هنر و سینما
1,692 بازدید
خبر فرار بتول سلطانی عضو شورای رهبری مجاهدین بعد از هفت سال - آیا افشاگری های خانم سلطانی عرصه را برمجاهدین تنگ کرده است؟!!

خبر فرار بتول سلطانی عضو شورای رهبری مجاهدین بعد از هفت سال – آیا افشاگری های خانم سلطانی عرصه را برمجاهدین تنگ کرده است؟!!

بهار ایرانی

مجاهدین دبلیو اس، هشتم ژانویه ۲۰۱۳

سرانجام سازمان مجاهدین پس از قریب به هفت سال سکوت و انفعال درباره فرار و افشاگری های غیرمترقبه و غافلگیرکننده یکی از اعضای شورای رهبری به نام خانم بتول سلطانی ناگزیر توسط یکی از به اصطلاح حامیان خود ضمن اعلام فرار این عضو شورای رهبری کما فالسابق با طرح اتهامات کلیشه ای و تکراری درقبال ایشان موضع گیری کرد. سالها پیش بارها این قلم درباره سکوت و انفعال مجاهدین و همچنین دلایل آن اشاره داشته و دراین خصوص به دلایلی از جمله پیامدها و هزینه های اجتناب ناپذیر ناشی از اعلام فراریک عضو شورای رهبری برای مجاهدین توضیح دادم. اما این که چرا سازمان پس از این همه سال و آن هم بطور تلویحی و غیر مستقیم از فرارخانم بتول سلطانی خبر می دهد در نوع خود جالب است. چنانچه پیشتر و در همان سالها اشاره کردم برای رجوی فرار یک عضو شورای رهبری از آنجا که حامل اطلاعات ذی قیمتی از مناسبات در سطح شورای رهبری است بسیار حائز اهمیت و تا حد زیادی سرنوشت ساز می نمود. گفتگوها و مصاحبه ها و سخنرانی های بتول سلطانی در اروپا و پیرامون ابتلائات و انحرافات اخلاقی و جنسی رهبری در نوع خود غافلگیرکننده و می توان به جرات گفت در آن ابعاد و کیفیت برای اولین بار بود که بیرونی می شد.

منصور تنهایی و آرش رضایی

رهبری مجاهدین می دانست دامن زدن به موضوع فراربتول سلطانی پیامدهای زیادی برای او خواهد داشت. زیرا چناچه بارها اشاره شده او در واقع از نزدیک ترین فاصله ممکن به رجوی به طرح مسائل و موضوعاتی می پرداخت که برای حتی اعضای جداشده شگفت آور و در عین حال تهوع آور می نمود. رجوی به همین دلیل و به ادعای خانم سلطانی در همان اوان فرار او از اشرف از او خواسته بود در قبال دادن امکانات زندگی و مالی قابل توجه در اروپا سکوت کند، اما وقتی خانم سلطانی در افشاگری های خود مصمم شد، رجوی از فرزندان او در اروپا به عنوان گروگان استفاده کرد. اما همچنان ترجیح داد در قبال فرار او سکوت پیشه کند. تا اینکه بالاخره ناگزیر می گردد وقتی به زعم خود آب ها از آسیاب افتاده در مقاله ای با عنوان چرا شیطان، شیطان سازی می کند، به قلم مستعار محمدعلی هدایت ضمن قبول فرارخانم سلطانی از قرارگاه اشرف او را نیز همچون خیل جداشدگان متهم به ارتباط با وزارت اطلاعات کند. در این یادداشت به تصریح نویسنده :

“مزدور بتول سلطانی .. در سال هشتاد و پنج بعد از خروج از اشرف خود را به کمپ آمریکایی تیف رسانده و از فرمانده آمریکایی کمپ تیف درخواست رفتن به ایران و زندگی در زیر قبای ملاها را می نماید.”

این درحالی است که پس از این تاریخ تا امروز سازمان تاکنون کوچکترین اشاره ای به فرار خانم سلطانی از قرارگاه اشرف نکرده است. حال آنکه اگر چنانچه نویسنده مدعی است او از فرماندهان تیف درخواست رفتن به ایران و زیر چتر وزارت اطلاعات را داشته است، چه دلیلی داشته سازمان در قبال چنین امری سکوت نماید و حالا پس از هفت سال تازه خبر فرار او را از قرارگاه اشرف اعلام و بیرونی کند. و مضحک تر اینکه برای سرپوش گذاشتن بر این افتضاح از قول سرهنگ مک گلاسکی فرمانده وقت حفاظت اشرف مدعی و می نویسد:

” اما میتوانم در مورد یک نفر به شما بگویم که ما از او خبر دریافت کردیم. او بتول سلطانی بود. اگر این نام را تا بحال نشنیده اید، او ساکن اشرف بود و به ایران رفت. یکی دو ماه بعد من نصف شب از طرف یکی از ایستگاههای پلیس مان در خارج از اشرف یک تماس عجولانه تلفنی دریافت کردم، که میگفت خانم سلطانی با پاسپورت ایرانی به عراق بازگشته است. و او از طریق مترجم خودم، به من گفت که او مجبور شده است که به عراق بازگردد تا خانواده اش در ایران امن بماند. او گفت از دست گروگانگیرانش در بغداد فرار کرده و میخواهد به اشرف بازگردد.”

معلوم نیست کسی که ابتدا به ساکن با هماهنگی وزارت اطلاعات از قرارگاه اشرف فرار کرده چگونه اندی بعدتر می خواهد از دست گروگانگیران اش فرار و به اشرف بازگردد. اتفاقا این بخش از ادعاهای سازمان و از قول فرمانده وقت قرارگاه ادعای خانم بتول سلطانی مبنی بر تطمیع خانم سلطانی برای سکوت را به حقیقت نزدیک می کند. ضمن اینکه معلوم نیست چرا این فرمانده وقت تیف نیز تا کنون در قبال چنین امر مهمی سکوت پیشه کرده است. و البته نویسنده در نهایت هم منبعی برای اثبات گفته های این فرمانده سابق تیف ارائه نمی دهد. و نکته جالب تر اعلام سمت فعلی خانم سلطانی است که به زعم این فرمانده اعلام می دارد او اینکه:

“سلطانی حالا دیگر مامور نیروی قدس و رژیم ایران بود.”

بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق

البته می توان حدس زد اتهام فعلی به خانم سلطانی از چه ضرورت و اهمیتی برخوردار است. اول اینکه اتهام کلیشه ای ارتباط با وزارت اطلاعات جز مضحکه و سخره گرفتن چیزی برای سازمان به همراه ندارد و دوم اینکه به زعم مجاهدین چنین ادعایی با توجه به حساسیت هایی که روی نیروی قدس وجود دارد، شاید بتواند به اعمال و ایجاد محدودیت هایی برای خانم سلطانی و در نهایت منجر به ساکت کردن ایشان در اروپا شود.

واقعیت این است که اهمیت فرار کسی مثل بتول سلطانی از بالاترین مناسبات تشکیلاتی مجاهدین یعنی شورای رهبری موضوعی نیست که در حد این یادداشت و یکی دو مقاله خلاصه شود. اهمیت فرار و افشاگری های او به حدی است که می توان نقش ایشان را تا تفکیک دو دوره متمایز درجریان افشای مناسبات درون تشکیلاتی به قبل و بعد از فرار او تعبیر کرد. بهانه این یادداشت در رابطه با خانم سلطانی صرفا سکوت هفت ساله سازمان در قبال ایشان و شکستن این سکوت و اعلام فرار ایشان از قرارگاه اشرف است. ضمن این که لازم است توضیح بدهم بر خلاف ادعای نویسنده که مدعی خانم سلطانی از قرارگاه اشرف خارج شده اند، به این نکته اشاره کنم که ایشان جریان فرار خود از اشرف را بارها به تفصیل توضیح داده است. و در اینجا استفاده از واژه خارج شدن از اشرف را کما فی السابق می توان نام مستعار فرار از اشرف تعبیر کرد. سخن آخر اینکه به نظر می رسد افشاگری های خانم سلطانی باید عرصه را بر مجاهدین خیلی تنگ کرده باشد که پس از آن همه سال سکوت در نهایت ناگزیر شده اند ضمن ارتقا دادن مقام او به عضویت در سپاه قدس تا حدودی از بی تفاوتی در قبال او بیرون بیایند. بطور حتم موضع گیری سازمان در قبال او اگر چه اولین موضع گیری اما به حتم آخرین آن نخواهد بود. و باید طی روزهای آینده شاهد شلیک توپ خانه دروغ پردازی مجاهدین علیه این عضو شورای رهبری سابق مجاهدین باشیم. پیشاپیش می توان حدس زد اتهامات وارده به این عضو شورای رهبری با توجه به نوع افشاگری هایی که ایشان درباره رجوی نموده از تناسب لازم نیز برخوردار خواهد بود.

 

لینک کوتاه: http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2582

درباره ی آرش رضایی

مدیر وبسایت خبری، تحلیلی نیم نگاه

همچنین ببینید

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی هشتم سپتامبر ۲۰۱۸ طبق اطلاعاتی که ایران اینترلینک در اختیار …