه را در من کاشتند .

آقای مجید محمدی از مناسبات فرقه ای و رفتارهای خشن سران مجاهدین در کمپ لیبرتی می گوید البته این شگردها را در رابطه با سایر اسرای ایرانی نیز بکار می بردند بطور مثال به یکی دیگر از اسرا که خواهان جدایی بود گفته بودند که زنت از تو طلاق گرفته و رژیم دخترت را به کشورهای عربی منطقه فروخته است. کسانی که اصرار بر خروج داشتند آنها را تحویل زندان ابوغریب می دادند که نمونه اش یکی از دوستان هم اردوگاهیم بود که مسئولین فرقه با فریب و حقه برای گرفتن انتقام او را تحویل زندان ابوغریب دادند که از سال ۶۹ تا ۷۳ در آنجا بود و فعلا در سوئد زندگی می کند. دوستم در تماس تلفنی به من گفت تعداد زیادی از این بچه ها را مسئولین سازمان تحویل نیروهای امنیتی صدام داده و در آنجا مورد شکنجه جسمی و روحی و حتی جنسی قرار گرفتند که سرنوشت تعدادی از آنها معلوم نیست .

 متاسفانه خیلی از بچه ها با پیوستن به مجاهدین می خواستند از شرایط اردوگاه عراق راه گریزی پیدا کنند ولی نمی دانستند که سازمان پیچیده تر از آن است و سناریوهای گوناگون برای نگه داری افراد دارد وقتی تن به این سناریوها نمی دادند آنها را به زندان صدام می فرستاد که ناپدید شوند .

 هر چند که این سازمان دم از آزادی و انقلابی گری می زند ولی رهبری خون آشام سازمان در حق ما اردوگاهی ها ( اسرای ایرانی جنگ تحمیلی درعراق ) چه ها که نکرده است و تلاش نمود تا ما را جایگزین اعضای از دست رفته خود در مرصاد بکند و بر سر کسانی که خواهان جدایی بودند چنان بلائی می آورد تا درس عبرتی برای بقیه شوند تا دیگر به جز سازمان به فکر دیگری نباشند .

روند سیستماتیک کنترل ذهن و تلاشی ذات مستقل انسانها در تشکیلات مخوف مجاهدین

روند سیستماتیک کنترل ذهن و تلاشی ذات مستقل انسانها در تشکیلات مخوف مجاهدین

فرقه تروریستی مجاهدین خلق آلت دست سرویس های جاسوسی موساد و سیا

فرقه تروریستی مجاهدین خلق آلت دست سرویس های جاسوسی موساد و سیا

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3420

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

جواد فیروزمند

تلاش مذبوحانه فرقه مجاهدین برای پاک کردن گذشته

تلاش مذبوحانه مجاهدین برای پاک کردن گذشته تلویزیون «vizionplus» آلبانی در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ …